
سام - با جانبازان قطع نخاع زیادی در ارتباط بوده و هستم. چه همسنگران زمان جنگ با عراق و چه جانبازان قطع نخاعی که بعدها با آنان آشنا شدم. شاید نیمی از آنها به مرور شهید شدند و عدهای هنوز هستند و تنها دوستانی هستند که میتوانم بگویم صمیمی ترین هستند.
در آسایشگاه و منازل به دیدنشان میروم، به مسافرت رفتیم و در آسایشگاه ساعات خوبی با هم داشته و داریم. با شهید امیر سیاوشی بچه محل هستم و رفاقتی هم دورادور داشتیم.
جانبازان قطع نخاع سه گروه هستند، گردنی، کمری ، و جانبازان قطع نخاعی که دچار قطع عضو نیز هستند!
بی تعارف می گویم، اگر از خودشان هم بپرسید همین را می گویند: اوایل خیلی بهتر میرسیدند و تحویلشان می گرفتند، مصاحبه می کردند و با هواپیما و ماشین های خوب به مشهد و شمال گردش میبردند!
دکتر و پرستار دور و برسان زیاد بود و حتی به خارج اعزام میشدند و رانندگی یادشان دادند و ماشینهایشان را مطابق نیازشان تنظیم می کردند و... مسئولان به دیدنشان میرفتند ولی کم کم دور و برشان به مرور خلوت و خلوت تر شد، سنشان که بالا و بالاتر میرفت مشکلاتشان بیشتر و بیشتر شد!
گلایه ها و حرف هایشان کمتر کسی توجه می کند و امروز به کل دل از همه بریدند و در آسایشگاه و منازل منتظر دیدار دوستان و آشنایان هستند تا شاید احوالشان را بپرسند. فقط در هفته دفاع مقدس چند نفری به نیابت از ادارات و ارگان ها به دیدارشان می روند.
امیدوارم این اتفاقات و کم توجهی ها برای جانبازان قطع نخاع مدافع حرم نیافتد. به امید پیروزی نهایی و قطعی مدافعین حرم و سلامتی برای همه جانبازان جنگ تحمیلی و مدافعین حرم اگر کاری داشتند و سوالی در خدمتشان هستم. اگر به دیدن جانبازان جنگ تحمیلی بروند خیلی کمکشان می کنند.