تاریخ : 1402,یکشنبه 04 تير17:17
کد خبر : 100988 - سرویس خبری : گزارش و گفت و گو

پای صحبت حاج‌اکبر حسین‌زاده، مدیر جانباز باشگاه فرهنگی - ورزشی ایثار(بخش دوم)

بنیاد، جانبازان و ایثارگران فعال در باشگاه ایثار را محاصره اقتصادی و تحریم کرده است؟!


بنیاد، جانبازان و ایثارگران فعال در باشگاه ایثار را محاصره اقتصادی و تحریم کرده است؟!

ما ۵۰ فیلم مستند از زندگی جانبازان نخاعی باشگاهمان ساخته ایم که هفت نفرشان شهید شده اند؛ جانبازان شهید، علی چناری، رجبی، نیک‌پور، سیاتیری، میرعزیزی، شکراللهی، قبادی...

فاش نیوز- در بخش ابتدایی گفت و گو با جانباز 70% اکبر حسین زاده، مدیر باشگاه ستارگان ایثار تهرانپارس، با عنوان "گفت وگویی که خیلی چیزها را روشن خواهد کرد!"، او گزارشی از عملکردش طی 12 سال کار و خدمت در باشگاه فرهنگی - ورزشی ستارگان ایثار ارائه داد و سپس از مشکلات و مسائلی که در تعامل و همکاری با بنیادشهید وجود دارد گفت.

در ادامه این گفت و گوی خواندنی، جانباز حسین زاده به ادامه بیان مشکلاتی که منجر به ایجاد نارضایتی در میان ایثارگران شده است، و همچنین روشنگری در باب مسائلی که منجر به حوادث اخیر، شکایت بنیاد از او  و تجمع اخیر ایثارگران مقابل بنیاد شده، پرداخته است.

با هم ادامه این مباحث را پی می گیریم:

....من مجددا" تاکید می کنم بنیاد که می خواهد امکانات را بدهد، با روی خوش و زبان خوش بدهد. البته باز هم تکرار می کنم که ایثارگران هم باید خودشان را کنترل کنند. من هم باید این کار را بکنم و هر بایدی را برای آنها می گویم، به خودم هم تذکر می دهم. من قولی داده ام. روزگاری ما در عملیات والفجر 8، در شهر تازه آزاد شده فاو به دست رزمندگان، با یک دسته از رزمندگان گردان حمزه، گروهان 2 دسته 1 عهدی بستیم. سه شنبه شب بود و دعای توسل خواندیم. وقتی تمام شد، فرمانده مان بلند شد و گفت: «آنهایی که شهید بشوند، بقیه را شفاعت کنید و آنهایی که می مانند، راه را ادامه دهند.» ما هم بر اساس پیمانی که با هم بستیم، نه با تشویق هیجان زده می شویم و نه با توهین، عقب می کشیم! چون ما هدفی را داریم دنبال می کنیم و ادامه راه شهدا هدفمان است اما نه به هر قیمتی! و برایمان معنی ندارد به هر قیمتی به هدفمان برسیم. حفظ شانیت نظام و جامعه ایثارگری و خانواده شان، برای ما هم اولویت اول و آخر است.

حال آمده اند گفته اند اکبر حسین زاده برای اهدافش می زند و می شکند و...! نه. اینطور نیست؛ چون منِ حسین زاده، در آخرین انتخابات مجمع عمومی باشگاه ستارگان ایثار با 113 رای از 120 رای برای هیئت مدیره انتخاب شدم و همچنین بقیه اعضا هیئت مدیره با آراء بالایی انتخاب شدند. پس ما تنها نیستیم.

 

فاش نیوز: برخی می گویند تعدادی شما را تهییج می کنند که بروید جلو! و از بُعد دیگر اینکه شما می گویید تعداد بالایی رای دارید. بعضی هم معتقداند خب چون به آنها خیر می رسانید و منافعی را برایشان تامین می کنید، به شما رای می دهند و از شما پشتیبانی می کنند؛ و برایشان شاید مهم نباشد با چه روشی! یعنی برایشان مهم نیست حتی شخصیت اکبر حسین زاده خدشه دار شود. فقط می خواهندخیر شما به آنها برسد؛ بقیه اش مهم نیست! اما دیگران، شما را شخص نمی بینند. در جایگاه یک جانباز می بینند. اینها به نام «جانباز» و «ایثارگر» تمام می شود.

