دوشنبه 06 آذر 1391 , 11:32




ضرورت های حذف درصد جانبازی

بهمن معتمدنیا - شاید در برداشت اول و نگاه نخستین ، امری سخت ، غیر قابل اجراء و ناشدنی به نظر آید ، اما وقتی که به ضرورت ها و نقاط ضعف و قوت آن پرداخته شود ، خواهیم دید که بود و نبودش ، خوب است یا بد .
سالهاست که در حوزه خدمت رسانی به مجروحین و جانبازان آسیب دیده در جریان جنگ و انقلاب ، موضوع مهمی وجود دارد که تعیین کننده و ملاکی برای خدمت رساندن و یا خدمت نرساندن به این قشر محسوب می گردد.
«درصدجانبازی» نشانگر و علامتی است برای پی بردن به میزان آسیبی که به شخص در جریان جنگ وارد شده است.
این آسیب گاه آشکار است و قابل رؤیت و گاه از دیده پنهان و بر اساس مستنداتی نظیر اقدامات پزشکی می توان حکم به وجود یا عدم آن نمود. و درنهایت اینکه بر اساس شدت یا ضعف این آسیب ها ، اقدام به مشخص کردن میزان آسیب دیدگی و یا همان «تعیین درصد» می گردد.
البته نفس این اقدام ، صرفاً با هدف مشخص نمودن میزان آسیب وارده و کیفیت از کار افتادگی به منظور تعیین « نوع » و نحوه ی خدمت رسانی خوب است ، اما مشکل اینجاست که همین میزان درصد ، موجب «خدمت رساندن» و یا «خدمت نرساندن» می شود و این «میزان» به بنیاد شهید و یا سایر ادارات و مراجع ، اجازه ی ارائه یا عدم ارائه خدمات و حتی توجه کردن یا نکردن به شخص مجروح را صادر می کند یا نمی کند.
حال آنکه «جانبازان» فی نفسه «جانباز» هستند و «ایثارگر». و در نخستین تقسیم بندی میان تمام افراد یک جامعه ی انسانی ، به این نتیجه می رسیم که افراد ، ایثارگر هستند و یا نیستند ، و سپس به این موضوع برسیم که آیا باید به همه ی افراد جامعه ، بطور یکسان و همگون خدمات ویژه ارائه نمود یا خیر.
و میان آن عده ای که تشخیص ایثارگر بودن دادیم با آنان که غیر ایثارگر هستند آیا تفاوتی هست یا نیست ، که البته پاسخ این سؤالات از بدیهیات و اظهر من الشمس است.
یقیناً همان عده ای که در زمره ی افراد ایثارگر قرار نمی گیرند هم ، خود بر این نکته اعتقاد و اتفاق نظر دارند که بین آنان که ایثار و مجاهدت نموده اند با آنان که به هر دلیل قدمی در این جهت بر نداشته اند ، تفاوت هایی است که موجب استحقاق «همه ی ایثارگران » در بهره مندی از خدمات ویژه تری هستند ، و خوشبختانه در سطح جامعه ی کنونی ما ، کمتر موردی یافت می شود که قدردان مجاهدت و ازخودگذشتگی مجاهدان خود نباشد.
اما ، مشکل اینجاست که همین «میزان درصد» ، آن هم بصورت «قانونی» ، ملاکی می شود برای دسته بندی کردن «ایثارگران» و تفکیک و تنوع نگرشها !
در جریان ارائه خدمات ، حتی در برخی امور حیاتی و فوریت دار ، گاه یک درصد پایین بودن ، مانعی می شود برای عدم ارائه ی خدمت و البته وقتی که در متن ضوابط قانونی و دستورالعمل های مصوب جاری ، چنین مرزبندی هایی قائل شده اند ، گناهی هم متوجه کارمندان و شاغلین ادارات و بویژه نهادهای مرتبط همچون بنیادشهیدوامور ایثارگران نمی شود و چه بسا که خود نیز از قرارگرفتن در موقعیت هایی اینگونه که یک درصد کمتر بودن ، موجب رنجش خاطر ایثارگری می شود ، خرسند نیستند اما چه میتوان کرد که «قانون» اینگونه حکم کرده است.!
