تاریخ : 1401,دوشنبه 30 خرداد15:30
کد خبر : 90864 - سرویس خبری : مقاله و یادداشت

آموزه های دینی و بازنویسی تاریخ سیاسی / اجتماعی


آموزه های دینی و بازنویسی تاریخ سیاسی / اجتماعی

آموزه های دینی چهارچوبی ضروری هستند که زندگی روزمره را بر مبنای احساسِ جاودانگی در مسیری معین هدایت می کنند...

سید مهدی حسینی

فاش نیوز- آموزه های دینی چهارچوبی ضروری هستند که زندگی روزمره را بر مبنای احساسِ جاودانگی در مسیری معین هدایت می کنند؛ بر اساس این احساس و ادراک صرفا ذهنی مفهوم دینداری معنا می یابد.

با پرتوافکنی بر الهیات سیاسی و ارتباطِ آن با تعیینِ جهتِ عقربه ی افکار عمومی؛ دو موضوع بنیادین پدیدار می شود:

 

  • نقش پایبندی به اصول و قواعد دینی در نشاط و پویایی جهان اجتماعی؛
  • چرایی و چگونگی تأثیرپذیری اکنونیت جامعه و فرهنگ از باورها و ارزش های دیرین؛

  عناصر دینداری ( اندیشه/ ذهن؛ و بدن/ جسم ) همواره نسبت به عظمت هر ملت موضوعِ ممتازِ کنجکاویِ علمی را تشکیل می دهند؛ این مظاهرِ اصلیِ قدرت در ایران جدید در دو برهه ی سرنوشت ساز؛ عیارسنجی شدند:

  •  هنگام تحول تاریخ سیاسی و اجتماعی از سلطنتی به جمهوری اسلامی؛
  • هنگام نواخته شدن طبل جنگ و در میدانِ نبرد تن با تانک و حفظ تمامیت ارضی کشور؛

 چهارده قرن است که تاریخِ قدسی واقعه ی عظیم عاشورا (زیباترین جلوه ی پیروزیِ امر اندیشه و جسم بر قدرتِ عینیت یافته در جهل و شمشیر) را همراهِ لحظه های زندگی روزمره ی ایرانیان کرده و با عطر خوش این پیروزی؛ در هرکوی و برزن مشام جامعه را می پرورد.

در همین زمینه؛ برخی اندیشمندان غربی در واکاوی مسائل ایران به زمینه های معنوی نیز اشاراتی دقیق داشته اند؛  میشل فوکو، مانوئل کاستلز، و مک لین از این جمله اند.

 جستار حاضر بر این پیش فرض استوار است که جمهوری اسلامی ایران از آبشخور " عقیده و جهاد" سیراب است. و در ساختار سیاسی آن، که بر تاریخ قدسی تکیه دارد بلحاظ نظری رگه های پر رنگی از حکومت داری با خوانش فوکویی نیز دیده می شود.

 فوکو به منظور بازشناسی وضع جامعه طرحی نو در انداخت:

  •  واژه های حکومت / اداره، و طرز تفکر/ ذهنیت را با هم ترکیب کرد؛
  •  در تلاش دیرینه شناسی کوشید تا تأثیر مقولات پیشینی بر رویدادهای کنونی را نشان دهد؛

او در یک برهه ی تاریخی خاص؛ با هدف مشاهده ی چرایی و چگونگی رویدادها ازفاصله ای نزدیکتر؛ دوبار ( 25 شهریور تا 2 مهر و 18 تا 24 آبان ) به ایران سفر کرد.

 

فرضیه:

الف: از آنجا که هنوز صدای شلیک گلوله در سراسر جهان شنیده می شود؛ ضرورت توجه به پیوندِ میان بدنِ فردی و بدنه ی اجتماعی و تأمین امنیت؛ در زیست - سیاستِ نوین اهمیتی حیاتی دارد.

