تاریخ : 1402,دوشنبه 08 آبان23:08
کد خبر : 105083 - سرویس خبری : جانبازان

هجوم مجدد عوامل بنیاد به دفتر فاش نیوز، این بار با ضرب و شتم جانبازان و خبرنگاران


هجوم مجدد عوامل بنیاد به دفتر فاش نیوز، این بار با ضرب و شتم جانبازان و خبرنگاران

این بار حمله بنیادی ها منجر به زخمی شدن یکی از جانبازان نخاعی و کتک خوردن یکی از خانم های همکار شد. تمامی ارتباطات و رایانه ها و حتی اینترنت فاش نیوز درست مثل حمله صهیونیست ها به غزه قطع شد...

فاش نیوز - امروز عوامل بنیاد بار دیگر و به رغم وساطت نماینده محترم ولی فقیه، با وقاحت تمام در مقابل مردم به زور و با ضرب و شتم و اهانت وارد دفتر فاش نیوز شدند.

امروز نیز عوامل بنیاد بار دیگر و به رغم وساطت نماینده محترم ولی فقیه، گستاخانه در مقابل مردم به زور و با ضرب و شتم و اهانت، وارد دفتر فاش نیوز شدند و با کلی بی‌قانونی و حق‌کشی اقدام به بیرون ریختن اثاث و اسباب دفتر فاش نیوز کردند.

حوالی ساعت 14 امروز تیمی تا دندان مجهز و مسلح از بنیاد شهید به سایت فاش نیوز حمله کردند و با کشیدن و تهدید با گاز اشک آور و تهدید و ارعاب شدید اقدام به ضرب و شتم، کتک زدن جانبازان نخاعی و دست بلندکردن روی خانم های همکار در فاش نیوز کردند.

رایانه های فاش نیوز توسط این افراد پاک شد. دوربین های مدار بسته را قطع کردند و برخی عوامل بنیاد از فحش های رکیک و ناسزا علیه جانبازان استفاده می کردند.

نقض حقوق شهروندی و هتک حیثیت خبرنگاران علنا و در منظر مردم انجام شد و داد و فریاد جانبازان به گوش می رسید.

کوچه دشستان سوم پر از مامورین بنیاد شهید و نیروی انتظامی و امبولانس و آتش نشانی شده بود و یک خودروی باربری هم اقدام به  تخلیه گنج بزرگ (کتاب ها و اسناد و مدارک) فاش نیوز می کرد.

دقیقا حمله مغول تداعی می شد. اول سراغ کتاب ها رفتند. کتاب ها را بردند. کتاب های شعر را بردند. نمی دانم «خم می نی» را هم بردند یا نه؛ اما یقین دارم خمینی کبیر هنوز ایستاده است و با عظمت روحش این دست های آلوده را قطع خواهد کرد.

چرا همه ماموران بنیاد شهید از دوربین می ترسیدند و ماسک زده بودند. چرا دنبال دوربین می گشتند. چرا رایانه ها را پاک کردند. چرا روی خودروی جانبازی که دوربین داشت پوشش گذاشتند که کور شود و غلط هایشان دیده نشود.

چند ساعت پوتین قدرت غیرالهی و استکباری مدیران نالایق بنیاد بر روی حلقوم جانبازان نخاعی بود. کربلای دیگری شده بود. یکی این وسط تاراج اموال جانبازان آب توزیع می کرد و یکی هم می گفت کار یزید را می کنی و آب هم می دهی؟!

روی دیوار فاش نیوز تصاویر بسیجیان شهید شاید به رسم روزگار، هنوز می خندیدند و بالای سرشان نوشته بود «کجایند مردان بی ادعا؟»

ماموران کلانتری قلهک هم بعضی هایشان انگشت به دهان بودند که اصلا چرا آمده اند اینجا. باز در مقابل عوامل بنیاد گلی به جمال مأموران نیروی انتظامی. اگر هم اقدامی برای اجرای حکم تخلیه می کردند، مأمور بودند و معذور. این عوامل بنیاد که نمک‌نشناس ها با طوع خاطر و با نثار دری وری و زخم زبان حتی اگر فرصت پیدا می کردند لگدی هم نثارمان می کردند، بدشان نمی آمد.

کاش کسی مخصوصا به جوانان و کارمندان بنیاد که از ترس اعمالشان، پشت لایه ای ماسک پنهان شده بودند و غافل از اینکه خدا دارد کارهایشان را می بیند و برخی کارها در دنیا پاخوری دارد، چیزی هم از انسانیت و برخورد با قهرمان وطن یاد داده بود!

به راستی میشد از خود پرسید، بسیاری از کارمندان بنیادشهید آیا فرزندان جانباز و ایثارگر هستند و اینگونه با پوزخند زدن های تلخ و سمی اقدام به تخریب زحمات همرزمان پدرانشان می کردند؟! واقعا گزینش بنیادشهید در انتخاب کارمندان خود هم عجب دسته گل هایی به آب داده که نمایندگان بنیاد مانند کسانی که برای جمع کردن غنیمت بالای سر دشمن بایستند، با فاش نیوزی ها برخورد کردند!

گاهی یک زن با اینکه مرد نیست، از خیلی از مردهای با جسم مرد، مردتر است! این بسته به مردانگی ست که یاد گرفته باشی یا نه! و در مقابل جانبازانی که از نان خانواده شان می زنند و برای رفع مشکلات همرزمانشان روی زخم بسترهایشان می نشینند، نایستی و زهرخند بزنی!