البته ناگفته پیداست که میان مثلا فرد جانباز25% ، و جانبازی که یک یا دو پای خود ، یا چشم ، و یا هر عضو دیگری از بدن خود را از دست داده است تفاوت بسیار است و شخص قطع عضو نیازمند خدمات و بخصوص پروتزهایی است که جانباز 25% نیازمند آن نیست ، اما جای نگرانی اینست که همین «میزان» درصدها ، تفاوتها را بیش از حد ملموس نموده است.
همچنین در بسیاری موارد ، مرزی میان شخص «ایثارگر» با افراد «غیر ایثارگر» مشاهده نمی شود و تشخیص این دو مشکل میگردد! و باعث این عدم تشخیص هم پایین بودن سطح «نشانه ای» بنام «درصد» .! حال آنکه این دو نفر ، تفاوتی بسیار مهم با همدیگر دارند و آنهم اینکه یکی از آنها ایثارگر است و دیگری نیست... و همین گونه است حکایت «رزمندگان» ، یعنی کسانی که در دوران دفاع مقدس ، در جبهه های نبرد حضور یافته و از خود مجاهدت و رشادت نشان داده و از میهن و مردم و نظام دفاع کرده اند ، و صرفاً به این دلیل که در برابر انبوه تیر و ترکش و مین و... جای خالی داده و دشمن را ناکام گذاشته و موجب هدر رفتن انواع و اقسام جنگ افزارهای ارسالی شده اند و اینک ، نشان و نقصانی بر پیکر عزیزشان مشاهده نمی شود ، «صفردرصد» محسوب گردیده و مشمول هیچ خدمتی هم نیستند .
نکته جال توجه هم اینست که به هر حال بخشی از مجروحین و جانبازان عزیز که دارای آثار و جراحاتی هستند و احیاناً تیر و ترکشی از زمان جنگ تا کنون بهمراه داشته و دارند ، قابل معالجه و مداوا می باشند اما عموما نگران این موضوع هستند که اگر جراحت وارده را درمان نمایند ، ممکن است در کمیسیون بعدی بدلیل رفع اثر جراحت و فقدان آن ، با کاهش میزان درصد مواجه شوند و درحقیقت بهبودی این جانباز مساوی می شود با کم شدن درصد او ! و کاهش درصد هم به منزله ی کاهش و یا حتی قطع امکانات و امتیازاتی و خدماتی است که تاکنون دریافت می کرده است !
لذا به همین دلیل ترجیح می دهند که از ادامه ی درمان خود صرف نظر کرده و تحمل درد و مرارت و شب نخوابی و گرفتاری های خانواده و مصرف دارو را به کاهش «درصد» ترجیح دهند و قید سلامت و آرامش خود را می زنند.
نکته ای دیگراینکه ، بسیاری از آسیب دیدگان ، افرادی هستند که بنا بر دلایل شخصی ، اعتقادی و ایمانی و مناعت طبعی که دارند و یا بدلیل مسئولیتهای اجتماعی که بر عهده دارند ، از حضور در کمیسیونهای پزشکی و تعیین یا پیگیری افزایش درصد خود امتناع ورزند.
در چنین شرایطی ، چنین افرادی از دید متولیان خدمت رسانی مخفی مانده و در گذر زمان ، زمینه ی خدمت و خدمتگذاری به این بزرگواران فراهم نمی گردد. عمده این افراد هم کسانی هستند که مشکلات روحی و جسمی بسیار بالا و آزار دهنده ای ناشی از مجروحیت دارند اما صرفاً بنابر اعتقادات شخصی خود و به نیت حفظ اجر و پاداش الهی و اخروی ، دردهای خود را به جان خریده و تحمل می نمایند. در این موارد نیز ، نداشتن درصد ، و یا عدم درصد واقعی منجر به ضعف خدمت رسانی و اشکال در بهره مندی جانباز از تسهیلات و امتیازات قانونی می گردد و بنا نیست که افراد ، بدلیل اعتقادات متقن و استوار و قابل تحسین ، از دریافت حق قانونی خود محروم گردند ، حال آنکه اینگونه رفتارهای حاصل نیات خیر و خداپسندانه ، قابل تجلیل و تقدیر مضاعف نیز می باشند.