ب: در این زمان؛ تعلیم آموزه های دینی به نوجوانان وجوانان  باید درمراکز معتبر و مبتنی بر علم و منطق آغاز گردد؛ چرا که هر معلم دهکده ی الکترونیک! تدریس خصوصی و رایگان دایر کرده است.

ج: پس از بیراهه های دراز؛ دیجیتالیسم اکنون با تمرکز بر تعارضات آموزه ایِ ادیان ابراهیمی(ع)؛ نه تنها در صدد از جا کندن کلیت سایبان مقدس است؛ بلکه دست آورد اندیشه ورزی از عهد باستان تا کنون برای زندگی قضیلت مند را نیز دود می کند و به هوا می فرستد.

 

آتش سوزی سینما رکس آبادان، جمعه ی سیاه، زمین لرزه ی طبس در تابستان داغ 57 که همگی با پیدایی اندیشه ها ارتباط دارند، بعلاوه ی توجه افکار عمومی جوامع غربی به مسائل ایران، و درخواست یک روزنامه ی ایتالیایی؛ پای فیلسوف فرانسوی و نه چندان خوشنام را به عنوان روشنفکر- خبرنگار به ایران باز کردند.

فوکو  از پنجره ی کالبد شکافیِ قدرت به جامعه ی ایران نگریست؛ و از این زاویه با جنبه های غریب زندگی روزمره، و فرهنگ شیعه ارتباط یافت. گزارش های او الهام بخش بسیاری از محققین برای کاوش در زمینه ی اثرِ آموزه های دینی بر جامعه و فرهنگ شد.

او که رویای یک کنجکاوی جدید را در سر می پروراند؛ به بخشی از اندیشه اسلامی سَرَک کشید که غرب به راحتی قادر به فهم آن نیست: 

«  در ایران کار تعیین تاریخ سیاسی با تقویم است. ده ماه است که مردم با مسلح ترین رژیم و هولناک ترین پلیس جهان در افتاده اند؛ آن هم با دست خالی و  بدون روی آوری به مبارزه ی مسلحانه، و با سرسختی و شجاعتی که ارتش را میخکوب کرده است. ...

وزارت خارجه ی آمریکا هم منتظر سالگرد امام شهید است. یک مشاور آمریکایی امیدوار است اگر ماه محرم را مقاومت کنیم همه چیز را می توان نجات داد؛ وگرنه ... ( ایرانی ها چه رویایی در سر دارند؟ ص53 )»

 اساسا آموزه های دینی رابطه ی انسان با جامعه و شرایط زندگی اجتماعی را تنظیم می کنند. بدیهی است که انسان حتی در بحرانی ترین شرایط نیز؛ به اصطلاح «ممکن نیست که از جهان بیرون بیافتد.» بخش زیادی از آموزه ها و دستورات اخلاقی به منظور ایجاد همبستگی و همرفتاری همدلانه در هنگام بروز بحران ها و شدائد و سختی ها وضع شده اند.

 تمدن ایران و اسلام سرشار از آموزه هایی برای حفاظت از چهارچوب زندگی فضیلت مندانه است؛ اما اکنون مهندسان فرا سیاسی در جنگل الکترونیک با اصرار بر شادی دروغین؛ به نوجوانان و جوانان القا می کنند که «نیروهای غریزی نیرومندتر از موازین فرهنگی و قوانین اخلاقی اند که تمدن وضع کرده است؛» و عجیب و غریب تر اینکه جنگ ها و کشتار های قرن بیستم را شاهد مدعا می گیرند!

از همین روست که برخی از شهروندان فضای مجازی با اقامت در زمان گذشته ای که زندگی صرفا در عیش و مردن از خوشی معنا می شد؛ در احساس و درکی نوستالژیک نسبت به آن به سر می برند. ...

