تاریخ : 1402,یکشنبه 17 دي15:05
کد خبر : 107287 - سرویس خبری : زنگ خاطره

پرهیز از تجملات



مریم عرفانیان
فاش نیوز - یک نفر برایم تعریف کرد که: «روزی قرار بود آقای برونسی در مدرسه‌ای سخنرانی کند. این امر قبلاً به اطلاع اهالی رسیده بود که فرمانده تیپ قرار است بیاید.
همه طبق قرار در محل اجتماع کرده و عده‌ای هم دم در مدرسه منتظر آمدن ایشان بودند. آنها تصور می‌کردند آقای برونسی با پاترول ضدگلوله، محافظ و... خواهد آمد.
تا اینکه آقای برونسی با موتورگازی در محل حاضر شد! با دیدن این وضعیت ابتدا او را داخل مدرسه راه نداده بودند تا اینکه خودش را معرفی کرده و گفته بود: «من برونسی هستم و قرار سخنرانی دارم.»
و بالاخره ایشان را راه داده بودند!
بر اساس خاطره‌ای از شهید عبدالحسین برونسی
راوی: مهدی برونسی، فرزند شهید
 
* مریم عرفانیان

منبع : کیهان