
فاش نیوز - امروز جهان؛ معنا و مفهوم کلام «مونتسکیو، نویسنده ی قرن هجده فرانسوی» که نوشت «بدبخت کسانی که می خواهند اهل کشوری باشند که آن کشور، اصلا به معنای واقعی؛ وجود ندارد! » را بیش از پیش درک می کند.
واژه ی یونانی دیاسپورا Diaspora به معنی پراکندگی «عمدتا به پرا کندگیِ قوم یهود در سراسر جهان اطلاق می شود.... یهودیان در اروپا، افریقا، و آسیا و از قرن 19 و 20 در امریکا پراکنده شدند.»
در آشفته ترین قرنی که جامعه ی بشری به یاد می آورد( قرن بیستم) پس از تشکیل دولت جعلی اسرائیل «گروهی از یهودیان به این کشور مهاجرت کردند و این مهاجرت هنوز ادامه دارد.»
یک سؤال مهم از اهالی انصاف:
چرا و چگونه؛ کودکان غزه باید تاوان اسکان مهاجران و قومی آواره! را بدهند؟
در این جستار؛ سرآن داریم تا بر پیامد اسکان یک قوم پراکنده در سرزمین فلسطین[1] و تأثیر آن بر افکار سیاسی و اجتماعی پرتویی بیافکنیم.
هدف از این مطالعه؛ نشان دادن یکی از جنبه های فجیع ترین روند نسل کشی در 2023 با تمرکز بر" سهم تعداد زیادی طفلِ معصوم" از پیشرفت تکنولوژی است.
بدیهی است که برای نمایاندنِ بهترِ روحِ مطلب، نیاز به اندکی تأمل داریم؛ «پس با من دعا کن و دنبالم بیا»...
چنان که «هانا آرنت» خاطر نشان ساخته«دلگرم کننده ترین[رویداد در] وضع بشر، یادآوریِ" زادگیِ بشری و معجزه ی آغاز" است، که مرتب رخ می دهد. انسان های جدیدی مدام پا به جهان می گذارند که هرکدام منحصر بفردند و هریک قادر به ابتکار عمل تازه اند... فاخر ترین شکل بیان [این است که] کودکی زاده شده؛ نه برای مردن بلکه برای آغاز کردن! ( وضع بشر، ص359)»
مفروض است:
تأمل در منطق درونیِ کلامی نغز از نویسنده ی کتاب روح القوانین؛ می تواند «موجب تهذیبِ عقل و منطق، و تقوای سیاسی! » و فهمْ لرزه و بیداری وجدان دربرخی از متصدیان امور در جهان اسلام گردد.
زیرا سه یار دیرین یعنی:
راهرگز نمی توان برای همیشه کتمان کرد؛ و حتی در دل هیاهوی پر خطرجنگ و میدان نبرد، نیز از جایی که به نظر نمی رسد! پدیدار خواهند شد.
درهمین ربع اول از قرن بیست ویک؛ که مهمترین دست آورد دانش (تلسکوپ جیمز وب) برای آگاهی از بخش های بیشتری از جهان؛ در فضا ی بیکران آسمان به پیش می تازد....
اما چنان که مشهود است، به عنوان مثال: درست مثل بچه های دزفول مقاوم و قهرمان در هنگام دفاع مقدس؛ قسمتِ کودکان غزه نیز، از پیشرفت تکنولوژی بر روی زمین؛ چیزی جز بمباران و موشک پرانی وکشت و کشتار! نشده است.
فرضیه:
الف: اولین و بارزترین پیامد ویرانه سازی؛ باز ماندن و دور نگه داشته شدن مردمانِ آن دیار از کاروان پر شتاب علم و تکنولوژی خواهد بود.
ب: بزرگترین زندان روباز جهان (سرزمین غزه) حاصل مکر انگلیس درطراحی روند زمین خواری، به سبک آژانس یهود! در سال های منتهی به 1948 است.