 - من قبول ندارم افرادی که در باشگاه ستارگان ایثار از من خدماتی دریافت می کنند، حاضرند به این دلیل من خراب شوم. من با قاطعیت به شما می گویم، رای هایی که به حسین زاده نوعی داده اند، از این بابت ها که شما فرمودید نیستاتفاقا بُعد مثبت و سپاسگزاری دارد. به این دلیل که قدردان زحماتی هستند که برای سرپا شدن و فعال شدن این باشگاه فرهنگی و ورزشی کشیده می شود. قبلا که این باشگاه نبود، بی‌انگیزگی، بطالت، وقت های خالی تلف شده و دردهای جسمی و روحی غیرقابل توصیف در جانبازان و خانواده ها  غوغا می کرد. اما وقتی ایثارگران می بینند که چه کارهایی از قبیل تعمیر و تجهیز این باشگاه، فعال نمودن رشته ها، جذب ورزشکار، دوندگی های بسیار برای بازسازی، ایجاد شرایط خوب و سالم ورزشی، ایجاد شرایط اردو و مسابقات انجام شده و تاثیر آن در تمامی خانواده های جانبازان و زندگی و حال و سلامتی جانبازان نمود پیدا کرده، اینجاست که سپاسگزار می شوند.

دلیل دیگرش این است که هر چقدر توانسته ایم کارهای فرهنگی و فرهنگ سازی، که وظیفه بنیاد است را انجام داده ایم. مثلا فرزند جانبازی که از شرایط سخت زندگی و پدرش به ستوه آمده و از خانه فراری شده و... بسیاری از این مسائل خانودگی را جانبازان با ما در میان می گذارند. ما در باشگاه ستارگان ایثار، حالت خوابگاه مانندی درست کرده ایم. به غیر از بیماران بلوچستانی و کم برخوردار استان های دیگر که برای مداوا در این محل، آنها را در طول مدت درمان اسکان می دهیم، به اینگونه امور و مشکلات خانوادگی هم که مطلع می شویم، سر و سامان می دهیم. مثلا آن فرزند جانباز به جای اینکه در هنگام فشار عصبی یا ناراحتی به هر کاری دست بزند یا به هر راهی برود، یک گوشه ی دنجی برایش مهیا شده که همرزمان پدرش هوایش را داشته باشند. آن وقت بنیاد اینها را نمی بیند و از ما شکایت دارد که چرا یک بار دادمان درآمده!

تمام این کارها که صورت می گیرد و مشکلاتی که محسوس و نامحسوس حل می شود، بدون این که آب در دل شما تکان بخورد، وظایف شماست. وظیفه بخش حقوقی، بخش مشاوره و بخش های دیگر. بیایید واقعیت ها را ببینیم و به رفع مشکلات واقعی بپردازیم؛ نه اینکه به چند تا داد جانباز گیر بدهید. مشکلات را حل کنید، داد کسی در نمی آید!

البته اذعان دارم که نه سعی کرده ام همه را از خودم راضی نگه دارم که این نوعی نفاق است، و نه همه کارهایم درست است؛ ولی کاش کمی هم کارهای انجام شده را با چشم باز ببینند.

12 سال کار اجرایی در این باشگاه انجام شده و تاثیرات مثبت بسیاری در زندگی خانواده های جانبازان داشته است. امروز ارزش افزوده این 300 متر زمین باشگاه از نظر بنیاد چقدر است؟ 300 متر بنا بنام شماست آقای بنیاد! تمام اتفاقات خوبی هم که آنجا افتاده، دارد بنام بنیاد تمام می شود. آیا هنوز هم می توانند بگویند ما هیچ کار مفیدی انجام نداده ایم و فقط داد و بیداد بوده است؟ ما در طول 3 ماه 150 متر بنا در طبقه سوم همین بنا به آنها تحویل داده ایم؛ بدون بودجه و اعتبار و درآمد! آیا این کم کاری است؟! کجا دیده اید که در مدت سه ماه کل یک باشگاه بازسازی بشود؟!

 حالا ساخت و ساز انجام شده و به روز شده است. با همه امکانات، مناسب سازی، امکان دوش گرفتن جانباز، وارد شدن به حمام و رختکن و دسترسی به وسایل ورزشی و ... تمام باشگاه زیرساخت دارد و حتی برای هر تغییر کاربری ای آماده و مجهز است. ما اینجا را با 400 میلیون تومان ساختیم. شما چند میلیارد باید بدهی تا چنین چیزی بسازی؟! پولش از کجا آمد آقای بنیاد! شما داده اید؟! بله در زمان آقای اوحدی، خدا پدرشان را بیامرزد که برای طبقه بالا به ما خیلی کمک کردند. حرف من جانبداری از کسی نیست؛ اما عملکرد یک مدیر، نشانه توانمندی اش است. ما اراده می کردیم، آقای اوحدی را می دیدیم. نه اینکه من خوشم بیاید که سریعا" مرا می دید. نه! منظورم این است که متوجه شرایط و مقتضیات کار اجرایی را بود و دسترسی به مدیر در هنگام نیاز و اضطرار وجود داشت.


