تاریخ : 1402,یکشنبه 17 دي21:00
کد خبر : 107279 - سرویس خبری : سیاسی

در اندوه قتلگاه کرمان

مرگ "ما" و مرگ "آن‌ها"..!


مرگ

علی زمانیان (تغییر و تلخیص:محمدرضا سابقی)
فاش نیوز - از نشانه‌های تفرقه و دوپاره شدن جوامع انسانی، و گسست و قطبی شدن آن و "زیست اردوگاهی" ساکنان یک سرزمین، و یا یک کشور این است که هر اردوگاه یا یک کشور نسبت به غم و درد و رنج و حتی به مرگ اردوگاه دیگر بی‌تفاوت می‌شود. و چنان مرز پررنگی بین انسان ها کشیده می‌شود که حتی مرگ هم به دو رخداد تبدیل می‌شود: مرگ "ما" و مرگ آن‌ها...

تشکیل اردوگاه "ما" و "آنها"، و دیوارکشی‌های منحط میان آدمیان، ارزش‌های انسانی را فرو می‌ریزد و حساسیت و دغدغه‌ی انسانی را در برابر ستم و بی‌عدالتی و درد و رنج "دیگری" از میان می‌برد. آن دیگری، "دیگری" است، من نیستم؛ پس بگذار هر چه غم و اندوه‌ است بر سرش آوار شود. و داس مرگ هر چه می‌خواهد درو کند جان‌هایشان را، چه باک. زیرا که دیگری، من نیستم!

چهره‌های بی‌تفاوت در برابر کشتار پی‌درپی کودکان و زنان غزه و در اعتراضات مردمی و چهره‌های بی‌تفاوت در مرگ‌ انسان‌هایی که در یک لحظه در کرمان و در سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی اتفاق افتاد، چقدر دل‌آزار و چقدر سهمگین و نگران‌کننده است.
چهره‌های یخ‌زده در هر دو سوی اردوگاه و چشم‌های بسته از هر دو سو به درد و رنج "دیگری"،  پدیده‌ ای‌ست هولناک که از سرنوشتی تاریک و بسیار بدعاقبت خبر می‌دهد. چنان که گویی به عصر "زیست قبیلگی" عقب‌گرد کرده‌ایم.
یعنی هر قبیله، فقط اعضای خودش را می‌بیند و فقط اعضای خودش برایش مهم است. ساکن هر قبیله به خودش می‌گوید: هر که از قبیله‌ی من نیست پس سرنوشت او هم برای من مهم نیست.
اما در همان نظام قبیلگی کهن و در سنت دیرین پیشینیان، هنوز مرگِ دیگری محترم بود؛ و مانند یکی از افراد مشهور نبودند که با زبانی بی‌شرمانه و تحقرآمیز، و با وقاحت در برابر مرگ و شهادت ده‌ها نفر در کرمان نوشته است: "رفتند شربت نذری بخورند، به انتقامی سخت دچار شدند"...
متاسفانه عده‌ای از ما حتی در "زیست قبیلگی" دچار انحطاط شده‌ایم. پیش از این و در عهد اجدادمان، مرگ و مصیبت، افراد متفرق را دور هم جمع می‌کرد و فاصبله‌ها را کاهش می‌داد و اگر هم دشمن یکدیگر بودند، به مرگ "دیگری"، پوزخند نمی‌زدند و بلکه تلاش می‌کردند در غم دیگری شریک شوند و به کاهش آلام و اندوه ناشی از مرگ، می‌کوشیدند. اما امروزه از چنین سنت انسانی هم فاصله گرفته‌ایم.

دوپارگی ایدئولوژیک، انشقاق سیاسی و زیست قبیلگی، اخلاق و انسانیت را پیش پای تقسیم جهان و مرزها و حتی فاصله‌ی شهرها، به "ما" و "آنها" قربانی کرده است. و در جامعه دونیمه‌‌شده، غم و اندوه و مرگ نیز دوپاره می‌شود. در نتیجه، هر یک، سوگ و شادی خودشان را بدون حضور دیگری دارند. وضعیتی که در آن گویی ساکنان هر اردوگاه به طرف مقابل می‌گویند: نه سوگ تو برای من مهم است و نه شادی تو...
و این در حالی است که تجربه‌ی مشترک غم و شادی، از جمله‌ی عوامل بنیادین در پیوند و انسجام عمیق اجتماعی محسوب می‌شود.

اینک فاجعه‌ی هولناک انفجار کرمان و از دست رفتن جان حدود صد نفر انسان بی‌گناه به دست تروریست‌های جنایتکار پنهان و آشکار، پیش روی ماست. واقعه‌ای اندوهگین که ملتی را ماتم‌زده کرده است. نفرین بر همه‌ی آنانی که چنین، جان شریف آدمی را ارزان کردند.

 تسلیت برای قتل‌عام کرمان.

|| علی زمانیان (تغییر و تلخیص:محمدرضا سابقی)