تاریخ : 1403,پنجشنبه 17 خرداد20:45
کد خبر : 111064 - سرویس خبری : مسائل و مشکلات ایثارگران

این بنیاد دیگر آن بنیادی که باید باشد نیست!


این بنیاد دیگر آن بنیادی که باید باشد نیست!

مدیر بنیاد استان محل سکونت بنده یک فرزند شهیدی بوده که از دوران جوانی در این بنیاد در سطوح مختلف خدمت می‌کرده است. این را همگان می‌دانند و می‌دانیم که یک فرزند شهید هرچه باشد، در هر جایگاهی که باشد، در هر حزب و جناحی که باشد...

رضـــا امیریان فارسانی

فاش نیوز - به نام خدای شهیدان؛ موضوع از این قرار است که بنیاد شهید و امور ایثارگران که متولی ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و متولی رسیدگی به امور خانواده‌های ایثارگران، بر اساس مجموعه قوانین و فرامین حضرت امام رحمت‌الله علیه می‌باشد، متأسفانه در نهایت ناباوری به سمت مدیریت‌گرایی و تجمل‌گرایی سوق پیدا کرده است؛ که این به نوبه‌ی خود از خطرناک‌ترین امور برهم‌زننده‌ی منشور اخلاقی بنیاد است.

بنیاد شهید سرفصل منشور اخلاقی‌اش این است که باید در تکریم ایثارگران، خصوصا فرزندان شاهد - که امام راحل نسبت به فرزندان شهدا حساسیت بسیار بالایی داشتند و این حساسیت در بدنه‌ی بنیاد شهید اولین جایگاه مقدس در امور اجرایی را داشت.

متأسفانه این جایگاه کم‌کم کم‌رنگ شده؛ تا به‌جایی که حتی اخیرا جناب آقای قاضی‌‌زاده هاشمی بع عنوان رئیس این نهاد مقدس، در سفر استانی‌اش دیداری با فرزندان شهید نیز نداشت.

این مطلبی که معروض و مطرح می‌دارم خدا را گواه می‌گیرم که تحت هیچ شرایطی منظورم مخاطب خاصی نیست. شهدا و خدایشان ناظرند!

مدیر بنیاد استان محل سکونت بنده یک فرزند شهیدی بوده که از دوران جوانی در این بنیاد در سطوح مختلف خدمت می‌کرده است. این را همگان می‌دانند و می‌دانیم که یک فرزند شهید هرچه باشد، در هر جایگاهی که باشد، در هر حزب و جناحی که باشد، حداقلش این است که دردکشیده است؛ حداقلش این است که شب‌های زندگی‌اش را با اشک گذرانده است؛ حداقل‌ اقلش این است که قدرت درک این مطلب را دارد که بفهمد درد چیست.

این فرزند شهید که بالغ بر چهاردهه یا سه‌دهه وقتی از خانه خارج می‌شود، از زیر یا مقابل تصویر پدرش یا همرزمان پدرش باید عبور کند، همین موضوع بیمه‌نامه‌ای‌ بسیار معتبر برای خدمتی بسیار فراتر از یک وزیر یا یک رئیس جمهور است؛ چراکه وقتی نگاهش به نگاه پدر خورد، در ابتدای روز، این تصور و این تصویرتا انتهای روز همراهش و در حافظه‌اش نقش می‌بندد. لذا بهترین گزینه برای انجام دادن بهترین خدمت همین مطلب است که وقتی فرزند شهیدی برای انجام کاری به بنیاد مراجعه می‌کند، سرفصل انجام کارش خود فرزند شهید است و نیازی به تشریح بیوگرافی نیست، لزومی برگفتن دردها و اشک‌ها نیست. چرا؟ چون خود آن مدیر این مسیر را طی کرده؛ کما اینکه بدتر و شدیدتر.