آیا اگر بنیاد این کارمندان را از فرزندان ایثارگران انتخاب کرده، آیا آن شهید و یا جانباز راضی ست و مرام او این بوده که با همسنگر زحمتکش و دلسوزش اینطور رفتار شود؟! آیا کارمندان بنیاد شهید نباید اول مرام برخورد با ایثارگران را یاد گرفته باشند؟! یا فقط قرار است جیب هایمان را به هر قیمتی پر کنیم؟!

تقریبا نیمی از اسباب را برده بودند، بعد از پیگیری قضایی و دستور توقف اجرای حکم تخلیه، بینادی ها جلوی دستور قضایی هم ایستاده بودند و اجازه نمی داند دستور توقف اجرای حکم عملی شود.

نشان می داد موضوع حکم قضایی نیست از ناسزاهایشان معلوم بود با فاش نیوز مشکل دارند و نه با در و دیوار و چوب و کتاب...

چند ساعت مردم منطقه و همسایه ها ناظر این صحنه‌ها بودند. جانبازان تنها بودند و کسی را نداشتند جز خدا.

بنیادی ها همه چیز داشتند از آمبولانس تا آتش‌نشانی تا مامور تا اسلحه تا خودروی کلانتری تا به قول خودشان قاضی تا مامور اجرای احکام و تا حتی قفل ساز و فیلم‌بردار...

بله قفل ساز آوردند و قفل در باب ایثار و شهادت شهادت را شکستند و حتی قفل هایی که قبلا روی در بود را به تاراج بردند و چیزهای دیگر هنوز مشخص نیست.

بجز بوی آتش و دود، همه حال و هوای جبهه ها به مشام می رسید. بوی خون هم می آمد. به دست یکی از جانبازان نخاعی آسیب زدند. او می گفت نگویید من جانباز نخاعی هستم. بگویید من به عنوان یک شهروند عادی هستم و حقوق شهروندی ام نقض شده است!

علت تمام این حوادث خود رسانه فاش نیوز است؛ چون هرگز حاضر نشد مانند برخی دیگر دست‌آموز و جیره‌خور شود و مدال و سکه بگیرد تا خبر تخلف و فساد را درج  نکند.

اصلا مشکل خود فاش نیوز است و سایرین وظیفه‌شناسی کردند! خفه کردن صدای ظلم‌ستیزی وظیفه آنها بود و خوب وظیفه شناسی کردند.

امروز یک کلاس درس حقوق بشر اسلامی بود که در آن مثل یک کارگاه عملی نقض حقوق بشر اساسی و اسلامی حزب‌الله را توسط مدعیان خدمت به جانباز را می دیدیم.

امروز فاش نیوز ایستاد و عظمت جانباز فرهیخته متواضع دردآشنا را نمایش داد.

فاش نیوز ،فاش نیوز خواهد ماند تا زمانی که حضرت ولی عصر بخواهد؛ نه تا زمانی که بنیاد شهید بخواهد یا نخواهد.

تاریخ حمله چند باره به این صدای رسای جامعه ایثارگری را ثبت خواهد کرد. تاریخ صدای جانبازی که فریاد می زد مواظب کتاب ها باشید را بر صفحه خود حک خواهد کرد و تاریخ صدای زمین خوردن پای کسانی را ضبط خواهد کرد که مانند قوم مغول و تاتار کتاب می بردند و صدای رسانه را خفه می کردند.

هجوم این افراد واقعا وحشیانه بود و ابایی هم از هر نوع برخوردی برای اجرای امر بزرگترشان و خودشیرینی برای او نداشتند؛ چون آمبولانس هم آورده بودند! پایگاه خبری فاش نیوز تا ساعت ها کاملا برای همکاران غیر قابل دسترسی شد. تمامی ارتباطات خبرنگاران را قطع کردند تا کسی نفهمد چه بلایی سرقبیله هابیل می آید.

البته همه‌ی اینها بیشتر از جای دیگر، یعنی رئیس بنیاد و رئیس دفتر همه‌کاره‌اش آب می خورد که به گفته‌ی یکی از گماشتگانشان شب و روز و وقت و بی وقت، لجبازانه و مغرورانه پیگیر خاموش کردن صدای این رسانه ایثارگری بوده اند و خبر داریم که با چه کینه و عداوت کودکانه ای دستور داده اند باید به هر قیمتی شده اینها را از آنجا بیرون بریزید. چراکه اخیرا کاشف به عمل آمده است که کینه و دشمنی ایشان بیشتر از بابت اطلاع‌رسانی و نقدهای نصیحت‌گونه فاش نیوز می‌باشد تا مسائل دیگر. طرفه آن که آقایان اموال و اماکن بنیاد را گویی ملک طلق آباء و اجدادی خودشان قلمداد می کنند و به همین دلیل هم به خود اجازه می دهند مسائل و حب و بغض های شخصی خویش را قاطی مسائل حوزه کاری و مسئولیتی کند.

اینان بی‌شرمی و گستاخی را به جایی رسانده اند که توصیه ها و وساطت های خیرخواهانه‌ی بسیاری از مسئولان بالادستی و حتی نماینده محترم ولی فقیه در بنیاد شهید را وقعی ننهادند و روی آنان را زمین انداختند و....

اگر فاش نیوز از خدا نمی ترسید جواب این بی‌حرمتی ها را در محل می داد. اگر برکت وجود مقدس ولی امر مسلمین جهان نبود و نظارت حضرت حجت، بازوان همین ویلچرسوارها خیلی ستبرتر از این بود که ناموس شیعه را بی پناه کتک بزنند و جانباز نظاره‌گر باشد.

شکسته باد دستانی که به سوی جانبازان دراز می شود!

لحظاتی که برای دیگران خلق می کنید را جلوی چشمتان می آورند... نگویید نمی دانستیم