شایع کرده اند که به من و باشگاه ستارگان ایثار، 3 میلیارد داده اند! خیر، من حقیقت را به شما می گویم. آقای اوحدی در زمان خودش، یک اعتبار سه میلیارد تومانی به آقای امانی دادند؛ نه به ما! دادند و گفتند باشگاه ستارگان ایثار که دارند طبقه بالای باشگاه را می سازند، این اعتبار را بگیر و کمکشان کن. پولی هم به ما ندادند و ما هم نمی خواستیم.

فاش نیوز: البته اضافه می کنم که این اعتبار، فقط به باشگاه شما هم داده نشده. به آسایشگاه ها هم دادند. البته پول پاشی هم لزوما، نشان مدیریت نیست. حتی من مطلع هستم که در برخی آسایشگاه ها هزینه های غیر ضروری هم شد. 

- حرف شما صحیح است و ممکن است آقای اوحدی هم بعضا اشکلاتی داشته است؛ اما من در باشگاه ستارگان ایثار هیچ هزینه پرت و یا غیر ضروری‌ نداشتم. ما دستگاه های به روز بدنسازی و تجهیزات ورزشی مناسب حال ورزشکاران ایثارگر را تهیه کردیم. 2 دستگاه تردمیل، یک دستگاه اسکی فضایی، یک دستگاه دوچرخه ثابت و تعدادی دمبل و وزنه های مختلف بدنسازی و البسه ورزشی و تعداد 50 دستگاه ویلچر ورزشی در طول 12 سال تهیه کردیم که باعث سلامتی و نشاط بسیاری از ورزشکاران است؛ که خودتان می دانید خرید این امکانات چه هزینه بالایی دارد و تمام هزینه ما، به نحو درست و مفید انجام می گیرد.

امروز ما یک سالن بدن‌سازی مجهز عالی داریم؛ و یک سالن TRX با 15 خط و سالن استفاده از فوتبال دستی به تعداد 5 دستگاه و میز شطرنج به تعداد 3 میز و همچنین سالن توپی مجهز به کفپوش ارتجاعی نور مطلوب و تهویه هوای مطلوب برای کل سالن ها. دیگر جانباز ما نمی رود در یک زیرزمین خفه کننده ورزش کند و بیشتر نفسش بند بیاید! از ابتدا که ما آمدیم، جانبازان به دلیل افزایش سنشان، انگیزه بالایی نداشتند. ما باید انگیزه ایجاد می کردیم. مسابقات لیگ هم نصفه و نیم بند با خرید بازیکن انجام می شد و عملا" جانباز به دلیل بی انگیزگی و نداشتن توانمندی، نه ورزشی می کرد و نه مسابقه ای می داد.

ما آمدیم گفتیم تمام مسابقات قهرمانی کشور و لیگ تعطیل شود. هدفمان را روی این گذاشتیم که تمامی ورزشکاران ما باید درگیر ورزش شوند؛ فقط به خاطر سلامتی شان. مشخص بود که جانبازان با این سن و سال، توانایی رقابت با جوانان یا دیگران را ندارند. پس دلیلی ندارد که این اعتبار صرف مسابقات غیرمفید برای جانباز شود. بنابراین تصمیم گرفتیم که سالانه 4 جشنواره داخلی بگذاریم که جانبازان با هم و هم سطح ها و هم کیشان خود مسابقه دهند و قوی شوند. یعنی رقابت داخلی و انگیزه ایجاد شود، یعنی کاری که در توان جانباز باشد.

بعد آمدیم قانون و قاعده هایی گذاشتیم. مثلا گفتیم هر تیم ده نفره، سه تا بازیکن ستاره دار دارد. این بازیکنان یعنی بازیکن های ضعیفی که توانایی بالایی ندارند و مربی ها هم در مسابقات روی آنها حساب نمی کنند. قانون گذاشتیم که ستاره دارها مقیدند هر بار از هر چهل دقیقه بازی، ده دقیقه را بازی کنند. این باعث شد این افراد هدف و انگیزه پیدا کنند. حالا این افراد ضعیف هم از سرخوردگی درآمدند و آمدند برای ورزش و تمرین.

الان شما اگر سرزده هم بیایید، در یک سانس 30 نفر کمتر در حال ورزش نیستند. ما الان هر سه ماه یک بار، مسابقات داریم و در آخر هر فصل، یک اردوی خارج از استان. اینها خودش انگیزه بخش است.

از طرف دیگر قبلا جایزه گذاشته بودند و دائما" جانبازان در پی این بودند که جایزه چقدر است! ما آمدیم و جایزه را حذف کردیم. همین شد که الان جانبازان می دانند ورزش را فی‌نفسه برای آثار مثبتش انجام دهند.