ج: «اروپایی ها از آن جهت خود را متمدن تر می شمارند که تصور می کنند انسانی که یک تفنگ دارد از انسان بدون سلاح قوی تر است و بدین جهت متمدن تر می باشد! »
مطابق با نظر «رولان برتون» داستان از اینجا شروع می شود که یک گروه بسیار اندک در قوم پراکنده؛ می خواست به اصطلاح «اسرائیل را به یهودیان برگردانَد و آنها را به مردم تبدیل کند! پس از این حرکت؛ دِرامی به وجودآمد که حاصلِ مهاجر نشینی یهودیان در فلسطین، و بیرون راندن اقوام عرب زبانی بود که بیش از 20 قرن ساکن این سرزمین بودند. (قوم شناسی سیاسی، ص109)»
یک فصل مهم از قصه ی پر غصه و «داستان مردمی که در میان سکوتی مرگبار جان می کنند!» زندگانی کودکانِ ساکنان دائمی سرزمین فلسطین است.
اکنون به یُمن پیشرفت تکنولوژی؛ شکل تکامل یافته ی تیرِ سه شعبه! زندگانی این گل های نوشکفته را «به میان پرده ای کوتاه میان تولد و مرگ» تقلیل داده است.
هرچند درد و رنج حاصل از قطع آب و برق و نبود غذا و بمباران بی سابقه و... بیش از آن است که بتوان در یک نوشته ی کوتاه نقل کرد؛ اما در عصر دیجیتال و ارتباطات فرا پیشرفته ی رسانه ای؛ می توان در رساندن صدای تا کنون کمتر شنیده شده به گوش جهانیان؛ نقشی هرچند اندک ایفا نمود.
در تالار بزرگ نمایشگاه تاریخ کنونی، علاوه بر تصاویر و معجزات تازه ی علم؛ یک «تجربه ی فرهنگی متفاوت» نیز در برابر دید نظاره گران قراردارد.
در اینجا علاوه بر ویرانه سازی! با موضوعی عمیق تر یعنی«آنچه که جلوی چشم همه ی دنیاست؛ جنایت نسل کشی رژیم غاصب! » مواجه هستیم.
این نسل کشی بدترین «زخمه[ضربه] برتارِ احساساتِ» بشری در تمدن اطلاعاتی است....
نسل های بعدی اگر بخواهند دورانی از تاریخ معاصر را نشان دهند که در آن؛ دیدنِ تن لرزه ی کودکان از لنز دوربین! کمتر باعث فهم لرزه ی تماشاگران بزرگسال شد؛ از شرایط امروز کودکان معصوم در غزه نام می برند!
در حقیقت این صفحه ی شطرنج شگفت انگیز! مُشتِ دموکراسیِ دروغین غربی را نیز باز کرد....
دیروز «منتسکیو» با اشاره به تفاوت میان طبیعت حکومت و اصول حکومت، نوشته بود «انگلیس بیهوده برای استقرار دموکراسی تلاش نمود... آنهایی که در امور کشور دخیل بودند تقوی نداشتند و جاه طلب بودند! ولی در در یک حکومت جمهوری تقوی هم لازم است. (روح القوانین، ص20)»
در کلان روال در حال وقوع، جای «شارل-لویی» خالیه که نتیجه ی آن جاه طلبی و بی تقوایی را در تصاویری وحشتناک از قتل عام مردم بی دفاع ببیند....
واقعیت تلخ این است:
«ملت متحیر مانده که چه بکند، دموکراسی را در همه جا جُسته و در هیچ کجا نیافته! »
انگار رود خانه ی همواره جاریِ زندگانی؛ در تمدن اطلاعاتی طغیان کرده و«با نیرویی عظیم و شیطانی و توقف ناپذیر؛ بصورتی بی رحمانه به پیش می غلتد» و به وجدان خفته ی برخی نابالغان سیاسی! ریشخند می زند.
