
فاش نیوز - ایرانیان همواره از «پشت منشور عشق» اَبَر رخدادی را که نقشه ی راهِ زندگانی و آزاده مانی را الی الابد ترسیم کرد! به تماشا ایستاده اند.
کیست که نداند چرا و چگونه؛جمع آورِ آن سرمایه ی عظیمِ معرفتی! همواره قدر دیده و بر صدر نشسته. ...
به تعبیر «نیل پستمن» «چه انسجام و شکوهی زیباتر از پیوستگی میان اندیشه ای برخاسته از خیمه ای در صحرا و تفکری برخاسته از کلاس مدرن دانشگاه! (طباطبایی؛ طلوع ماهواره، افول فرهنگ، چه باید کرد؟ ص150)»
حفاظت از شکوه و انسجام این منبعِ الهام بخش در عصری که در آن «به مرور جوامعی مجازی بر مبنای زبانِ خشونتِ مشترک شکل می گیرد!» نیاز به تمهیدات متناسب با مقتضیات این زمان دارد.
در این جستار، از:
به " سَر "رسیدن قصه!
و نقش امیدآفرینِ آن ارزش والا! یک نَقلِ دلبخواه ارائه می کنیم، هر چه باد آباد:
مشکل عشق نه در حوصله ی دانش ماست
حلِّ این نکته بدین فکرِ خطا نتوان کرد
مفروض است:
حفظ گنجینه ی محرم و صفر از گزند برخی بدفهمی ها در«تِله واعظ» مطالعه و پژوهش و برنامه ریزی دقیق می طلبد. زیرا:
یک بازارِ اهریمن خو، با دو ترفند:
بخشی از نسل جدید را فریفته؛ و امیدی واهی را دهان به دهان و دست به دست در شبکه های خشم! می گرداند. این امر، فرجامی جز برهوت اخلاقی نخواهد داشت! و بیم آن می رود که نگذارد کام نوجوانان و جوانان با ترکیبات سرچشمه ی زیبایی شناسی و احساسات اخلاقی ایرانیان شیرین شود.
هدف از اشاره به آب و مدرنیته! طرح این پرسش است:
چرا« در دوران مدرن [که] زیست جهانِ انسانی، به نحوی نظام مند تخریب و مختل شده!» " امور واقع که برسرشت و سرنوشت، تأثیر معنا دار می گذارند " به صورتی دلبخواهانه ویرایش می شوند!
«مسئله این است: واقعیت از نظر چه کسی واقعیت است؟ (نرسیسیان؛ انسان، نشانه، فرهنگ، ص54)»
فرضیه
الف: با شتابِ کوچ کلام به تصاویر، ابزار حرفه ایِ نور و رنگ پراکنی؛ تبدیل به تنها میدان دارِ روابط انسانی خواهد شد!
ب: در روزگار مدرن، هدایت افکار به سمت و سوی منبع الهامِ فکری با شیوه ی سنتی؛ به مانع برخواهد خورد.
ج: نسلی که در بزنگاه و هوای مد روز! مشقِ فرهنگِ غرب می کند؛ فردای روزگار! کار سیاست گزاران نظام ارزشی و عقیدتی را دشوار خواهد ساخت.
چنان که «سجاد ستاری» در گفتارهای نو در جامعه شناسی، صفحه127 « تولد زیست فرهنگ و گوهر جاودانِ دین و آزادی وتحولات در راه !» را مفهوم بندی کرده؛ به نظر می رسد تکنیکِ شبکه ای شده در حال داد و ستدی اهریمنانه با جامعه ی ایران اسلامی است.
ولی کالای توزیعی؛ بسیار کم ارزش تر از بهایی است که کاربران می پردازند! ...
از حیث نظری، این ماهیت نابرابر در عرضه و تقاضا! و تعامل نامساوی "معامله ی فاوْستی/ کلاه برداری" است. ...
امروز پدیداری جلوه های این سودای فریبکارانه در:
درست مثل اعلام نتایج یک آزمون سخت! پیش چشم پدرها و مادرها دارد رژه می رود! یعنی تکنولوژیِ نیرنگ باز! از رهگذر «منطق لذت مندی(لذت بدن/ لذت مصرف) در حال بدست گرفتن کنترل و اداره ی ذهن و سامان دلبخواهانه ی زندگی روزمره ی نسل جدید است.
هرچند برخی صاحب نظران غربی تجربه ی تمدن نوپدید فاوستی را «نقطه ی پایانِ کار والدین» خوانده اند اما بنابر اندیشه ی سیاسی در اسلام و ایران؛ مُحرَّم و صفر نقشه ی راهِ کار والدین را به روشنی ترسیم کرده اند.