فاش نیوز: متاسفانه چیزی که رایج شده، ایجاد همین توقع است. یک حرکت تحقیرآمیز که در شأن جانبازان نیست؛ یعنی هر مسئولی به دیدار جانبازان می رود، انگار باید یک کارت 100 تومانی هم شده دستشان بگیرند و بیاورند. حال اگر نیاورند، جانباز شاکی می شود؛ چون عادت کرده اند و انتظار دارند. اما در اصل نوعی برخورد ناشایست است؛ چون جانبازان نه خدایی نکرده گدا هستند و نه کودک هستند که نیازی به این کارها و هدایای اینچنینی داشته باشند. باید با حفظ شأنشان، حق ضروزی و مورد نیازشان به آنها تعلق بگیرد. همین.

 -  بله. من هم با شما موافقم. اما این هم یکی دیگر از کارهای اشتباه بنیاد است. می دانید چرا مجبور است این کارها را بکند؟ چون آن رابطه درست همدلانه بین بنیاد و جانبازان نیست. خیلی مواقع در مراسمی، اگر بنیاد فراخوانی بدهد، جانبازان نمی روند! مجبور است از اینگونه وسایل استفاده کند. چرا؟ چون کارهایش نمایش و گزارش‌دهی بوده است و این را جانبازان می فهمند که به عنوان سیاهی لشگر و دکور از آنها استفاده می شود. اما اگر همین منِ کوچکترین که مدیر و رئیس بنیاد هم نیستم، یک اعلام بکنم، چون جانبازان، صداقت در عمل و خدمات را می فهمند، با کمال میل حاضر می شوند.

خودتان مستحضر هستید که در آخرین برنامه باشگاه ستارگان ایثار، 450 مهمان حضور داشتند که خود آقای قاضی زاده هم بودند. از این تعداد، 250 نفر جانبازان ویلچری، روشندل و مابقی جانبازان ترکیبی و خانواده های ایشان بودند. من که به بچه ها نه پول می دهم نه جایزه! اما نکته اینجاست؛ رسیدگی و توجه بجا. همین برای جانباز کافی‌ست که راضی باشد.


فاش نیوز: متاسفانه بعضا تماس گرفته که مثلا ما چهار جانباز ویلچری برای فلان جلسه و برنامه نیاز داریم! برای چه؟! برای زینت‌المجالس! این موجب وهن و تحقیر ایثارگران است.

- بله. در برخی موارد معدود هم ممکن است جای این باز شود که جانبازی بپرسد، چقدر می دهی که من بیایم؟! ... اینها اشتباهات بزرگ بنیاد است. جانباز به حرف ما گوش می کند؛ چون خدمت می بیند و اینکه می داند از او استفاده نمایشی نمی شود. ما برای خودش و زندگی اش ارزش قائلیم.

ما امروز که اینجا نشسته ایم، دو سفر کیش، 4 سفر مشهد برای جانبازان و 2 سفر برای خانواده ها و فرزندان دختر و یک کاوران جانبازان شیمیایی برگزار کرده ایم. یک سفر انزلی برای خانواده ها و فرزندان دختر و یک سفر برای جانبازان اعصاب و روان و شیمیایی به همراه خانواده و 3 کاروان به کربلا و 6 کاروان برای پیاده روی اربعین حسینی اعزام نموده ایم و ویژگی این سفرها این بود که تلاش نمودیم یک نفر چندین بار از این امکانات استفاده ننماید و به حداکثری افراد این خدمات به صورت یکسان داده شود. چقدرش را بنیاد تامین کرده و یا داده است که اینقدر ادعا دارد و داد می زند؟!

فاش نیوز: آیا محل تامین هزینه های این سفرها مشخص است؟

 - بله کاملا" و تمام مستندانش هم موجود است. اما نکته قابل توجه اینجاست که بنیاد هزینه بسیاری از این کارها را نداده و بجای تشکر از اینهمه کار فرهنگی و ورزشی انجام شده ی مفید، اینطور با نیروی خدمتگزار برخورد می کند.

در سفر انزلی، ما خانواده جانباز اعصاب و روانی داشتیم که 30 سال بود دریا را ندیده بودند و کفش برای پوشیدن نداشتند. ما حتی پول خرید در سفرشان را هم با کمال میل می دهیم. آن وقت بنیاد می آید در همین سفر ادعا می کند که چه کسی به شما مجوز داده است؟! آقای محترم معاون فرهنگی! کدام هتل حتی یک مسافر را بدون مجوز و یا نامه ای و بدون پول پذیرش می کند؟ چه برسد به بیش از صد و بیست نفر را؟! پس من اگر مجوز شما را نداشتم، چطور 120 نفر را در هتل پذیرش گرفتم؟! دست آخر هم با وجود تمام این بحث ها و با وجود داشتن مجوز بنیادشهید، بنیاد به ما هزینه سفر انزلی را نداد و ما از محل های دیگری مجبور شدیم هزینه هتل سفیدکنار که متعلق به بنیاد است را و قریب به 300 میلیون تومان بود، تامین و پرداخت کنیم. بنیاد این هتل را از خدمات دهی به ایثارگران خارج کرده؛ درحالیکه این هتل با پول و اعتبارات بنیاد و خانواده های جامعه هدف ساخته شده است.

