تاریخ : 1400,یکشنبه 07 آذر18:30
کد خبر : 86872 - سرویس خبری : مقاله و یادداشت

سهم ما یک فشنگ مشقی هم نشد!


سهم ما یک فشنگ مشقی هم نشد!

ما مین ضد تانک گذاشتیم، اما تانک های دشمن موذیانه شدند سبک تر از سگ، که حالا سگ که هیچ، باید میمون را در بغل دختران و پسران جوان تحمل کنیم و جیک نزنیم و لال شویم...

مرتضی قنبری وفا

مرتضی قنبری وفا - پس از مقطع دفاع مقدس، دست و پای ما را بستند و ما را درگیر زندگی و امرار معاش، خانواده قرار دادند. به نام دوران سازندگی گفتند دیگر مین نگذارید، می خواهیم سد، نیروگاه، کارخانه و... بسازیم. امثال ما برای تشکیل خانواده یا ادامه زندگی، با انواع مین هائی برخورد کردیم که امثالش را در دوران جنگ ندیده بودیم، قوانینی بنام ایثارگران، به کام اختلاسگران.

  برای ایجاد خط راست ولایت فقیه، خودشان نرم افزار کالیبره سنجی گذاشتند. مردم آمدند پای انتخابات، آیا می شود برای مردم عادی پای صندوق، مین گذاشت؟ خودشان بریدند، دوختند و با شعارهای متنوع و رنگانگ بر تنشان کردند، وعده و وعید دادند و مردم خسته از جنگ و نزاع، دل به آنها سپردند.

 برای گرفتن اختیار بیت المال، هیچ اعتنائی به ما نکردند، خودشان را رئیس کل بانک کشور، معرفی کردند و سر از کانادا درآوردند، ولی به امثال ما دریغ از یک وام کم بهره، بدون تشریفات زائد.

 وقتی بشکه های بمب ناپالم و فوگاز زدیم، آقازاده ها آمدند پا روی سیم تله گذاشتند، بشکه ها منفجر شدند، آقازاده های فُکلی و بدون خَش گرفتند و بردند، ولی برقش و دودش به چشم امثال ما رفت و شدیم اهالی اهل سهمیه، آش نخورده و دهان سوخته.
وقتی بمب های لوله ای اَژدر بنگال گذاشتیم برای مانع بر خودرویشان، بمب های ما بر ماشین های شاسی بلند آنان هیچ تاثیری نگذاشت، حتی یک خط بر گلگیر شاسی بلند آنان، چون تاریخ مصرف مواد ما قدیمی و ارتفاع شاسی ماشین آنان، بسیار بلند بود.

 مین واکسی امثال ما، روی ما را سیاه کرد، در برابر مردم عادی که هشت سال بنام دفاع از ناموس مردم جنگیدیم، اما عایدی مردم شد فقر، فساد و تبعیض اما، ما بماند ...!

 رسانه های بیگانه و معاضد با انواع شیطنت های رسانه ای در فضای مجازی، آنقدر در گوش مردم خواندند که ما شدیم دشمن مردم و ساندیس خور دولت و حاکمیت، مسیح علینژاد شد، منجی مردم و زنان.
ما مین ضد تانک گذاشتیم، اما تانک های دشمن موذیانه شدند سبک تر از سگ، که حالا سگ که هیچ، باید میمون را در بغل دختران و پسران جوان تحمل کنیم و جیک نزنیم و لال شویم

 

مگر در فضای فرهنگی و رسانه ای ارزش ها به ما تریبونی دادند که حرفمان را بزنیم؟
وقتی سینماگران رفتند فیلم جنگی بسازند، حتی سهمیه دولتی ندادند و گفتند فیلم جنگی بسازید ولی بابت شلیک هر تیر دوشکا
، هفتاد هزار تومان بپردازید، شما می دانید یک خشاب دوشکا، چند گلوله جای می گیرد و بابت هر ثانیه  فشار بر ماشه، چند تیر دوشکا شلیک می شود؟ بنده خودم نمی دانم، چون تخریبچی بودم، نه دوشکاچی!

 مگر امثال ما، به عنوان غنیمت جنگی به جز گلوله، ترکش، درد، گاز خَردل و اعضای خانواده، چه گرفته ایم  که حالا باید در جایگاه متهم قرار بگیریم؟

 ما فقط در روز محشر نزد شهدا و امام راحلمان روسفیدیم که کم فروشی نکردیم.
کدام جانباز می دانست ترکش از کدام زاویه، با چه شدت با او برخورد خواهد کرد و چه درصدی می گرفت؟

 انبوه جانباز زیر 25 درصد را ببینید که به خاطر قدرت جوانی وقتی مجروح شد، بجای گرفتن مدرک همزمان بالینی و بستری، به سرعت با دست و پای معیوب به خط مقدم برگشت، تا فقط شب عملیات را از دست ندهد. حالا در میانسالی و کهولت سن بابت همان مجروحیت قادر به کار نیستند و دولت های بعدی و بنیاد، اصلا" او را به رسمیت نمی شناسند.
ایثارگران دارند تاوان صداقت و گذشتشان را از زمان جنگ تحمیلی تا کنون را هنوز می پردازند.
والسلام