و نکته ی مورد غفلت یا از نظر افتاده! ماهیت عجیب و غریب "عده ای جنگل زیِ دیجیتال! " است که مانع از این کارند! یعنی برج عاج نشستگانی «دیو خو و شیطانی صفت» که به دروغ داعیه ی آزادی دارند!
این سوداگران شارلاتان؛ فرهنگ خاصی را ترویج می کنند و بر خلاف ادعا، گفتگو ستیزند! و حقِّ فرهنگ مبتنی بر حفاظت از خصال خویشتن را ظالمانه سلب کرده اند.
نمونه اش: در دستور کار قراردادن طرح رسوای تحریم مُحَرَّم!
"ساحری وَهمی ز تحریمِ محرم داشته؛ موج این اوهام کوتاهه، خیال بد نکن!"
بدیهی است که ماهیت این گونه موج سواران یاوه سرای گستاخ! برای نسل جدید نا شناخته باشد؛ اما «بزرگسالان در حالتی زیست [کردند] که مهمترین ویژگی آن، تأثیر گذاری پرقدرت و پر صلابتِ سنت های کهن؛ بر تمامی عرصه های اجتماعی و عینی و ذهنی [بود.]»
مع لاسف، محرومیت فرزندان از آن موهبت؛ برسرشت و سرنوشت آنها در دهه های آتی تأثیر گذار است.
بررسی چرایی و چگونگی این بی نصیبی و حرمان؛ در حیطه ی جامعه شناسی است. دانشی که «می کوشد کار ویژه ی آداب و رسوم و شیوه های زندگی و اندیشه و عمل و مشارکت در فرهنگ را کشف کند.» ...
پیش از این در زیر سایبان دین؛ والدین درهای زندگی خوشبخت را به روی اولاد می گشودند، و فرزندان به گونه ای تربیت می شدند که «رؤیاهایشان را باور کنند!» و خبری از امیدهای بر باد رفته و پروژه های بی ثمر نبود. ...
اکنون یک ابزارِ افسونگر، پا جای پای برخی از والدین گذاشته و مُدام اُرد می دهد:
چنین مکن! نه چنان کن چنین مگو نه چنان
تمام کوشش او در طریقِ گمراهی است
این امر و نهی و دستور؛ پدران و مادران را حقیقتا دچار هراس کرده است.
آدمیزاد همواره به چیزی باور و اعتقاد داشته است. در رنگین کمان عشق! رنگ سبز و سرخِ مُحرَّمی این باور و اعتقاد را نشان می دهند.
ضروری است مفهوم این رنگ آرامبخش به زبان نسل جدید معنا شود؛ زیرا اینک او به تصور تازه ای از گستردگی جهان و مفهوم مرز دست یافته!...
ولی به نظر می رسد «مدتی این مثنوی تأخیر شد[ه]» و نوعی دین ستیزی و ایمان سوزی نوپدید! حتی به زبان کودکانه در حال راه افتادن است.
در اینجا مجال پرداختن به چرایی و چگونگی گریز ناپذیریِ والدینی که« حریم خصوصی خانوده و ذهن پاک و بی زنگار کودکانشان را بر روی پیام آوران نامحرم و موذی گشودند؛» فراهم نیست. ...
و صد البته که نباید گناهِ« کلام زشت شنیدن! به هَرزه هر لحظه/ زِهَر کجا زِهَر سو!» را صرفا به گردن این «بومِ شومِ دیو سِرشت» انداخت، و دور از انصاف است که فقط امر دیجیتال را مقصر فریادِ زندگی و آزادی مطابق با قانون اساسی امریکا دانست!...
همچنین نقش اقتصاد و خرج پول برای هر چیز و ولخرجیِ زمینه ساز برای این ترسِ فاجعه بار و دلهره آور! نیز باشد وقتی دیگر. ...
اساسا «چیزی به اسم بی ایمان وجود ندارد!» بزرگترها به خوبی به یاد می آورند که چگونه به سان زعفران و گلاب و شکر که از یک لیوان آب شربتی خوش طعم و رنگ و مزه! و معنایی کاملا متفاوت می سازند؛ حال و هوای محرم و صفر نیز خلق و خوی بسیاری را به طور کامل دگرگون می کرد و همین طور گرفتگی احتمالی رگ های جامعه را برطرف می نمود!...