در همین راستا پس از طغیان دو جنگ جهانی؛ بدون آن که کسی بداند یک بحران دائمی به «جهان مدیترانه[2]» پرتاب شد.
از بطن این بحران در هفتمین روز از دهمین ماه 2023 (15 مهرماه 1402) اوضاع و احوال کنونی غزه بدنیا آمد که این دفعه از مشابه پیشین قساوت بارتر است...
«هیولای دیو سیرت» برطبق روال؛ اما با سلاحی مخوف تر «بطور ناگهانی از کمینگاه خود در تاریکی جسته» و از آنجایی که گوشش به هیچ قاعده و قانونی بدهکار نیست! «هر آنچه بشری است؛ را به کام ویرانی و نابودی می کشاند.»
آتش باران از محور شرارت! امر زندگانی در نوار غزه را؛ حتی به زنده مانی به سان همه ی محرومان و رنج کشیدگان جهان، تبدیل نمی کنند و به چیزی کمتر از ویرانی و نابودی کامل؛ رضایت نمی دهند....
این جنایت؛ حد اقل ازدو جهت، بر حوزه ی اندیشه ی سیاسی، نیز تأثیر معنادار می گذارد:
این نقش و نگاه؛ بارِ انسان بودن را بردوش هر انسان آزاد اندیش وحقیقت جو! سنگین ترنموده و ماهیت دموکراسی دروغین را بیش از پیش آشکارمی کنند.
حال چه باید کرد؟ یک راهکار؛ تبیین علمیِ برخی از زمینه های پیدایش صهیونیسم سیاسی است.
صهیون؛ تَلّی در بیت المقدس است. جمعی از آوارگان قوم یهود «در اواخر قرن نوزده برای ایجاد یک موطن یهودی» نام آن را بر خود نهادند. و در سایه روشن ویژگی های «پسوند ایسمism » بصورتی سازمان یافته یهودیان پراکنده در کشورهای مختلف را به کوچ کردن به سرزمین فلسطین ترغیب کردند....
نقل است که در عهد دقیانوس «ولگردی آشوبگر، در دادگاه مدعی بود به عنوان یک شهروند آزاد؛ می تواند مشت گره کرده اش را به هر طرف که دلش خواست تکان دهد. قاضیِ دانا به او پاسخ داد: آزادیِ حرکتِ مشتِ شما؛ با موقعیت بینیِ فرد کنارِ دستتان محدود می شود! (پوپر؛ جامعه ی باز و دشمنان آن،ص289)»
اما در عصر جدید؛ این محدویت برای مهمان های ناخوانده به دلایل زیر برداشته شد:
همچنین اشتباه شناختی و نادانی هیتلر در جنگ جهانی دوم و ...؛ دایره ی آزادیِ حرکت مشت را:
و برای باطل کردن تابعیت ساکنان اصلی؛ با سابقه ی هزاران سال زندگی در یک سرزمین، بهانه های بنی اسرائیلی تراشید!
و در نهایت «در 1948 صهیونیسم به هدف اساسی خود دست یافت... با اسکان یهودیان؛ فلسطینی ها مجبور به تبعید از آن شدند.... ( مک لین؛ فرهنگ علوم سیاسی؛ ص1036)»
«از آن پس، غصب مابقی اراضی بدست دولت سپرده شد...؛ پس از تأسیس؛ دولت مقاصد توسعه طلبانه اش را بدون کوچکترین پرده پوشی دنبال نمود. (صبری جریس، الی بل؛ صهیونیم در فلسطین،ص199)»
هرچند عظمت فلسطین؛ به ظاهر با مخاطره ی درهم فرو ریختن، و فرو رفتن به اعماق دور دست اندیشه، مواجه شد! اما به شهادت تاریخ؛ یک غرورملی را هرگز نمی توان بطور کامل درهم شکست!
