24 شهريور 1398/ ۱۶ محرم ۱۴۴۱
عکس روز
خاطراتی از شهدا در «فرزندان مسجد»
خاطراتی از شهدا در «فرزندان مسجد»
    تاریخ› شنبه 09 شهريور 11:59

افتتاح زندانی که خود اسرا ساخته بودند
افتتاح زندانی که خود اسرا ساخته بودند
    تاریخ› چهارشنبه 30 مرداد 16:03

تواضع شگفت‌انگیز
تواضع شگفت‌انگیز
    تاریخ› دوشنبه 31 تير 11:21

شهدایی که بعد از شهادت به آرزویشان رسیدند
تاثیر اخلاق اسلامی
تاثیر اخلاق اسلامی
    تاریخ› یکشنبه 16 تير 11:48

داستان بمب‌های ضامن‌دار صدام
ماجرایی شگفت‌انگیز از عدم همراهی مردم عراق با صدام در جنگ با ایران
داستان بمب‌های ضامن‌دار صدام
    تاریخ› یکشنبه 26 خرداد 10:43

مرحوم شریفی راد وقتی بالای سر بمب عمل نکرده می‌رسد و آن را بررسی می‌کند متوجه می‌شود پیم ضامن بمب هنوز روی آن است. ابتدا تصور می‌کند که شاید این پیم یک تله باشد...

دعوت شهید مدافع حرم از یک نویسنده برای نوشتن کتاب خاطراتش
شهیدی که در سالگرد شهادت برادرش عروج خود را وعده داد
شهیدی که در سالگرد شهادت برادرش عروج خود را وعده داد
    تاریخ› چهارشنبه 04 ارديبهشت 12:30

اسارت در میان دستان یک غول بی‌شاخ و دم
اسارت در میان دستان یک غول بی‌شاخ و دم
    تاریخ› یکشنبه 11 فروردين 12:03

همیشه به خدا می‌گفتم: خیلی دوست دارم انقلاب را از بیرون ببینم، چطور است و چه کردیم؟ اما برای خدا مشخص نکردم که از کجا. خدا هم سریع دعایم را استجابت کرد و من را هشت سال فرستاد عراق.

اسارت و عصبانیت بعثی‌ها از اسرا
اسارت و عصبانیت بعثی‌ها از اسرا
    تاریخ› سه شنبه 30 بهمن 10:37

وقتی ما با روحیات قوی این برادران مواجه شدیم همه تحت تاثیر قرار گرفتیم و بعد از گذشت سه روز تعداد آنها از ۱۰ نفر به ۱۲۱۰ نفر افزایش یافت که این امر باعث عصبانیت شدید عراقی‌ها شده بود.

جیک ‌جیکِ گنجشک‌ها
یک شهید، یک خاطره
جیک ‌جیکِ گنجشک‌ها
    تاریخ› یکشنبه 07 بهمن 11:13

جات خالی خونه‌مون روضه است!
جات خالی خونه‌مون روضه است!
    تاریخ› پنجشنبه 20 دي 13:23

اسارت ۱۱عراقی به دست یک نوجوان مجروح!
اسارت ۱۱عراقی به دست یک نوجوان مجروح!
    تاریخ› چهارشنبه 21 آذر 12:06

قافلۀ شوق (۲۸)
قافلۀ شوق (۲۸)
    تاریخ› یکشنبه 18 آذر 11:03

خمپاره فقط با امدادهای غیبی عمل نکرد!
خمپاره فقط با امدادهای غیبی عمل نکرد!
    تاریخ› دوشنبه 05 آذر 13:14

خمپاره‌ای وسط سنگرآمد، اما منفجر نشد، لحظه سنگینی بود و نفس‌ها در سینه حبس شده بود و کسی سخنی به زبان نمی‌آورد، هر لحظه ممکن بود خمپاره منفجر شود.جانشین فرمانده خیلی آرام به من که جلوی سنگر نشسته بودم اشاره کرد که برو بیرون.


1 2 3 4... 5


بدون ویرایش از شما
بیشتر...
آخرین اخبار
بیشتر...
معرفی کتاب

نقل مطالب سایت، فقط با ذکر منبع بلامانع است.

@ 2014 تمام حقوق مادی و معنوی برای پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ ایثار و شهادت(فاش نیوز)،محفوظ می باشد.