تاریخ : 1401,شنبه 08 مرداد17:30
کد خبر : 91727 - سرویس خبری : زنگ خاطره

تلخ و شیرین محرم در آسایشگاه ۴ نهروان


 تلخ و شیرین محرم در آسایشگاه ۴ نهروان

ماه محرم فرا رسید و باید عزاداری می کردیم، با همان محدودیت و ضرب و شتم ها، اما چه کسی باید مداحی کند؟...

علیرضا ضابطی

فاش نیوز - حدودا یکی دو ماهی بود که اسیر شده بودیم که ماه محرم فرا رسید و باید عزاداری می کردیم، با همان محدودیت و ضرب و شتم ها، اما چه کسی باید مداحی کند؟

به یکباره حسین نامجو از بچه های گردان ما که مداح روستا بود، داوطلب این کار شد، به به جه عزاداری شد. چه حالی بود. وقتی روضه ظهر عاشورا خونده می شد، تشنگی ها دیگر عذابمان نمی داد. البته دشمن بعثی شب های اول هی  می‌ گفت عزاداری ماکو، عزاداری نیست، اما کو گوش شنوا.

 صبح ها هم طبق معمول افراد را بیرون آورده و با انواع آلات و اذوات شکنجه از آنها پذیرایی می کردند، آخ که چه کیفی داشت و عشق امام حسین (ع) بود که به بجه ها قدرت تحمل می داد و این بزرگترین زیبایی بود که در اسارت شاهد بودیم.
در این ایام دوستی ها به اوج خود می رسید. عشق به امام حسین (ع) قدرت تحمل شکنجه ها را افزون می کرد. تازه تشنگی و گرسنگی را بهتر می تونستیم تحمل کنیم. چرا که ما در سرزمین عراق و میان دو رود دجله و فرات اسیر بودیم.

 در هنگامه آه و ناله بجه ها از فرط تشنگی به یکباره صدایی برخواست و بجه ها هم به دنبال صدا، قدرت تحمل یافتند. آن صدا روضه ظهر عاشورا و کاروان اسرا در تشنگی محرم بود، گویی قدرتی ماورایی همه بچه ها را تسخیر کرده بود که فقط حسین حسین (ع) سر می دادند، اصلا تشنگی را فراموش کرده بودند و چه زیبا با لبان تشنه مورد ضرب و شتم دشمن بعثی قرار می گرفتیم اما تنها چیزی که ما را ثابت قدم کرده بود، تاسی به مکتب عاشورا بود و چقدر دلم برای آن روزها تنگ شده است.
التماس دعا
علیرضا ضابطی سیستان

 

با یادی از شهیدان حاج حسن پور اسماعیل و حبیب خسروی
به مناسبت عروج سومین عزیز از گروه ده نفره ما در اردوگاه اسارت نهروان حاج حسین نامجو
روحشان شاد و یادش گرامی باد