و علی الخصوص برخی افراد خاص! در اقشار کاسب و بازاری و مالک و بنگاهی و... به خاطر این ایام «درجه ای از ایمان/ تجربه ای شبه معنوی» را بروز می دادند؛ و نه تنها «خوراک از چنگ گرسنه ای بیرون نمی کشیدند» بلکه هرگاه به لیوانی آب! تشنه ای مستحق تر بود؛ نمی خوردند و نمی نوشیدند ...
اما با افتادن «کانون انحصاری و مافیایی اقتصاد به دست آقا بزرگ ها !» در عصر دیجیتال؛ بعضی اسیر و گرفتار پول شدند، و نوعی همسان سازی پر مخاطره رواج یافت؛ یعنی حتی:
"«حاجی بازاریِ مردمدار، بخشنده و محترم ؛[در مواردی معدود!] به حاجی جبّارِ خودبین، خسیس، پول پرست، تازه به دوران رسیده ی آستین نوشده!» شبیه شد! و آن شاکله ی رفتاری به خاطره ها پیوست.
این شباهت نه جا عوضی؛ در حال تأثیر معنادار بر قصه ی به "سَر" رسیده و دو گوهر جاودان یعنی دین و آزادی! می باشد ...
نتیجه ی چنین خسرانی این شد که امروز؛ فضای مجازی، برای جوهرزدایی ازرنگ و بوی محرمی و صفری؛ در خُم رنگ رزیِ اندیشه و انگیزه ی نسل جدید! و تاراج آن سرمایه؛ بهانه یافته است.
دو واقعیت تلخ دیگر، یعنی لجام گسیختگی قیمت ها؛ که الفِ قامتِ بسیاری از محافظان پیشین را دال! کرده، و غم نان؛ که بسیاری از اهل ایمان را شرمنده ی زن و بچه نموده! نیز یاورِ یغما یند.
بدان سبب، پیامدهای اجتماعیِ یغمایِ تکنیک محور؛ و بروز «هزاران رخنه در دین!» غیرقابل پیش بینی و هراس انگیز شده است!!!
مضاف بر آن؛ ویرایش دلبخواهانه ی امر واقعِ مرتبط با معامله ی فاوْستی؛ نسل جدید را در فهم صحیح از این وضع! دچار سرگردانیِ جامعه شناختی می کند.
شاید از حیث دانش جامعه شناسی تکنولوژی (و روانشناسی اجتماعیِ ایران) یکی از دلایل این سرگردانی چنان باشد که «طباطبایی» نگاشته:
« هر برنامه و مکان مذهبی ویژگی های خاص خود را دارد و حوزه ی تأثیر آن در گِرو همان شرایط و خصوصیت می باشد!
از آنجایی که فقط یک چیز بی انتها (خدا) می تواند میل انسان را اقناع کند؛ در بالا ترین جایگاه سلسله مراتب ارزشی قرار می گیرد.»
والدین ایرانی برای به رنگ خدا درآوردن زندگی آینده ی فرزندان! و امیدواری به شکوفا شدن آن در زیر سایبان دین؛ اغلب به راهکار «پول پس انداز کردن برای روز مبادا» رو می انداختند!
هر چند آثار اجتماعی و چرایی و چگونگی گذار اجباری از این راهکار! نیاز به تحقیقات پیمایشی دارد، اما نتایج تحقیقات کیفی و پژوهش های میدانی در این زمینه "اشک درآر!" شده است.
معلوم نیست اشک چَندُم! راه تکنیکِ شبکه ای شده را آب زده! و در سرزمینی کهن که به خود می بالد که «تمام مواد معدنی شناخته شده را در اختیار دارد ... و نفت یک استثنا به شمار می رود!» زبانِ فرهنگ غرب را بلند کرده است.
نتیجه ی امید به برافراشتن پرچم ناراستی فرهنگ غرب؛ این شده که این روزها معدودی از «افراد غیر مذهبی با شنیدن واژه ی ایمان بلافاصله جبهه می گیرند!»
و رسانه های آن ور آب که با تبدیل شدن به جزء جدانشدنی از نظام زندگانی؛ و تبحر در بردنِ رونق مسلمانی! در پوست خود نمی گنجند؛ لنز دوربین خود را بر این جبهه گیری زوم کرده اند! ...
اما نقشه ی آنها در رواج نوعی زندگیِ در عیش و مردن در خوشی و آرزوی جُهّالِ جادوگر! با هشدارِ بزرگ پاسدارِ اسلامِ ناب محمدی(ص) نسبت به خدعه های در راه و «وجود شمشیرهای آخته ی خون ریز در دست دشمن!» نقش بر آب خواهد شد.
