تاریخ : 1401,شنبه 04 تير16:31
کد خبر : 91028 - سرویس خبری : زنگ خاطره

به خاطر یه فشنگ، رزمنده رو اذیت نکن!


به خاطر یه فشنگ، رزمنده رو اذیت نکن!

جانباز- شهید عزیز علی غیوری بزرگ مرد و مجاهدی واقعی بود که هنوز هم مظلوم است. به این خاطر که آن سردار عزیز شناخته نشده وبه نسل بعد معرفی نشده است.
او رزمنده ای بی ادعا و عارفی واقعی بود.
بنده او را سال ها در جبهه می دیدم و می شناختم
به یک خاطره کوچک ازاین شهید بزرگوار اشاره می کنم:

 مدتی بود به علت آماده باش مرخصی ها لغو شده بود. در گرمای مهران وقلاویزان خدمت کردن در سنگرهای کوچک زیرزمینی کاری بسیار سخت وطاقت فرسابود.روز گرما سوزان و شب هم گرم و هجوم انواع پشه باعث میشد رزمنده ها در عذاب باشند.
خلاصه در این شرایط ماندن در خط مقدم بسیار سخت بود و حالا ندادن مرخصی به علت آماده باش مزید بر علت...
بنده چندروزی مرخصی اضظراری گرفتم وبه سرعت به ماشین تدارکات رسیدم که بتونم به عقب برگردم. چون اگر از ماشین تدارکات جا می ماندم باید صبر می کردم شاید ماشین دیگری بیاید یا تا روز دیگر صبر می کردم.
خلاصه با عجله سوار شدم و به دژبانی که رسیدم طبق معمول بازرسی صورت گرفت و یک عدد فشنگ کلاش توی جیبم پیدا شدکه خدا را شاهد خبر ازش نداشتم!!
دژبان با فشنگ مکشوفه ونامه بنده را به قرارگاه انتقال دادند تا درقرارگاه تکلیف من روشن شودکه به واحد قضایی معرفی شوم و...
بنده بسیجی بودم وبا لباس خاکی وخسته ...
دژبان مرا یش شهید بزرگوار علی غیوری که مسئول قرارگاه بود بردونامه را به ایشان تحویل وتوضیح داد که بله این فشنگ از ایشان کشف شده است!!
شهید غیوری نگاهی به من کرد و پس از احوالپرسی کوتاه و اینکه مال کدام گردان وکدام خط مقدم هستی (بااینکه هیچ آشنایی قبلی بابنده نداشت) گفت خسته نباشید. تشریف ببرید.
من ناباورانه رفتم و ازقضا ماشینی فراهم و زودتر از دژبان همراهم به دژبانی رسیدم. آنجا باز مرا نگه داشتند و گفتندکه حتما فرار کردی وگرنه چطوربه این زودی برگشتی و دژبان هنوز نیامده.!!
خلاصه ماندیم تا دژبان برگشت وقتی ازش سوال کردند گفت برادر غیوری گفته به خاطر یک عدد فشنگ که آن هم ندانسته آوردن یک رزمنده خسته را اینطور اذیت نکنین.
برخورد شهید با رزمنده ها اینگونه بود.
او تمام جوانب را درک می کرد. میدانست که حتی اگر عمدا هم آن گلوله با خود آوردم ارزش این را ندارد که با یک رزمنده ی خسته درآن شرایط برخوردی صورت گیرد که در روحیه ی او تاثیر نامطلوب بگذارد.
من آن بزرگواری و برخوردشان را هرگز فراموش نکرده ام.
روحش شاد ویادش گرامی باد.