و اما مطلب آخر اینکه ، در بسیاری موارد مشاهده می شود که شخص مجروح و جانباز ، در بیان و انتقال کامل مشکل و جراحت های جسمی و روحی خود عاجز بوده و یا فاقد مستندات کامل و گویا (نظیر مستندات پزشکی و سوابق درمانی) می باشد که در چنین شرایطی نیز ، پزشکان کمیسیون بدلیل عدم وقوف کامل بر مشکلات این قبیل افراد ، از تعیین درصد واقعی از کار افتادگی شخص غافل مانده و تعیین درصد حاصل وضع موجود و برداشت شخصی پزشک از وضعیت فعلی فرد می گردد ، حال آنکه واقعیت چیز دیگریست.
بنابراین ، چنین به نظر میرسد که «درصد» برای تشخیص و تعلق بسیاری از خدمات ، شیوه ی کارآمد و عادلانه ای نبوده و با رویکرد فعلی ، معیار خوب ، عادلانه و منصفانه ای برای رسیدگی به ایثارگران نمی باشد.
چه بسیار دردهای نهانی که هیچگاه بر زبان آورده نشده اند و چه بسیار جراحت هایی که در قالب هیچ «درصدی» نمی گنجند.
و چه بسیار «جانبازانی» که بعلت فقدان درصد (به هر دلیل) ، هنوز هم «رزمنده» باقی مانده اند و هیچگاه صاحب پرونده ی جانبازی نمی شوند.
امید است که با درک و باور ضرورت «خدمت» کامل ، خداپسندانه و برمبنای «حق» و «عدل» ، در خصوص موارد مطروحه ، از طریق مبادی ذیربط بویژه دولت عدالت محور و مجلس شورای اسلامی بازنگری لازم بعمل آید. طبیعی است که بهره مندی از نظریات ، تجارب و راهکارهای مدیران و متولیان امور مختلف ایثارگران ، بویژه نهاد مقدس بنیادشهید و امور ایثارگران و مدیران خدوم و دلسوز این نهاد ، در این خصوص راهگشا خواهد بود
وسلام علیکم دادش بهمن خدم چند تا سوال دارم دادش بهمن عزیزم خواهش می کنم جواب بده گلم.
اکثرا بچه های بسیجی در سن 16 سالگی تا 19 سالگی رفتند جبهه این همه ما می دانیم هیچ کس هم نمی تواند انکار کند گلم . رزمنده ای 16 ساله زخمی می شود ان زمان که همه فکر روحیه شهادت داشتند و الان هم دارند ایا ترکش بدنش 30 سال نگه می داشت روزی به من از روی ترکش درصد خواهند زد ترکش بدنم باید ان زمان ببینند . بر اثر انفجار خمپاره و کاتیوشا که مثل نخود چشمش عراقی ها میزدند . ایا می دانی به تمام عصاب رزمنده گان و مجروحین اثر گذاشته . ایا منطقه الوده شیمیای می دانی تا چند وقت هم الوده می باشد کسانی که بعدا به ان منطقه رفتند الان هم شیمیای شدند . و نتیجه ان زمان رزمنده خانه پدری هر مدرک پزشکی داشت مادرش پدرش به اشغال دانی می ریخت
. چون کاغذ باطله می دانست فکر این روز نمی کرد . فرزندم چند سال دیگه هزار درد مرض خواهد گرفت شما مدرک می خواهید . ایا بدن خود جانباز نشان گر گویای مجروحیت و برگ عزام جبهه را چرا بنیاد قبول نمی کند و گواهی زخمی بودنش هم دارد . باید ریز ریز برد از بنیاد گدای درصد کند جاناز بنیاد نشینان شاد بشند جانباز مسغره کنند این را می خواهید عزیزم انها که در مجلس هستند هر چهار سال عوض می شوند میاند حرف می زنند بعد جیب خود را پر می کنند می رند اثلا نماینده که برای این همه پوستر و حتی قبرستان محل سکونت ما سه ملیون از جیب خود پول می هد تا رائی مردم جمع کند ان فکر ما جانباز ها را نمی کند ان سه ملیون ها که داده باید سی ملیون ها بر دارد ما رز مندگان و جانباز ها و خانواده شهدا ابله که نیستیم ما هم خیلی می دانیم می گویم همه انسان ها افت خیز دارند بجز مقام ولایت به همین جهت امام خامنه ای را پدر خود می دانیم حاظرم جان مان را فدای رهبر عزیز مان کنیم
ملاکهای انتخاب اصلح در دیدگام امام خامنه ای(مدظله) و امام راحل(ره) نه انسان های دنیا پرست یک تومن بده ده تومن بگیره همیشه در خدمت مردم باشد .نه مردم خدمت ان باشد . بگذریم اگر راست می گوید بنیاد بدید خود جانباز های قطع نوخاع بگردانند تا شب نخوابند بدانند ما چه می کشیم نه افراد ریش دزد مفت خور گلم بابا زیاد حرف زدم برم حیعت با اربابم دردل کنم شما که ما را ابله می دانید ما افتخار مان این نوکر ولایتیم بس
الهی به احترام مادرم فاطمه زهرا ما را از ولایت جدا نکن ما را نوکران واقی امام عصر و امام خامنه ای قرار بده مرگ ما را مثل اربابم امام حسین باشهدات فی سبیل الله قرار بده امین
فرزند شهید حاج سید مجتی و جانباز سید مرتضی
در هر حال امتیاز ارزیابی و عملکرد و رضایت ارباب رجوع بنیاد هنوز خیلی پایین است .