 بنا بر پژوهش های تبار شناسانه « در فرهنگ شیعی "شهادت" یعنی تقلید از امام حسین [ع]؛ هسته اصلی خلوص دینی است؛ (کاستلز؛ عصر اطلاعات، قدرت، هویت، ج2ص،32)» از آنجا که براثر همهه و قال مقال در فضای مجازی «شک گرایی فروخفته ی زمانه ی ما» در حال بیدار شدن است؛ منطق درونی این اخلاص و یکدلی (ویژگی بی بدیل شیعه که در ایران بنیاد آگاهی را می سازد) را باید به شیوه ی علمی برای نسل نوظهور توضیح داد.

حضور پر رنگ آموزه های دینی بویژه در زمینه ی امنیت اقتصاد ی؛ بسان دوران دفاع مقدس قادر است جامعه ای هرچه انسانی تر بسازد. ...

درست است که « مذهب در کنار سلسله مراتب اجتماعی و سلحشوری؛ بنیان آزادی های نظم یافته توصیف شده ؛» اما سیاه چاله ی فضای مجازی درحال بلعیدن کلیّت آموزه های دینی در ادیان ابراهیمی (ع) است.

 این غولِ سرد که اخلاق و حقوق بشر را دلبخواهانه معنا می کند؛ حتی نقشه ی راه برای زندگی فضیلت مندانه ی انسانی (حاصل اندیشه و اندیشه ورزی از دوران یونان باستان تا  2022) را در کلبه ی الکترونیک به درون اجاق انداخت!

بازنویسی تاریخ سیاسی و اجتماعی؛ هرگز به این آسانی که سوداگران بازار اندیشه در مدرسه ی شبانه روزی فضای مجازی؛ به صورتی ماهرانه تحریف کرده و برای نسل وب روایت می کنند نیست. ...

  فوکو با موشکافی های وسواس گونه؛ شمه ای ازآن محیط طوفانزا را بیان می کند. هر چند هم وطنش بودریار می گوید فوکو را فراموش کنید؛ اما او درمقالاتی که تا قبل از 22 بهمن 57 نوشته سرنخ هایی تأمل بر انگیز بدست می دهد:

  • اختلاس غول آسا ..؛
  • ایران ِ نفت و فقر...،
  • آمریکا شاه را دوباره بر تخت نشاند...،
  •  حاکم خودستا و بی لیاقت و مستبد...،
  • با این آدم باید بر ایران حکومت کنیم...،
  • منافع اصلاحات ارضی از جیب شاه و خانواده اش سر درآورد...،
  • مردم ایران به خاندان پهلوی به چشم یک اشغالگر نگاه می کنند...،

 تاریخ را هنرِ دیدن گذشته در زمان حال خوانده اند؛ جهان مشاهده کرد که چرا و چگونه « شهادت حضرت [امام] حسین (ع) سومین امام در کربلا؛ پیشینه ی سیاسیِ تحول بعدی الهیات تشیع را به وجود آورد؛ (مک لین؛ فرهنگ علوم سیاسی، ص، 866) » مهم ترین جلوه ی این تحول عبارت است از « یک نبرد تن به تن عظیم میان دو هماورد با همه ی نشان های معهود و دیرینه:

  • شاه و قدّیس پیری که شخصیتش پهلو به افسانه می زند،
  • حاکم مسلح و تبعیدی بی سلاح،
  • سلطانی مستبد و روبروی او مردی که  دست خالی و به پشتیبانی یک ملت به پا خاسته است،

باید باور کرد که جریانی رازوارانه و نیرومند میان این پیر مرد که پانزده سال در تبعید است و ملتی که او را صدا می زند وجود دارد؛ ... از زبان کارشناس ماهر شنیدم " خوب می دانیم که چه چیزی را نمی خواهند، اما خودشان هم نمی دانندکه چه می خواهند" ...؛  باید اقرار کنم ما غربیها صلاحیت آن را نداریم که به ایرانی ها توصیه ای بکنیم.»

