تاریخ : 1402,دوشنبه 01 آبان13:43
کد خبر : 104833 - سرویس خبری : مقاله و یادداشت

خشمی که باید در بزنگاه بیرون بریزد...


خشمی که باید در بزنگاه بیرون بریزد...

بغض و کینه‌ انقلابی‌تان را در سینه‌ها نگه دارید، با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید و بدانید که پیروزی از آن شماست...

جعفری

جعفری - ۲۲ ساله بودم که فهمیدم مفهوم پیام رهبرم در هنگام پذیرش قطعنامه چیست: "فرزندان انقلابی‌ام، بغض و کینه‌ انقلابی‌تان را در سینه‌ها نگه دارید، با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید و بدانید که پیروزی از آن شماست".

من حالا مرز ۵۰ سالگی را رد کرده ام. جا مانده ای تنهای تنهایم. تنهایی خود را برای جنگ تمام عیار تهاجم فرهنگی آماده کردم. بعد از جنگ هر روز یک جور بازی سر ما درآورند. دست ما را برای تبیین درست ارزش‌ها بستند. نمی دانم چرا دست برخی از بچه های جنگ هم در کار بود.

خط حمله تهاجم فرهنگی تا توی خانه های دوستانمان رسید. جنگ در حوزه تهاجم فرهنگی با جنگ در دوران دفاع مقدس فرق داشت. همیشه نمی شود از راه مسامحه و تسامح برای جذب حداکثری جلو برویم. گاهی لازم است فریاد بزنیم. اگر سکوت کردیم در "سراشیبی سقوط" می افتیم و خیلی ها افتادند.

بعد از جنگ من زیاد گریه کردم اما گریه رزمنده ها در هشت سال دفاع مقدس کجا و گریه های من کجا؟ آنها گریه می کردند لایق شهادت شوند. من گریه می کنم که در جنگ تهاجم فرهنگی مغلوب نشوم. بی خیال نشوم. عوضی نشوم.
سستی و خمودگی برای حفظ ارزش ها از مردن با خشم و غضب در وجود رزمنده دوران دفاع مقدس بال و پر می گیرد.

من در مقابل آدم هایی که یک روز همراه من بودند، عصبانی می شوم. داد می زنم. با افتخار می گویم؛ هلشان هم می دهم. خودم را کتک می زدنم. اجسام را پرت می کنم. قرآن را روی دستم می گیرم تا از عظمت آیه آیه قرآن شرم کنند.   باز هم با افتخار می گویم کتک هم خورده ام. اصلا هم برای مهار خشمم به سوی داروهای اس اس آر رو نمی آورم.  

همه این سختی ها برای آن است که اعتراض کنم به اندک کسانی که به اسم دین، و با روش های "گس لایتینگ، پیپل پلیزر، باج گیری عاطفی" حق انسانی را ندید می گیرند. همان‌ها که روزی برای تباه نشدن حقوق انسانی ما، هشت سال در مقابل دشمن ایستادند، اما با تمام شدن جنگ هوای دنیا برشان داشت. انگار ظرف وجودشان سوراخ بود. هر چه از فضای معنوی جبهه ها دشت کرده بودند، ریخت و خالی شدند. یادشان رفت که پدر معنوی مان گفت باید خشم مقدس خود را زنده نگه دارید. من تا حالا در مقابل کج روی های اینها مقاومت کرده ام. طوری رفتار کردم که دیگر راه باج گیری هایشان بسته شود.

اینها را توضیح دادم که درباره مطلب مهم تری نظرم را بنویسم.

 بابا، خیلی آدم باید سنگدل باشد که صحنه اسم نوشتن بچه های غره ای را روی دستشان ببیند. تا بعد از شهادت زیر خروارها خاک قابل شناسایی باشند. صحنه یارب یارب گویی کودک مجروح سه ساله غزه ای را ببیند. صحنه نفس های بریده دختر چند ماهه غزه ای را ببیند. صحنه ضجه های کودک شاید ۵ یا ۶ ساله را ببیند که خواهرهایش را صدا می زند. انگار نما و برشی از صحنه های کربلای ۶۰ هجری مقابل دیدگان ما قرار دارد." لا یوم کیومک یا اباعبدالله ".

 

من که از پس این خشم شعله گرفته در وجودم برنمی آیم. عده ای رزمندگان حماس را مقصر می دانند. مثل همان زمان که به امام حسین می گفتند چرا زن و بچه ات را می بری کربلا؟ اما هیچ کسی نمی گوید اهل کوفه  ۱۲ هزار نامه دعوت برای امام حسین نوشته بودند. چرا عوض شدند؟

هیچ کس نمی گوید با وجودی که گروهی از فلسطینی های با رژیم اشغالگر قدس دست دوستی داده اند اما یک ذره از وحشی گری آنها کم نشده. چرا باز با این غده سرطانی در منطقه دوست هستند؟ هیچ کس نمی گوید چطور عده ای از فلسطینی ها عزالدین قسام را تنها گذاشتند؟ برای چی رهایش کردند و به کاسه لیسی اسرائیلی ها مشغول شدند؟
اما حماس در این فضا تک و تنها برای تبیین حق پا به صحنه گذاشته و از بذل جان خود و خانواده اش دریغ ندارد.

 این مقولات، از خشم امام حسین علیه السلام گرفته تا خشم رزمندگان حماس و حتی خشم من باید تبیین شود. من معتقدم خشم و واکنش رزمندگان حماس برای احیای پرچم ارزش‌ها و گرفتن حق مسلم فلسطینی ها به جاست. درست است خانه هایشان با موشک‌های اهدایی آمریکا و سران استکبار تلی از خاک می شود.
یادتان می آید بعد از شهادت همرزمان خود، غمگنانه می خواندیم: لاله خونین من، ای تازه جوانم، شهید تازه جوانم!

اما رزمندگان حماس جسم بی جان و له شده دختر و پسر خود را از زیر آوار درمی آورند. نوگل هایی که تا لاله شدن فاصله دارند. از دیدن دختر و پسرهای کفن شده شان توی سر و روی خود می زنند. اما تاکنون از مقاومت در مقابل ظلم پا پس نکشیده اند. چون راهی جز مقاومت نیست. اگر بود امام حسین آن را به ما می آموخت. مقاومت همه ما ریشه در الگوگیری مان از نهضت عاشورای حسینی  دارد. همه دار و ندار ما فدای عزت و اعتبار اسلامی مان. 

این روزها مقاومت مردم فلسطین ما را بهت زده کرده است. چند سال است که خشم مقدسی را در وجود خود زنده نگه داشته اند و از آغازین روزهای اشغال سرزمینشان در جنگ نکبت (۱۹۴۷)، نسل به نسل برای بازماندگان خود به میراث گذاشته اند. این منش مردمان شجاع فلسطینی نشانه آن است که اندیشه و وصیت امام خمینی(ره) مرزهای بین المللی را درنوردیده و کل منطقه را فرا گرفته و می رود که جهانی شود.

جعفری، ۳۰ مهر ۱۴۰۲