خدمان رسانی (خصوصا درمانی و غیره)بهمه جانبازان و اسیب دیدگان دفاع مقدس و انقلاب اسلامی
کامل و بدون هیچگونه مماشاتی صورت پذیرد .
این حداقل خواسته جامعه ایثارگران در خصوص احاد اسیب دیدگان دفاع مقدس است .
این فریادیست که سالها حنجره ما را پاره نمود . بسیار زیبا و کامل بود
یقیننا اسیب دیدگان بیشتر مواظبت و مراقبت بیشتری را طلب می نمایند . اما اصل درمان جدای از درصد حق هر جانباز و ایثارگریست . که قانون ان نیز وجود دارد و اما مهم عملیاتی شدن ان است
بله جانم خیلیها هستند که از عمد حاضر نیستند درمان شوند این یک حقیقت است چون حتى اگر براى حق و حقوق انها نباشد بنیاد دمبال بهانست که کافیه یک شخص عادى که از فلأ جانباز بدش میاد و او به بنیاد بگوید که ایشان جانباز نیست سریعأ پرونده ان جانباز بدبخت به حراست مى فرستند و تحقیقات شروع مى شود تا زمانى که ثابت کند جریا نش به جریان لایحه خدمات رسانى که ٣٠سال است نتوانستند انجامش دهند بله جانم وقطى جلوى خود پزشک بگوى که دستم فلأ جاى ان ترکش داره و ان هم در حال نشان دادن دستتان هستید میگه خوب داره کمى هم در حال تکان خردنه ناامید نباش خود به خود خوب میشه و نیازى به مراجعه بعدى نیست و به شما در صدى تعلق نمیگیرد خوب شما این حق را به جانباز می دهید که نرود درمان شود یانه
مديران ارشدكشور جواب دهند.
فقط يك سؤال دارم ،بنده چه گناهي كردم ازسن چهارده سالگي پنج سال درجنگ بودم والان سالهاست پول درمانم رابايدازمخارج خانواده ام استفاده كنم؟؟؟؟؟؟
لذا بهترین پیشنهاد در زمان حاضر این است که در جهت ارتقاء سطح خدمت رسانی و با توجه به سایر سوابق و اینکه حذف درصد به این سادگی ها امکان پذیر نمی باشد ، لذا آیین نامه تعیین درصد جانبازی اصلاح گردد به نحوی که "به همه رزمندگان نیز به ازای هر ماه حضور در جبهه یک درصد جانبازی و همانند ازادگان گرامی اعطا گردد" و مجموع درصد جانبازی با حضور در جبهه ملاک خدمت رسانی گردد .
ضمن آنکه ایجاد سازمان رزمندگان ویا "سازمان پیشکسوتان جهاد " نیز بسیار مهم و ضروری است .
به شرطها و شروطها باید علنى بگویند که هرکسى که در خط مقدم و درعملیاتها شرکت داشته ان وقت شاید بشود اینکار را کرد و ناگفته نماند که مدارک و مراجعات پزشکى جانباز همه باید باشند و یک نامه ای از اورگان عزام کننده هم داشته باشند یا اینکه همرزمانش تأیدش کنند با امضاء یگان او خلاصه باید ثابت کند،وسلام
یکی از دلایل صدور کارت ایثار تکمیل سوابق سربازان ارتش بود سایر ارگانها هم می توانند چنین اقدامی داشته باشند البته به هر حال درصدی خطا هم هست که باید رفع شود.