به همین دلیل؛ اکنون شارلاتانیسم رسانه ای با دوسه نیروی نورسیده و به اصطلاح تازه نفس! به جایگاه رفیع و محکم ولایتِ امرِ امت و حِصن حَصین حمله ور شده است!
غافل از اینکه:
دامن دوست به صد خونِ دل آمد به دست
به فُسوسی که کُنَد خصم، رها نتوان کرد
البته برای نگرانی از پیامد این تهاجمِ حساب شده! و پرداختن به آثار احتمالی آن بر اندیشه و انگیزه و سلامت فکر و فرهنگ و آینده ی گل های خندانِ ایرانِ اسلامی دلایلی بسیار وجود دارد! ...
ملت بزرگ ایران که با مشاهده ی ارزش والای عشق در آینه ی اَبَر رخداد عاشورا «انقلاب برای خدا؛ تاج و تخت پهلوی را سرنگون کرد!» و برتمام معادلات (سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی) در نظام بین الملل تأثیر معنادار گذاشت، اکنون همچنین می تواند با این سرچشمه ی الهام بخش! حتی دشت بی فرهنگی «انسان نو» در روزگار مدرن را نیز سرسبز و پر نشاط کند.
در همین راستا، و چنان که«لیلی عشقی» نگاشته:
«ملتی که هرگز با سیاست سر و کار نداشت ناگهان با آن مخلوط شد. از این رو، چیزی بازگشت ناپذیر پدید آمد...؛ وظیفه ی ما از این پس سنگین و مشکل است. اما باید وظیفه ی خود را به انجام برسانیم؛ هنوز هم بسیاری از ایرانیان از آنچه بر آنان رفته متعجب هستند.
حتی اگر انقلاب هم برای ما اسرارآمیز باقی بماند، می دانیم که بدون این رویداد برای خودمان هم قابل فهم نخواهیم بود.( زمانی غیر زمان ها، امام، شیعه و ایران، ص157)»
این روزها که نبض زندگانی و آزاده مانی با خوانش نسل جدید؛ در مراسم پر شکوه و سوگواری و سینه زنی و نوحه خوانی و مرثیه سرایی برای گل پسر حضرت زهرا ی اطهر ( س) می زند! جلوه ی مهمی از این اسرار آمیزی و وظیفه نمایان است!
و این به هیچ روی امری تازه نیست! سازه ی محرم و صفر و کار ویژه ی هماهنگ سازی و هم سرشتی و هم سرنوشتی آن در طی قرون متمادی و در باد و بوران حوادث؛ از ایران و ایرانی حفاظت کرده است. ...
ارائه ی درست این ظرفیت عظیمِ معرفتی؛ می تواند پیشِ روی « انسان نو » که حتی در ازدحام، احساس تنهایی و گم گشتگی می کند! و به قول «آرنت» «هرجا که می رود تنها با خودش رو به رو می شود» دقیق ترین نقشه ی راه را بگذارد.
البته اگر برخی بد فهمی ها و فقدان برنامه ریزی دقیق و متناسب با مقتضیات این زمان بگذارد!
نتیجه گیری
پیش از این، ذهن فانتزی ساز نسل جوان نیز به سان بعضی از بزرگترها و ملت های دیگر، پنهانکار بود! اما امر واقع؛ حاکی از "گسترشِ منطق لذت مندی در بازار مجاز!" و تأثیر معنادار آن بر سامان زندگی و پذیرش یا سازگاری با هوای مد روز است!
به همین دلیل، آینده پژوهان قرن بیست و یک را « دوره ی سلطه ی تکنولوژی روان» نامیدند. ...
چنان که مشهود است، قدرت سیاسی نیز به موقعیتی پرتاب شده که در آن؛ با کاربرد برخی مکانیزم ها مثل (پلیس و دادگاه و زندان) « امکان اداره ی سنجیده، کم هزینه و ظاهرا غیر غارتگرانه ی فرد وجمعیت» وجود ندارد!
مشقِ فرهنگِ غرب نیز کار را برای سا ختار سیاسی دین محور (آینه ی تمام نما و ترسیم کننده ی شیوه ی زندگی و شاکله ی رفتارِ مردمان) پیچیده ترکرد! و امر فرهنگ و اقتصاد و کشورداری را تحت الشعاع قرار داد. ...
