
فاش نیوز - سندرم تغییر مکرر، یکی از معضلاتی است که میتواند گریبانگیر سازمان شده و مانع از پیشرفت آن شود. در واقع سازمانی که درگیر سندرم تغییر مکرر میشود، قبل از به نتیجه رسیدن یک تغییر، سراغ تغییرات جدید میرود و تمرکزش را در بهبود وظایف و خدمات از دست میدهد.
برای پویا نگهداشتن سازمان و حرکت رو به جلو باید به دنبال تغییرات مثبت بود؛ ولی نحوهی این تغییرات و فاصلهی زمانی و پیوستگی بین آنها اهمیت زیادی دارد.
لکن مشکلی که امروزه مدیران عالی برخی سازمانها با آن مواجه هستند "سندرم تغییر مکرر" (Repetitive Change Syndrome) است.
از نظر مدیریت عالی سازمان، تغییرات به معنی تخریب خلاقانه است؛ یعنی برای رشد و بقا، یا باید تغییر کنید یا نابود شوید.
فکر میکنید تغییرات مکرر در بنیاد، آن را به کدام سمت و سو میبرد؟
ایجاد تغییرات در محیط کاری اگر با مطالعه و زمانبندی مناسب انجام شود، میتواند به نفع سازمان باشد. ولی مشکل زمانی ایجاد میشود که مدیران عالی سازمان برای تست ایدههایشان مانند «سامانهی شایستهگزینی مدیران سرآمد آینده "شمسا"، (سامانهی انتصاب مدیران در بنیاد)، علاقمند به تغییرات بیش از اندازه و تخریبگر باشند، که ثبات و استحکام محیط کاری را به هم میزند.
در این موارد میتوان گفت که مدیر عالی سازمان، مبتلا به سندرم تغییر مکرر شدهاست.
گاهی اوقات مدیر عالی سازمان برای پوشش ناکارآمدی خود دست به تغییرات مکرر مدیران تحت امر خود میزند؛ تا امنیت خود را حفظ و از برکناری خود جلوگیری کند و به این وسیله بهانهای برای ضعف و سوء مدیریت خود برای مافوق بتراشد و تقصیر و کوتاهی را متوجه مدیران تغییرکرده بکند.
معمولاً مدیر عالی سازمان که در گرداب سندرم تغییر مکرر گرفتار میشود، سعی دارد نشان دهد، بر اوضاع مسلط است و همه چیز تحت کنترل اوست. ولی در اصل از آثار منفی آن بر عملکرد کلی سازمان بیاطلاع است.
زمانی که یک سازمان بیش از توان معقول کارکنان خود برای پذیرش تغییرات، شروع به بمباران تغییر میکند، نتیجهای بجز به ثمر نرسیدن و اجرای ناقص تغییرات نخواهد گرفت. پیامد اصلی این مشکل، فرسایش مدیران و کارکنان است. سازمانهایی که به طور مکرر در حال ایجاد تغییر مدیران هستند و بیش از حد روی تغییرات داخلی تمرکز دارند، از جامعهی هدف خود و تأثیر این تغییرات بر رفتار آنان غافل میشوند.
|| یوسف مجتهد