به نظر من تجهیزات کمیسیون تعیین درصد باید پیشرفته ترین تجهیزات کل دنیا باشد یعنی متناسب و در شان رزمنده و جانباز ما و بجای پیشنهاد انحلال درصد که بسیار ساده تر است باید پیشنهاد اصلاح ایین نامه تعیین درصد و اصلاح مراحل کمیسیون ارائه می شد . خراب کردن همیشه ساده است ولی ساختن و ابادنی بسیار سخت .
من قبلا این جمله را گفتم و حالا هم خواهم گفت 95% شخاص به فاصله 5مترى صداى توپ و خمپاره و بطورى که ترس وجود انها را گرفته و کسى که در دیدن أتش سوزى که منجر به سوختن کسى شود و یا تصادف که منجر به کشته شدن خانواده و دیگران و همچنین مشاهده
کشیته شدگان فأمیل و حاضر بودن در مناطق سیل و زلزله بطورى که همه اینها را مستقیم ببیند این شخص بیمار است و بیمارى ایشان بنام P.T.S.D واین را خودم نمى گویم و نظریه 300 پزشک را در سایتهاى مختلف امریکا و دیگر کشورها و انجمن ها خواندم، لذا همه کسانى که در جبهه بودن بجز عده خیلى کمى از انها همه بیمارند و این هم را بگم که خیلیها دارند بین جانبازان فتنه مى گذارند و به نظر من اگر این طرح أجرا شود خیلى بهتر خواهد شد،اما بنظرم که کسانى که 50% به بالا باشند راضى نیستند که این طرح انجام شود بعلت ؟؟؟؟؟؟؟وسلام
****
نظر شمااینه ولی حدس میزنم مطلب رو خوب نخوندی .
خلاصه مطلب اینه که اول یه حق وحقوقی یکسان و مساوی برای هر کس که ایثارگر هست، از یک درصد تاااا نودو نه درصد قائل بشیم که هیچ تفاوت و تبعیضی بین تمام ایثارگران نباشه و در مرحله ی دوم ، افرادی که سطح جراحت و جانبازیشون متفاوت هست به تناسب تفاوت و نیازشون رسیدگی بشه(متفاوت بادیگران) . مثلا یکی دوتا پا قطعه ، یکی چشم، یکی شیمیایی و داروهای خاص ... خب واضح و مشخصه که این قبیل ، با اون عزیزی که یک درصد هست فرق داره ، کسی هم منکرش نیست.
ولی روند فعلی گاه بخاطر یک درصد بالا وپایین ، خیلی ها رو ازحق طبیعی خودشون محروم کرده و این سوال براشون پیش میاد که : مگر ما ایثارگر نیستییم؟ راست هم میگن. چون فرقی با افراد عادی و غیرایثارگر براشون قائل نشدن !
*****
1- چشم ، تلاش میکنم که فقط به وظیفه ام عمل کنم..
2- حتما سعی داشته و دارم که به دنبال دو دره بازی نباشم.( البته نمیدونم دو دره بازی یعنی چی، ولی چون شما فرمودی دنبالش نباشم خب حتما کار بدی هست، پس منم دنبالش نمیرم)
3- چشم ، یادم نمیره که اگر شما نبودی ، منم الان ، (باعرض معذرت) رئیس نبودم. . . ( راستی از کجا فهمیدی من رئیسم؟؟؟ ، میگم حالا که شما هستی امکانش نیست من مدیر کل بنیاد تهران بزررررگ بشم؟؟؟ قوول میدم اون 45نفر والدین شهدا رو آسایش گااااااااااه شهرداری نفرستم. البته اگه تاحالا نفرستاده باشند. . . )
4- چشم ، قووول میدم تصمیم بی ،خود نگیرم .
45- (بله 45) ، ازبابت تذکرات شما ، متشکرررررم. برادر .
و همچنین از محل اعزام رزمندگان نیز هرگز اطلاع رسانی کافی انجام نشده بود . که ای دلاور که ماهها برای پیروزی جنگیدی حالا برای انجام معاینات لازم باید به کمیسیون بروی !
و اما با توجه به تجارب سایر کشورها تعیین درصد اعصاب و روان جهت کلیه رزمندگان که در کنار توپ و تانک خدمت کرده اند ضروری است .