در ضمن بنیاد نام ساخت و اختصاص هتل هایی برای ایثارگران را زیاد بکار می برد. اخیرا" هم جناب آقای قاضی زاده مصاحبه ای داشته و ادعا کرده اند که هتل های بسیاری در شیراز، تبریز، ارومیه، مشهد، لرستان، همدان و استان های مختلف برای ایثارگران ساخته و اختصاص داده شده است؛ اما اگر بروید سری بزنید، متوجه می شوید که این هتل ها برای ایثارگران استفاده نشده و شاید کمتر از 10 درصد هم در خدمت جامعه ایثارگری نبوده و در عوض، در اختیار بخش خصوصی برای درآمدزایی گذاشته شده اند.

حتی همان دهکده نشاط هم که با امکانات بالاتر و بهتری برای جانبازان ساخته شده و مسئولش یک جانباز 70% است که در حال فعالیت است، بنیاد اجازه خدمات رسانی به ایثارگران را در این محل هم به سادگی نمی دهد و در پیچ و تاب های اداری بسیاری آنها را گرفتار کرده و با محدودیت های زیادی آنان را مواجه می کند.

دعواهای ما با بنیاد سر همین هاست. من مجوز و دستور دارم ولی انجام نمی شود و نشده و بعدش می آیند به ما می گویند ما نگفتیم و مجوز ندادیم! بنده مجوز و دستور برای بردن به سفر اربعین و کربلا را دارم. یعنی ما درخواست این سفرها را برای خانواده ها داده ایم؛ رئیس، نامه زده به واحد فرهنگی که موافقت و همکاری شود و فرهنگی هم نامه اش را به بخش سیاحتی زده است.
حال سوال اینجاست که اگر بودجه ندارید یا نمی توانید انجام بدهید، پس چرا نامه اش را می زنید؟ چرا دستورش صادر می شود ولی بعدش ما سر دوانده می شویم؟ و بعد به ما هم وصله می چسبانند که چرا این کار را کردید یا آن کار را کردید و بودجه نمی دهیم؟! چرا توقع ایجاد می کنید؟ مستندات همه حرف های من هست.

 

فاش نیوز: اگر ممکن است کمی بیشتر درباره نحوه تامین بودجه هایتان از محل غیربنیاد توضیح دهید.

 -من می دانم که خیلی از حرف ها و حدیث ها از نداشتن اطلاع و شناخت است و من از برخی که نادانسته حرف هایی می زنند، ناراحت نمی شوم.

خوب است دوباره برای بنیاد و هر کس حواسش نیست، مرور کنم و تذکر بدهم که ارزش این کارهای فرهنگی و ورزشی و سیاحتی در چیست! کارهایی که در باشگاه ستارگان ایثار و برای جانبازان انجام می شود، فقط به نیت دیدن خوشحالی همرزمانمان، عوض شدن حال و هوای خانواده ها و جانبازان، التیام آمال و دردهای این قشر دردمند و بعضا رنج دیده و محروم، کشاندن اعضای این خانواده ها به سمت جوها و محیط ها و کارهای سالم و مفید و فرهنگی و ورزشی می باشد.

ما برای تامین بودجه بسیاری از این اردوها، به سازمان ها یا خیرینی که می شناسیم، مراجعه می کنیم و آنهایی که به این قشر ارادتی دارند و نیتی دارند، در این مسیر به ما کمک و با ما همراهی می کنند.

مثلا من اردوی مشهد برده ام. بنیاد به ما هتل داده در طرقبه که دو ساعت و نیم تا حرم راه است. بعد خودش نزدیک حرم هتل ساخته بنام خورشید هشتم و روزانه درآمد بسیار بالایی از اجاره اتاق ها کسب می کند. آن وقت منِ جانباز باید بروم تا آن سر شهر و خانواده اعصاب و روان و شیمیایی را که سختش است، سه ساعت راه ببرم!