این در حالی است که بر خلاف تصور غالب «فن آوری نه ابداعی تازه است و نه نتیجه ی علم جدید، چیزی که در عصر جدید تغییر کرده "دانشِ فنی" است.
انسانِ ابزار ساز از عصر صنعتی به عصر اطلاعاتی راه یافته، و اطلاعات به معیار تبدیل شده؛ و جای طلا و مواد خام را گرفته است. (رجایی؛ پدیده ی جهانی شدن، وضعیت بشری و تمدن اطلاعاتی، ص109)»
"« اما باور کنید: این تنها از روی تصادف است. اگر منادیان علم وصنعت سر از گور درآورند! و نظاره گرثمره ی بذرافشانی در مزرعه ی جامعه ی نو و ماحصل آن باشند! بدون تردید به درگاه خدا روی آورده و عذر تقصیر خواسته و رحمت و غفران الهی را می طلبند.»"
بهره ی بهینه ی ساختار زنده ی فرهنگ؛ از دانش فنی مرتبط با منبع سرشار و الهام بخشِ محرمی و صفری و جستجوی راهکار برای شکوفایی خود؛ به منابع دانشگاهی نیز نیاز دارد!...
در آن صورت هدف کارگزاران بنگاه های تبلیغاتی را به زبان نسل جدید به آنها خواهد گفت...
بنگاه هایی که از همان اوایل قرن بیستم؛ از عقیده ی تأثیر عقل و خرد برای توجیهِ تولید و تبلیغ اندیشه! به تأثیر عمیق زیبایی شناسی روان کاوانه تغییر عقیده دادند! و سایه ی تبلیغات اغواکننده را بر روی فرهنگ ملل گستردند! ...
به راستی که اگر فرآیندِ جادوگرسازی و هدفمند! توسط کارگزاران آن بنگاه ها که تنها سرمایه شان زبان است به تدریج به امروز نرسیده بود؛ هیچ کس جرأت نمی کرد حرف از تحریم مُحَرَّم بزند!!!
این نوع از بیگانگی با خصال خویشتن امری نوبَر! است. حتی در خود غرب که بیشتر راه ها به "گرداب" ختم می شود « غیرمذهبی ها، برای سنت ارزش والایی قائل اند!»
در همه جا، منابع الهام فکری به منزله ی واقعیت های تاریخی و «همچون زبان مادری که با عقل پیشین فرا گرفته نمی شود» توصیف می شوند و «اندیشه نمی تواند از قید این مفاهیم رها شود. ... »
دانش جامعه شناسی جدید؛ برای رویکردِ تِله واعظ به " مکان و زمانِ محرمی/ صفری!" یافته هایی راهگشا دارد!
و نسبت به عواقب برخی کارکردهای نا اندیشیده ! هشدار می دهد...
بیرون بردن «مجالس وعظ و خطابه سنتی » از مکانی که حضور در آن نیاز به « طهارت جسم و جامه» داشت و احساس نیازی که در درون شعله می کشید! را پاسخ می داد و:
" تبدیل مراسم شرکت کردنی به مراسم تماشاکردنی"
یکی از جنبه های مهم و منفی و البته ظاهرا گریزناپذیر از تأثیر امر دیجیتال بر زیست دینی است.
البته این اشاره به هیچ روی به معنی نفی استفاده از ابزار فوقِ پیشرفته ی نور و رنگ پراکنی! نیست؛ بلکه ناظر بر ضرورت ارزیابیِ بازخورد نسبت به این پدیده ی نوین جامعه شناختی و تحولات در راه است ...
صرفا به تماشا نشستن مراسم با عظمتی بی بدیل؛ از مکانی که در خوشبینانه ترین نگاه« جای شوخی و گفتگوهای غیر جدی و آدامس جویدن و لمیدن و سیگاری روشن کردن و با لباس منزل راه رفتن و جواب تلفن دادن و... » می باشد؛ علاوه بر محرومیت از حال و هوای معنوی! و قیمه پلوی نذری، ممکن است:
و در نتیجه، فرد و جمعیت را به تعبیر «ستاری» «دچار فراموشی تاریخیِ تاریخ» سازد! این غفلت و از یادبردگی به دو دلیل:
بر« روان آدمی در دهه های آتی!» و شرایط زیست فرهنگ، تأثیر بنیادین خواهد گذاشت.
نشانه های تأثیر آن از جمله:
و باز نویسی داستان و شمشیر آخته ی تکنیک! از هم اکنون گرم گفتارند. ...