و مسئولین محترم باید در کمترین زمان ممکن نسبت به اصلاح ایین نامه تعیین درصد اقدام کنند .
جانباز ی مدال نیست ،جانبازی یعنی محدودیت جسمی ،حرکتی ،روانی
پس نمیتوان هرکسی را که لفظ جانباز دارد در یک کاسه جا داد.پس از بین بردن درصد جانبازی و همه جانبازان را با هم قیاس کردن اصلا درست نیست
من خودم یک دو چشم و یک دست خود را بر اثر انفارمین که در حین خنثی کردن مین رخ داده از دست دادم .و کلی ترکش در بدن دارم .که هرکسی که فقط یک دانه از ترکشهای من در بدنش میبود حداقل 25% میگرفت . در واقه من هردو پا و هر دو دست بالغ بر سی ترکش دارد.حال خودتون قضاوت کنین تعیین درصد جانبازی به صلاح هست یا خیر
برادر جانبازم
انشاءالله خوب و خوش باشین و هیچوقت کسالت و ناراحتی نداشته باشین
بلی جانبازی بهترین هدییه پروردگار به بنده اش در زمین خاکی هست جانبازی بهترین درجه ای هست که خداوند به بنده اش عطانموده است که بنده اش میبایست صبور وتحمل داشته باشد و رنجها رو به جان بخرد که در واقع همینطور هم هستمن از بابت تعیین درصد و خدمات دولت عرض کردم که جانبازی از دید دولت یعنی محدودیت جسمی و حرکتی و روانی و دولت هم میبایست بر اساس آسیبهای شخص خدمات رسانی انجام دهد که به نظر میرسد تعیین درصد جانبازی بهترین راه ممکن میباشد
با تشکر جانباز 70%
بعنوان مثال من وامثال من تمام حجت جانبازیمان که باید ثابت شود وثابت کند جانباز هستیم تا بتوانیم لاقل از یکی از مزایا مثل وام استفاده کنیم همین 5درصداست.
ایران بهبود نیافت . مجروحیت من زیر ضربات کابل و چوب کافران بعثی
روز به روز وخیم تر می شد تا اینکه ایزد منان دلش به حال ما بیچارگان سوخت و ما را شفا داد . آیا حق من معلول و روانی نیست که امتیازات
یک جانباز 70% را داشته باشم تا گوشه ای از بدبختی هایم را در این دنیای پر از
بی عدالتی جبران نماید .
دکتر عباس هستم جانباز صفر درصد اما بالای 50 درصد مصمومیت شیمیای که به دلیل عزت نفس والحمدالله ارث خانوادگی ارزشی برای ارایه خدمات از سوی مسئولان بی کفایت قایل نیستم وحداقل ماهی 1000000 تومان هزینه کپسول وانواع اسپری ها و.......میکنم وچند جانباز دیگر را نیز تحت پوشش دارم و همه تسهیلات را هم ارزانی خودتان میکنم اما حسابو کتابی هم آنطرف وجود دارد وتمامی افراد ذی مدخل باید پاسخگو باشند
شما چنانچه دارای صورتجلسه سانحه دال بر مصدومیت شیمیایی داشته باشید و قبل از اعزام به جبهه دارای سلامتی جسمی بوده اید و بطور حتم یگان اعزام کننده شما بر مصدوم بودن حضزتعالی با صدور صورتجلسه سانحه صحه گذاشته باشد بدون هیچ تردیدی الزاما کمیسیون تعیین درصد بنیاد براساس ضایعاتی که گازهای شیمیایی بر جسم و روح و روان شما اثر گذاشته و کارایی اعضاء را مختل کرده ،مطابق تعرفه کمیسیون پزشکی بنیاد درصد شما باید داده شود چنانچه مدارک پزشکی همزمان سانحه و مدارک ثانویه نداشته باشید تست HRCTمی تواند میزان آسیب دیدگی را مشخص کند و دستورالعمل آن هم در اختیار مدیریت امور مجلس که واحدی از مجموعه بنیاد شهید و امورایثارگران می باشد موجود است برای گرفتن حقوق از دست رفته خود تلاش کنید و انشاءاله نتیجه خواهد داد


















ايا قانون بنابر پيشنهاد مديران عالي رتبه بنياد به تصويب نمي رسد.
در غير اينصورت قوانين نامتعادل فعلي حاصل تصميمات چه كساني است ؟!