بعد غذای دست دهم برای جانباز گذاشته اند که من خودم رفته ام جدا پول داده ام و غذا را عوض کرده ام که مجبور نشوند این غذا را بخورند. برای حمل و نقل روزانه، ماشین کرایه کردیم که برای هر فت و آمد نزدیک به یک میلیون تومان میشد که در واقع روزانه سه میلیون برای سه بار تردد به حرم تا دم حرم زائران را ببرند و بیاورند و جمعا برای 8 روز شد 24 میلیون تومان. شما که فقط نمی خواهید رفع تکلیف کنید!

مادر شهید 80 ساله و یا همسر جانباز 50- 60 ساله که دیگر توان رفتن و آمدن راه طولانی و ماشین به ماشین شدن را ندارد! همسر جانباز ما الان خودش یک جانباز است، انقدر که عوارض پیدا کرده است. سی سال یک ویلچر 24 کیلویی را بلند کرده و دیگر کمر سالمی برایش باقی نمانده است. دو روز آمده برود مشهد و یک نفسی تازه کند، به خاطر برنامه ریزی شما باید سه ساعت در اتوبوس بنشیند و برود و برگردد که نیم ساعت پیش امام رضا باشد!


آقای بنیاد! شما پول رفت و آمد و قطار زائران ما را دادی که داد می زنی؟! تازه ما فقط جانبازان نخاعی شهرکمان را نداریم. جانبازان اعصاب و روان و شیمیایی داریم که در کوره پزخانه های ورامین زندگی می کنند. 120 نفر خانواده اینها را بردیم که خدمات دادن به اینها بالاترین ارزش و ثواب را دارد. جانباز اعصاب و روانی داریم که دست دخترش را شکسته است! و ما در اردو مجبور شدیم برای بهم ریختگی حال این دختر، او را ببریم و تا صبح بستری اش کنیم. بردن این خانواده های محروم، وظیفه است آقای بنیاد. رسیدگی به اینها عین تکلیف و ثواب است. پس شما اگر قدر و ارزش خدمت به این عزیزان دردمند را ندانید، چه می دانید؟!

خاطره زیبایی هم در این میان برایتان تعریف کنم. در اردوی مشهدمان جانبازی را بردیم بنام جانباز شهید کسایی. این جانباز به خاطر بیماری فقط می توانستبه سختی و با مشکلات فراوان راه برود. یک شب می خوابد و خواب می بیند که امام رضا به او گفته برو تو شفا گرفتی! او حدود 6 ماه توانست راه برود. این جانباز با خانمش یک روز در تلویزیون مشهد مقدس را می بینند و هر دو باهم گریه می کنند که آقا ما را فراموش کرده است. بعد ما به آنها زنگ می زنیم و می گوییم که بیایید برویم مشهد. آمدند مشهد ولی این عزیز جانباز، عین سه شب را در بیمارستان مشهد بستری بود. بعد از سفر هم این جانباز حاجتش را به قولی از امام رضا گرفت و شنبه هنوز برنگشته، به شهادت رسید!

شبی نبوده که چند جانباز اعصاب و روان و شیمیایی در بیمارستان مشهد بستری نکنیم. جانبازان اعصاب و روان، به سبب عوارض روحی و روانی ناشی از جنگ که دارند، مشکلات زیادی برای خانواده شان ایجاد می کنند که ما مجبور شدیم آنها را در بیمارستان بستری کنیم. اینها خیلی جای تامل دارد و کار کمی نیست!

برای اردوی انزلی، بنیاد به ما پولی نداد. ما از طریق سپاه پیگیری کردیم و نامه زدیم و اتوبوس های ما را دادند که در حالت عادی اگر قرار بود هزینه اش را برای تعداد 120 نفر رفت و برگشت جهت دو تا اردوی انزلی بدهیم، بالای 200 میلیون می شد. همه روندهای ما روی همین اصول است. عزیزانی هستند که به قشر ایثارگر ارادت واقعی دارند و یا خیّر هستند و دلشان می خواهد در این مسیر به این خانواده ها کمکی برسانند و یا نهاد و سازمانی که بودجه ای را در این مسیر به ما اختصاص می دهند.

 

فاش نیوز: درباره هزینه های کربلا و اربعین هم لطف می کنید توضیح مختصری بدهید؟

 -  بله. ما انتظار داریم افراد با اطلاع، قضاوت و صحبت کنند. ما در بحث اربعین تا به حال فقط از بنیاد، 400 میلیون تومان گرفته ایم. اسنادش هم موجود است. آنهایی که خیلی با خودشان قکر کرده اند که باشگاه ستارگان ایثار چقدر بودجه می گیرد و چرا همه چیز برای این باشگاه باشد، خیالشان راحت باشد که بنیاد آنچنان هم که آنها فکر می کنند، کمک حال ما و به فکر ما نیست و تنها جای خوشحالی و شکرگزاری از خدا این است که ما دوستان خوبی داریم.