بنا براین، چیزی را که «مری کولریج» «رؤیاهای بجا مانده و مواج؛ در ذهن کودکانشان!» توصیف می کند؛ در اندیشه و انگیزه ی ملتی با سابقه ی هزاران سال زندگی در آن سرزمین، روز بروز واقعی تر می شود.
انتفاضه؛ یکی ازمصادیق این رؤیا های صادقه است. یعنی همان«آتش به اختیاری! » و راهکاری که «جوانان سنگ پران فلسطینی در 1987 آن را تبدیل به جنبشی گسترده ساختند....»
همان جوانانی که "سگ های باز و سنگ های بسته" را تاب نیاوردند؛ و ناامید از دولت های عربی! با پِلَخمان (ساده ترین ابزار، تیوبِ دوچرخه و کش کشی و دوچلانه! ) ابتکار عمل را بدست گرفتند....
و به مسامحه کاران! گفتند اگر شما نمی آیید ما خود می رویم؛ و جهانی را مبهوت غیرت و همت خود ساخته، و عرق شرم را بر پیشانی امیران عرب نشاندند!
در واقع «انتفاضه پاسخ به درک این مطلب بود که مسئله ی فلسطین دیگر به عنوان نگرانی اصلی دولت های عرب مطرح نبود و فلسطینی ها در سرزمین های اشغالی ناچار بودند جریان امور را خود بدست گیرند.»
در کشمکش بین اعراب و اسرائیل و در آن روز «سرودن حماسه ی انقلاب سنگ» تنها کاری بود که می شد انجام داد....
به هر حال، در روزگاری که علم و دانش، افق های روشن و دورنمایی تازه، پیش روی بشر نهاده؛ و اعماق آسمان در انتظار ورود جستجوگر جیمز وب! درهای خود را گشوده است؛ سهم و قسمت بچه های غزه چیزی است که «هابز» آن را «ترس از مرگ فوری و ترس جسمانی می نامید.( لویاتان، ص277)»
بنابر تحقیق؛ بعد از هیروشیما و ناکازاکی؛ هرگز این حجم عظیم از خرابی و ویرانی و«صحنه های کشتار وحشیانه و فجیع و توصیف ناپذیر» به شکل ناگهانی و در یک شبانه روز؛ دیده نشده است.
جنایت عظیمِ درحال وقوع، از سوی «اسرائیل که خود را به ارابه ی خاورمیانه ی امریکا بسته! » فرصت رشد و بالندگی از فرزندان غزه را غصب کرده؛ و باعث بازماندگی آن ها از کاروان پر شتاب علم و تکنولوژی در 2023 و تاریخ فردا خواهد شد.
برق انفجار بمب ها ی جدید! و تاوانی را که قوم آواره به ناحق دارد از اطفال معصوم سرزمین فلسطین می گیرد؛ علی رغم جبنه های مغز استخوان سوزِآن؛ ناخواسته بر موضوع مهمی نیز نور می افکند:
" چرا پیشرفت علم و تکنولوژی منجر به پَسرَفتِ انسانیت شد؟! "
تمدن اطلاعاتی را چه شده، و چه بر سرش آمده،که در آن؛ برخی خود را متمدن تر می شمارند، زیرا به ابزار کودک کشی پیشرفته تردست یافته، و «مرگِ مردمِ بی گناه را؛ سرگرمیِ بیمارگونه ی خود قرار داده اند! »
اما بنا بر مطالعات پدیدار شناسانه «هر انسانی مُبیِّن آغاز تازه در جهان است؛ و می تواند طرحی نو در افکند، و کاری پیش بینی ناپذیر کند؛... (بشیریه؛ لیبرالیسم و محافظه کاری، تاریخ اندیشه های سیاسی در قرن بیستم، ج2 ص145)»
ولی طفلان غزه (دلگرم کننده ها و چراغ های خانه) بجای، فلک را سقف بشکافتن و طرحی نو در انداختن و آینده ساختن! تازه از راه رسیده؛ باید بروند.(حتی در مواری پیش از آنکه آمده باشند! ) جل الخالق
صرفا به حکم آمریکا! یعنی:
و تنها کشوری که؛ دیروز بر پیشانی رئیس جمهور آن، ننگ دستور برای تبدیل ژاپن به «مظهر مهاجم ترین وجه خشونت آمیز تکنیک» خورد؛ و امروز، حامی سرسخت رژیم اشغالگر است!