از منظر دانش جامعه شناسی؛ پیامد ویرانگرِ ناموزونیِ فرهنگی! (محصول گفتار بعضی از «متحجرین مقدس نما» و ناآشنایان به مقتضیات این زمان! و کردار تِله واعظ) برای تاک و تاک نشاننده! یکسان خواهد بود. سخن آخر
شبکه های اجتماعی در یک غلط اندیشی عجیب و غریب برای کم رنگ کردن نام بلند امام حسین(ع) در اندیشه و انگیزه ی فرزندان فردای ایران؛ برنامه ریزی درازمدت کرده اند.
امروز بخشی از گل های خندان در محیطی متناسب با آموزه های ایرانی اسلامی رشد نمی کنند! و اینترنت بر فرآیند رشد آنها تقریبا احاطه ی کامل یافته و «خدئه ی تکنیکی» محیطی بی تربیت! و بی سابقه ایجاد کرده است...
در این فضا؛ کودکِ موبایل به دست، شاکله ی رفتاری کاملا جدید پیدا می کند. ...
بدین سبب، برای پیش گیری از تباه شدن آینده ی کودکان که «تا سنین شش سال، هنوز قادر نیستند اعمال دیگران را با معیارهای ذهنی خود شان برای تشخیص حسن و قبح منطبق کنند!» باید کاری کرد؛ کجایی ساقیا؟ برخیز!
آنچه که بیش از غیبت متصدیان امور؛ موجب تشویش خاطر والدین شده عبارت است از:
بی توجهی به موارد فوق «ویرانگر روح و اخلاق و تربیت کودکان» و تبدیل گل های خندان و با هوش و با نشاط و خوشروی ایرانی به« غرلند کنندگان لج باز و نا آرام و گوشه گیر» خواهد شد.
تمهید ساز و برگ مناسب برای مقابله با یورش تکانه های الکترونیک! حقِّ مسلِّمِ این میوه های باغ زندگانی ایرانیان است!
نکته:
حال که حضور در شبکه های مجازی و فراتر رفتن از مرز جغرافیا و زمان برای یارانِ دبستانیِ امروز! آسان تر از آب خوردن شده و « دیوِ شهر شب بیداره!» باید زود تر «شیپور صبح روشنایی» را زد!
دریغ از کاکُل آتشفشانی پسران با ادب و زلفِ سیاه دختران پاک دامن ایران زمین! که در خطر اصطکاک با دستکش مخملین الکترونیک! پریشان شود. حاشا و کلّا
اصلا و ابدا ایرانیان نخواهند گذاشت که این رویداد مطابق با خوانش زندگی و آزادی در قانون اساسی آمریکا! تداوم یابد؛ زیرا چنان که «اسپرینگز» در فهم نظریه های سیاسی صفحه ی 91 خاطرنشان کرده:
«تمام این مشکلات عارضه های یک فساد بنیادی است... نکته اینجاست که بدی جزء ذاتی و نه عارضیِ طرز زندگی امریکایی است.»
مردمان با فرهنگ و فرهیخته؛ منتظر بازگشت برخی از متصدیان امور از تعطیلات تاریخ نخواهند ماند!...
ایرانی جماعت می تواند قطره ای از جوهرِ مُحرَم را به لیوانی آب از معنا و معرفت بیافزاید؛ و در آزمایشگاه خلوص دینی با ترکیب آب و شکر و زعفران و گلاب ناب! اکسیری بسازد که " تمدن فاوستی" انگشت به دهان بماند. ...
فرمول این کیمیای خوش کام ساز؛ و انگیزش مثبت! صرفا نزد پدران و مادران ایرانی است، شک نکنید.
پی نوشت:
: قفسه تکنیکی به رابطه ی ابزاری یا فعالیت کار کردی مرتبط است. در حالی که تکنیک/ تخنه یونانی روشِ دانستن یا فوت و فن بود «[قَ] فسه تکنیکی» در آلمانی به تعرض به چیزها برای هدفی خاص! نیز دلالت دارد.
: مفهوم معامله ی فاوْستی ناظر بر سودآوری بسیارو تبلیغ محور برای عرضه کننده و ضررو زیان برای متقاضی است...؛ اساسا« تمدن فاوستی دستگاهی ماشینی [است] که می خواهد یا می تواند هر کاری را به طور مکانیکی انجام دهد؛ ... و با رسوخ در جهان طبیعی آن را مسموم می سازد. انجامِ ماشین وارِ همه چیز، مردم را در چنگال جانوری که خودشان آفریده اند گرفتار می کند!»
جانباز دکتر سیدمهدی حسینی