اتفاقا هم اکنون که من با شما صحبت می کنم، 3 ماه است که بنیاد پرداختی به باشگاه ستارگان ایثار را قطع کرده است. نه هزینه های آب و برق و گاز ما داده می شود؛ و نه هزینه تعمیر و نگهداری سیستم های آسانسور و تاسیسات و هزینه تعمیرات دستگاه های ورزشی و نه تعمیرات ویلچرها و نه حقوق پرسنل و مربیان ما. پرسنل ما که افرادی هستند که یا نان سر سفره زن و بچه شان می برند و یا سرپرست خانوارند. آیا بنیاد به این فکر کرده که این افراد چه گناهی کرده اند و چرخ زندگی شان چگونه می چرخد؟! و آیا به این فکر کرده که اگر چراغ این باشگاه با اینهمه ثمر خاموش باشد، چه عوارضی برای جانباز و خود بنیاد ایجاد می کند و چه وسیله ای برای اعتراض می شود؟ ما مجبور شده ایم در این مدت از جیب یا محل های دیگر، چراغ باشگاه را روشن نگه داریم. آن هم باشگاهی را که در آن به همه اقشار ایثارگران در همه انواع مجروحیت ها و با هر درصدی از 5 درصد تا 70 درصد، از ارتش تا سپاه خدمات داده می شود.

 

فاش نیوز: گله ای از شما کرده اند که چرا به معلولین، با بودجه بنیاد خدمات می دهید. چه توضیحی در این باره دارید؟

 - ما این خدمات را بعضا به معلولین می دهیم؛ اما شما سند بیاورید که از بودجه بنیادشهید بوده است. مثلا ما در سال 1400 جانبازان را به یک اردوی مشهد در هتل درویش بردیم که همراهمان چند معلول هم داشتیم. اسنادش هم هست. هزینه ما آنجا 670 میلیون تومان شد. ما آن زمان که آقای اوحدی بودند، درباره هزینه های جاری و ساخت فیلم زندگی بچه های جانباز و ... از بنیاد یک پولی طلب داشتیم. 400 تومان بود که ما گرفتیم و بقیه اش از محل های دیگری تامین شد. حال می خواهید ایراد بگیرید که از هزینه جانبازان بوده است؟ خیر. 400 تومان که بدهی خود بنیاد بود و حتی اختصاصی این سفر هم نبود که به ما داده شد. بقیه 360 میلیون هم که ربطی به بودجه بنیاد نداشت که کسی مدعی باشد. قسمتشان بود که چند معلول محروم از این سفر بهره مند شوند. خیرین هم مطلع و راضی بودند.

این که قضاوت بکنیم و راحت حرف بزنیم و برای فردی بدگمانی ایجاد کنیم و شبهه ایجاد کنیم که کاری ندارد! من هم می توانم درباره همه و یا بنیادی ها شبهه ایجاد کنم.

ما اطلاع داریم در یکی از اردوهای مشهد بنیاد، فرزند یک جانباز ویلچری را به هتل قدس برده اند که در حد مسافرخانه هم نیست و او دیده که دوستانش را به چه جاهای سطح بالایی برده اند. با پدرش بد برخورد کرده که تو که اینقدر جنگ بودی، این جایی‌ست که به تو داده اند؟!

بعدا" من همان جانباز و فرزندش را بردم هتل مدینةالرضا و با امکانات عالی؛ دیدیم همان بچه چقدر خوشحال است و مثل پروانه دور پدرش می گردد. یک روز یک همسر جانباز اعصاب، به باشگاه آمد و به من گفت خدا پدرت را بیامرزد. هر باری که یک هفته ای همسرم یک سفری می رود، تا شش ماه ما راحتیم و حالش خوب است و در خانه ما دعوا نیست. آیا تاثیرگذاری این سفرها و زحمات را بر زندگی خانواده ها می فهمید یا نه؟! پس ما اگر قرار نیست این کارها را برای این خانواده ها انجام بدهیم، قرار است چه کار برای قشر جانباز و ایثارگرمان بکنیم؟!

 

فاش نیوز: به قولی شما دارید بدون هزینه، وظایف بنیاد را انجام می دهید.

 - بله. ولی بعضا متوجه نیستند. اگر هم بنیاد کمکی کرده، 20-30 درصد بیشتر نبوده است. تمام اسنادش هم هست. تازه هزینه هایی مانند خرید سوغات یا لباس هم برای برخی از خانواده های محروم انجام شده است .کسی هم نمی تواند ادعا کند که فقط برای بچه های باشگاه ستارگان ایثار بوده و از بنیاد بوده است. دیدید که نیست و نبوده. یعنی نه بنیاد کمک شایانی کرده و نه فقط جانبازان باشگاه ما بوده اند.