این مدعی دموکراسی، با بیان«آلدوس هاکسلی» «فقط حکومتی ضد انسانی نیست، بلکه آشکارا نالایق است! و در عصر پیشرفت تکنولوژی؛ بی لیاقتی گناهی نابخشودنی است.(دنیای شگفت انگیز و نو، ص26)»
آن شیطان مجسم؛ پیش از این نیز حامی رژیم طاغوت بود....
اخیرا، یک ویدئو در شبکه های اجتماعی، وایرال شده که درآن، دیکتاتور بدعاقبت و بچه قلدر بی لیاقت! بدون اشاره به چرایی و چگونگی پرتاب به وضعیت بی تابعیتی، فلسطینیان را «افراد بدون تابعیت که در جستجوی خانه هستند...» می نامد!
کشف رمزِ«تقوی سیاسی» با خوانش «مونتسکیو» و نشان دادن تمایز؛ میان مصاحبه ی شاه مخلوع و حامیان غربی او، همینطور«روش نسبتا شرم آور برخورد [برخی به اصطلاح]نخبگان علمی! » با فریادهای کوبنده ی حضرت آقا بر سر آمریکا و اسرائیل:
"علاوه بر پدیداری منطق درونی، و پیامدهای اسکان یک قوم پراکنده، و سکوت مرگبار برخی وجدانهای خفته! نقش مهمی نیز در تنویر افکاردر نسل وب؛ می تواند داشته باشد."
نتیجه گیری
شیوه ی ستاندنِ تاوان توسط قومی کهنه آواره! از کودکان غزه، تبدیل به سنگ محک و عیارسنج تقوای سیاسی نیز شده است.
در واقع، عوامل پیدایش رژیم غاصب در 1948و حامیان و تضمین کنندگان تداوم اشغالگری آن؛ از بی اخلاق ترین مردمانند! و بدون تردید؛ آن رژیم کودک کش محکوم به فنا است. زیرا «هیچ انتظامی در دنیا برقرار نمی ماند مگر آنکه متکی بر اصول اخلاقی باشد.»
«ملت مسلمان تحت فشار و محاصره و کمبود؛ آیا در مقابل این همه ظلم و جنایت چاره ای جز برپا کردن طوفان داشت؟»
به نظر می رسد در آرامش پس از این طوفان؛ مسئله ی نگاه به دین و موضوع تقوی سیاسی و اخلاق و ارتباط آنها با امنیت روانی و اجتماعی؛ بیش از پیش در کانون توجه اهل نظر قرار گیرد.
اشاره به این نکته از این رو حائز اهمیت است که:
اولا: «تمدن های بزرگ، اغلب بر دین های الهام بخش تکیه داشته اند...؛ (ویل دورانت؛ معنای زندگی ص29)»
ثانیا: «یکی از ویژگی های جامعه این است که ملجأ و پناگاه خود را در دین می جوید...؛(کاستلز؛ عصر اطلاعات...، ج2 ص29)»
بنا بر استدلال «منتسکیو» «تقوا از لوازم حفظ حکومت است!» اگر از این منظر، چرایی اوضاع و احول سیاست امروز جهان که غزه صرفا یک نمونه ی آن است، را تحلیل جامعه شناختی کنیم؛ اولین موضوع مورد مشاهده؛ فرآیندِ رفتنِ دودِ بی تقواییِ دو گروه؛ به چشم مردم است:
همانطور که اشاره شد، در یک حکومت جمهوری، علاوه بر درست کاری، و اراده ی نیک، و قانون«چیز دیگری هم لازم است و آن عبارت از تقواست.»