نتیجه گیری

واقع گرایی از اهالی عدل و انصاف برای ارزیابی روند امور اقتصادی، سیاسی، فرهنگی؛ اجتماعی دعوت به عمل می آورد.

 همواره برترین معیار حکو مت داری خوب؛ مراقبت از امنیت اقتصادی و آرامش روانی مردم می باشد. در هنگامه ی آشوب اقتصاد؛ شبکه های اجتمای و فضای مجازی فرصت یافته اند تا با خودکامگی« حلقه های گل بر زنجیرهای آهنینی که برانسان سنگینی می کند» بسازند و با انداختن آن بر گردن نسل وب ؛ او را هرجا که خاطرخواهشان است بکشند.

این فضا به دروغ امریکایی ها را به عنوان شهروندان بهشت موعود معرفی می کند؛ به طوری که « گویی به خاطر آن زاده شده اند و از آنها چیزی می سازد که مردمان متمدن نامیده شوند ...»

اشاره به این موضوع  از این لحاظ مهم است که به نظر می رسد امروزه به بیان روسو «نیاز؛ تاجِ تخت را برافراشته، و هنر! آن را استوارکرده است.»

مهمترین پیامد گذار جامعه ی ایران از حکو متِ طاغوت؛ رهایی از سلطه ی امریکا و تشکیل حکومت با رأی مردم و سپردن امر خطیر حفاظت از (دین، جان، مال،  عقل، نسل) به دینداران بود.

امروز هدایت کشور ایران با رهبری آکاه و فقیهی سیاستمدار است که همه ی آزاد اندیشان جهان از رهگذر سیاستِ مقایسه ای؛ زبان به ستایشِ بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت و مدیریت بی بدیل او در جهان بسیار پرمسئله و پیچیده ی کنونی؛ گشوده اند:

خوش گرفتند حریفان سر زلف ساقی

گر فَلَکشان بگذارد که قراری گیرند

« تشیع با مسلح کردن پیروان به نوعی بی قراریِ مدام؛ در ایشان شور سیاسی و دینی می‌دمد.» این کارکرد منحصر بفرد؛ بخصوص اکنون که عر صه ی عمومی شاهد نوعی نابسامانی اقتصادی ( حاصل لجام گسیختگی قیمت ها و بسیاری دلایل قابل بحث دیگر ) است می تواند قدرت حل مسئله در اندیشه و اجتماع دین محور را  با دادن اولویت به:

  •  شأن و شرف و جایگاه فرد؛
  •  همرفتاری همدلانه و کار پیرائی؛

 در منظر جهانیان به نمایش بگذارد؛ البته اگر صدای گوش خراش بلندگوی دیجیتال مانع نشود و سیاست پیشگان بتوانند شتاب نوآوری ها در عرصه ی تاخت و تاز دیجیتالیسم و مقتضیات زمان را فهم کنند ...

سخن آخر:

  به نظر می رسد صحبت از نقاط عطف مهم در رابطه با آموزه ها و صُوَر بنیادی حیات دینی، برخی افراد هیجانی که مجادله با آنها چندان ساده نیست را برمی آشوبد یا موجبات بیزاری آنان را فراهم می کند و پیش داوری صورت می گیرد ...

عوامل زیر این حالت را تشدید می کند:

  • کژکارکردی برخی از مدعیان دین داری در عرصه ی اجتماعی؛
  • ندانم کاری برخی از  متولیان امور یا کارکزاران تاجر پیشه ی دولتی؛
  • نقض یک پیش داوری اخلاقی- زیباشناختی نسبت به آموزه های دینی؛

 اما هر پژوهشگر نقّادی به حکم وجدان (یگانه محکمه ی بی نیاز از قاضی) می کوشد چشم اندازهای بسیار معدود استعلا گرانه ای که از برکت وجود خود تاریخ را متبرک ساخته اند؛ را همواره پیش چشم مخاطبان قرار دهد.

* جانباز دکتر سید مهدی حسینی