از طرف دیگر کاش بنیاد متوجه می شد که ترتیب دادن این اردوها، مسابقات، سفرها و ... و چنین برنامه هایی چه تاثیری در جلوگیری از ایجاد انحراف و فساد در این خانواده های معزز دارد! وقتی فشارهای روانی در این خانواده ها زیاد است، وقتی همسر یک جانباز اعصاب و روان مجبور به کار کردن خدماتی در خانه های مردم است، وقتی دردمندی جسمی و روحی در این خانواده ها غوغا می کند، عوارض روانی و اجتماعی زیادی در پی دارد که ایجاد این برنامه ها جلوی ایجاد این عواقب را می گیرد. حال به من می گویید چرا یک لیوان شکست؟! ما باید از خطراتی که در جامعه و خانواده می تواند این قشر دردمند را تهدید کند، فریاد بزنیم! چرا بنیاد صدایمان را نمی شنود؟!

آخر خوب است مردانگی داشته باشیم و به قیامت خودمان هم فکر کنیم. جانبازی را به سفر شمال برده بودیم که به من می گفت من آباء و اجدادم هم سفر شمال نرفته اند و ما دریا را ندیده بودیم که چه شکلی‌ست! همسر شهیدی بود که می گفت دو فرزند معلول دارد و بیست سال است که سفر نرفته است. دعا کرد و گفت خدا خیرتان دهد؛ این بهترین سفر زندگی من بود. آیا اگر شما باشید، برای این دعای خیر، این سختی ها و حرف شنیدن ها را به جان نمی خرید؟!

 

فاش نیوز: آیا شما برای خودتان هم مطالبه ای دارید؟

 - بگویید یک ریال؛ نداشته ام! اصلا" بچه های من بنیاد را بلد نیستند. نه برای تحصیل، نه کار و نه هیچ چیز دیگری من چنین مطالبه ای نداشته ام. خود من 17 سال است با یک پای مصنوعی زندگی می کنم. شما فقط 17 سال است به خود من پای مصنوعی نداده اید. من پنجه پایم شکسته و با چسب چسبانده ام که بتوانم با آن راه بروم. به دنبال چه چیزی در من هستید؟

!

فاش نیوز: کمی هم از فیلم هایی که درباره زندگی جانبازان ساخته اید توضیح بدهید.

  -ما 50 فیلم مستند از زندگی جانبازان نخاعی باشگاهمان ساخته ایم که هفت نفرشان شهید شده اند. جانبازان شهید، علی چناری، رجبی، نیک‌پور، سیاتیری، میرعزیزی، شکراللهی و قبادی. آقای بنیاد! شما یک فریم از این جانبازان، عکس ندارید! این کار که انجام شد، برای خانواده های این جانبازان خیلی اهمیت دارد. این فیلم ها در شب شام غریبان این شهدا پخش شد و به خانواده شان تحویل داده شد .اینها اسناد زندگی این شهیدان هستند. وقتی بیست سال دیگر ماها نباشیم، کسان دیگری می آیند و اینجا می نشینند و هیچ چیزی از این جانبازان و رزمنده ها و خانواده ها نمی دانند! ما وظیفه داریم کاری بکنیم که اینها فراموش نشود و فرهنگ ایثار و جبهه به نسل های بعدی منتقل شود. آیا اینها کار انجام‌شده نیست؟! اسناد عملکرد ما از سال 93 تا کنون موجود است. تمام نامه ها و مکاتبات ما هم موجود است.

 

فاش نیوز: با وجود اینهمه خدمات ارزشمند، به نظر می رسد که مسئولان بنیاد همراهی و همکاری لازم را با شما ندارند.

 .نه. متاسفانه - ما 8 مورد نامه زده ایم برای گرفتن یک وقت جلسه. نه برای پول، نه برای اربعین، نه برای سفر. مشکلات عدیده ای داریم که باید بنشینیم و با بنیاد مطرح کنیم. ما فقط می خواهیم شما را ببینیم آقای رئیس بنیاد! همین الان که ما اینجا هستیم، چیلر ما سوخته است. موتورخانه‌مان به شدت دچار مشکل شده و آب مجتمع قطع است. آسانسورمان مشکل دارد و...

ما زیرمجموعه موسسه ایثار هستیم و یک توافقنامه داریم که آنها باید هزینه های جاری ما را پرداخت کنند. این توافق‌نامه برای سال 1395 است و در سال 98 هم همین طور این توافق نامه مجددا" مصوب و تایید شد. اما این جریان های اخیر شکایت از بنده که پیش آمده، بر خلاف توافق‌نامه، اعلام کرده اند که خدمات‌دهی به باشگاه ستارگان ایثار قطع شود!

ادامه دارد...

 

تنظیم و عکس از شهیدگمنام