به یقین؛ تنها نمونه ی مثالی از این اندیشه در عصر حاضر؛ با جمهوری اسلامی ایران نشان داده می شود:
«آنچه سبب گردید، مؤسسین این جمهوری، در راه آزادی و مساوات، همه چیز خود را فدا کنند؛ تقوی بوده است. اگر تقوی نمی داشتند، و با از خود گذشتگی و شهامت، در مقابل استبداد و سوء استفاده از قدرت ایستادگی نمی کردند؛ و جاه طلبی و ثروت اندوزی، و نفع پرستی، را دور نمی انداختند؛ موفق نمی گردیدند....»
بدون شک، مقتضیات اجتماعی و سیاسی گریز ناپذیر، پس پایان درامِ درحال اجرا بر روی صحنه ی غزه! جهان اسلام را بیش از پیش، متوجه ی اسلام سیاسی! و ضرورت باز اندیشی دربرخی کلان روایت ها، خواهد نمود.
این باز اندیشی از هنگام ورود جهان به عصردیجیتال؛ دچار تأخیر شده و صحبت از آن مجالی مناسب تر می طلبد.
در رابطه با تقوی سیاسی و بحران جاری؛ هرچند از یک رئیس جمهور امریکا نقل شده که «بدون ایجاد وطن برای فلسطینی ها» نمی توان «به حل مسئله ی خاورمیانه، به طور منطقی امید وار بود. (برژینسکی، سیاست خارجی امریکا در خاورمیانه1967-1980،ص9)»
اما این گفته، دروغی بیش نیست. زیرا یک ضلع مثلث قدرت در امریکا را نظامیان تشکیل می دهند و برای تولید تسلیحات کشتار جمعی؛ توجیه اقتصادی دارند! و درنگرشی سرمایه سالار بر این باورند که «قدرت همیشه محدود به هدفی است که برای دست یافتن به آن طرح ریزی شده! » ...
در اینجا نیز، نتایج تحقیق به روش کیفی و ارزیابی افکار عمومی از عملکرد برخی " زُهد فروش ریا کار در دو سه دهه ی اخیر" نشان می دهد که بعضی از کارگزاران تاجرپیشه ی دولتی، انگار برای حفظ جایگاه در چرخه ی قدرت سیاسی، هیچ عنصر دیگری را غیر از تظاهر به تقوی! نمی شناخته اند.
به تدریج همین عنصر هم کم رنگ شد و اکنون برخی سیاسیون بی پروا صحبت از «تجمل و ثروت و کارخانه و... می کنند و بس.»
در تحلیل نهایی باید گفت اگر چنانچه دو وزارت خانه:
نسبت با تبیین علمی و فراتر از جناح بندی های سیاسی و اقتصادی! دو مورد زیر را تشریح کنند:
و ارتباط تقوای سیاسی؛ با طبیعتِ حکومت و اصول آن، را از رهگذر سیاست مقایسه ای، برای نوجوانان و جوانان حق طلب و با مرام ایرانی، به درستی روشن سازند! و...
آنگاه جهانیان؛ بار دیگر، اراده ی ملت همواره سربلند ایران؛ و تأثیر معنادار آن، در حل مسائل سیاست بین الملل؛ را حتی بیش از پیش!!! مشاهده خواهند کرد.
ایضا درحل کردن برخی معضلات و مشکلاتِ به ظاهر پیچیده ی داخلی! زیرا به گواهی تاریخ و بر طبق آموزه های «اصول آسمانی! » همواره عدل و انصاف و مرام و مروت و جوانمردی و عشقِ به حقیقت و... با ایرانیان معنا یافته است.
نوع نگرش بخشی از نسل وب به تحولات در سیاست بین الملل؛ حکایت از آن داردکه دو وزارت خانه ی مسئول! علی رغم بسیاری از موفقیت های تحسین برانگیزدر سایر زمینه ها؛ اما در مورد تبیین درست از جهان در حال تحول؛ حریف فضای مجازی و شبکه های اجتماعی نشده اند!
