تاریخ : 1399,سه شنبه 22 مهر14:55
کد خبر : 78219 - سرویس خبری :

مرهم زخم دل بی سر و سامان


مرهم زخم دل بی سر و سامان

«یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم»/دولت صحبت آن خسرو خوبان اینجاست

شهید گمنام

شهید گمنام - سال های پیشین، چه آزاد و رها هر گاه دل می لرزید و تنگ میشد، کبوتر می شدیم و پر می گشودیم و تا دور گنبدت پر می گرفتیم

دور سرت می چرخیدیم و تا دل قرار بگیرد، عاشقانه هایمان را نثارت می کردیم

حال شهادتت نزدیک است و ما دور...

داغ دوری از کربلا در اربعین جدت، کم بود!... از دیدار تو هم محروم شده ایم

شهادتت در راه است و ما عزادار... اما غصه فراقت، درد دیگری ست...

 

این غزل را سال قبل... وقتی که هیچ مانع مزاحمی جز گاهی بی توفیقی‌ها مانع دیدارت نبود.... و به خدمت رسیده بودیم... توفیق و اذن دادی سلطان عشق...

تقدیم به آستان مقدست

 

امام رضای (ع) دل خودمان

تقدیم... با عشق

 

می روم تا که بگویم به همه جان اینجاست

مرهم زخم دل بی سر و سامان اینجاست

پای این گنبد زرین تو باید جان داد

نقطه عطف همه عالم امکان اینجاست

 

تا غریبانه نگردند به گرد حرمت

درنیابند که درمان غریبان اینجاست

قربت و بندگی و ذکر و دعا و صلوات

هرچه توفیق بخواهی، همه اش هان اینجاست

«یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم»

دولت صحبت آن خسرو خوبان اینجاست

گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس

آی عشاق بیایید گلستان اینجاست

ای گدایان بشتابید به درگاه کرم

بارگاه کرم شاه خراسان اینجاست

 

شعر و عکس از شهید گمنام