روح قانون اساسی و برخی اصول آن، مهندسی ذهن نوجوانان و جوانان را بیش از همه، بر دوش آن دو وزارت خانه ی بسیار مهم نهاده است.
سخن آخر
در حوزه ی دانش سیاسی «دیاسپورا؛ به بخشی از مردم، قوم، یا مذهب که در سراسر جهان پراکنده اند اطلاق می شود.... (نش؛ جامعه شناسی سیاسی معاصر، جهانی شدن، سیاست، قدرت،ص 104)»
حال و روز امروز غزه؛ یاد آور هجوم همه جانبه ی عراق به ایران و موشک پرانی علیه مردمان بی دفاع نیز می باشد....
پر واضح است که واکاوی اثرات ماندگار موشک باران و ماندگاری آثار آن بر روح و روان بچه های شهر مقاومت و پایداری؛ نیاز به تحقیقات پیمایشی دارد...
اما به قول مجلس گرمکن خوش نوا ی آن سال ها "جُرم کودکان دزفول؛ چه بود؟"
امروز نیز سؤال از وجدان بشری این است که جُرم بچه های غزه؛ چیست؟
به راستی چرا باید آن طفلان معصوم؛ تاوان اسکان مهاجران و قومی آواره! را بدهند؟
...
مطلب را با تقدیم شعری از «رابیندرنات تاگور» به خوانندگان بسیار عزیز و گرامی و فرهیخته؛ به پایان می رسانم:
آنجا که اندیشه باک و بیمی ندارد و سرها افراشته است
آنجا که دانش آزاد است
آنجا که جهان با دیوارهای کوته نظری های حقیر درهم شکسته نیست
آنجا که کلمات از اعماق حلق بیرون می آیند
آنجا که تلاش های خستگی ناپذیر؛ دست های خود را به سوی کمال دراز می کنند
آنجا که جویبار روشن خرَد در ریگزار بیابان ملال انگیز، عادات مرده، گم نمی شود
آنجا که فکر به راهنمایی تو، به سوی فراخنای بی پایان اندیشه و اقدام می رود
به سوی آن بهشت آزادی
خداوندا
وطن مرا راهبر باش
(جواهر لعل نهرو؛ نگاهی به تاریخ جهان، قسمت سوم، ص1815)»
پی نوشت:
[1]: در مورد قضیه ی فلسطین؛ و ظلم بیش از حد به ساکنان آن؛ کتاب ها و مقالات و... بیشماری نگاشته شده و نقد و نظر و ارزیابی های متعدد صورت گرفته است... «ما یهودیان را تشویق به مهاجرت می کنیم، به آنها تیپا [نیز] می زنیم...»
با این وجود هرگونه تلاش جدید نیز در تحلیل آن می تواند به شناخت بیشتر «قضیه ی فلسطین و مطامع توسعه طلبانه ی صهیونیست ها» کمک کند...
[2]«هر گزارشی از نخستین جوامع نویسای بشر؛ با توصیف هلال خصیب [سرسبز و پرحاصل] آغاز می شود؛ کمانه ی ارضی حاصلخیزی که از فلسطین، از راه سوریه، به بین النهرین می رسد.
معادل آن در تواریخ باستانی، اصطلاحِ "جهان مدیترانه" است، که در بر دارنده ی قطعه ی فلسطینی- سوریایی هلال خصیب است....
دولت اسرائیل پس از چهار جنگ (1948،1956،1967،1973) فعلا، همه ی قسمت های عرب فلسطین، و تکه هایی از سوریه و مصر، را در اختیار دارد....(کالین؛ مک ایودی، اطلس تاریخی جهان، از آغاز تا امروز،ص687)»
جانباز دکتر سیدمهدی حسینی