اگر دختر شهیدی که در موضوع زندگی زناشویی‌اش مشکلی داشته باشد، خیلی راحت می‌تواند به برادر ناتنی‌اش که همان مدیر بنیاد است، مراجعه کرده و مشاوره و راهنمایی شود؛ اگر همسر شهیدی که چهل سال است آرزوی یک ساعت بودن کنار همسرش را داشته و آرزوی خرید یک تکه لباس توسط همسرش را داشته، آن‌هم نه همسران امروزی، نه آن دست همسرانی که وقتی در جامعه ظاهر می‌شوند، نوع پوشش و نوع مرامشان به‌سختی قابل فهم است که مذکر هستند یا مونث! بلکه مردانی از جنس شرف و غیرت و عظمت و شهامت و دلاوری و مردانگی در مصداق حقیقی کلمه مردانی تخربیچی. آر.پی.جی‌زن؛ فرماندهان و امیران و سردارانی که همه طول تاریخ چنین اسطوره‌هایی را در خود ندیده و نخواهد دید را داشته‌اند؛ وقتی به چنین مدیری مراجعه می‌کنند، حداقلش این است که آن مدیر اگر نتواند مشکلاتش را حل کند و مشکلاتش لاینحل باشد؛ اما توانسته او را درک کند، چرا که از جنس خود اوست.

در ابتدای سخن خدا را گواه و شاهد گرفتم و شهدا را ناظر بر اعمال قرار دادم که منظورم شخص خاصی نیست؛ اما چرا باید اینگونه مدیری کنار گذاشته شود و مدیری دیگر جایگزینش گردد؟!

جای شکرش باقیست که حداقل از لیبرال‌ها و افسادطلبان و دوستداران فتنه‌گران نبوده است. این مدیر جدید هم کسی است که پدرش همنشین همه‌ی شهدای این شهرستان و این استان بوده و هنوز با هزاران مشکل جسمی و روحی‌ روانی ناشی از عوامل جنگ، در صحنه‌های خدمت‌گزاری ظاهر می‌شود. "حاج مجید خسروی" پدر مدیرکل جدید بنیاد فردی‌ست که اگر فتوا دهد قبله جهت مخالف است، هم بازماندگان دفاع مقدس و هم اهالی شهر می‌گویند، درست است و صدق گفتارش نافذ بوده و هست.

این مهم را در جهت این مطلب عرض کردم که مخاطب و خواننده‌ی گرامی افکارش به‌ سمت مطالبه‌‌گری شخصی سوق پیدا نکند. اما چرا و به چه دلیل؟! اگر خود فرزند شهید خواسته باشد یا شرایط موجودش اینگونه برآورد شود که کاهل شده و خودش توان خدمتی ندارد، موضوع فرق می‌کند و باید با نهایت احترام کنار برود و راه را برای خادمی ارجح‌تر باز کند و این مرام فرزندان شهداست. اما فرزند شهیدی که صبح لردگان است و عصر فارسان و در جهت رفع مشکلات هم‌دردانش ساعت پنج عصر هنوز صبحانه نخورده است، را به‌ کدامین دلیل از خدمت مدیریتی برداشته و کسی را جایگزین او می‌کنید؟!

این موضوع از اهم موضوعات است و باید قبل از این که بنیاد به‌ سمت ناکجاآباد کشیده شود، مورد رسیدگی قرار گیرد.

بنیاد محیطی نیست که به سمت جناح‌گرایی و حزب‌بندی و دسته دسته شدن حرکت کند. بنابر فرموده امام راحل، از مقدس‌ترین نهادهای این انقلاب است و باید این تقدس همچنان باقی بماند. اما لااقل در این مورد اینطور به نظر نمی‌رسد. اولأ نزدیک به سه سال است که یک کمسیون برگزار نشده است.

یک وقتی کرونا بهانه‌ی دست آقایان بود که به دلیل وضعیت حاکم و بیماری کویید ۱۹ نمی‌شود کمسیون گرفت. یک سال بیشتر است که خبری از کرونا و کویید نیست؛ اما هر وقت به بنیاد مراجعه کرده‌ایم گفته‌اند، کمسیون برگزار نمی‌شود. چراباید بنیاد جانبازان که هدف اصلی‌اش همین موضوع است، سه سال راکد بماند؟!

بنیاد شهید و امور ایثارگران که جامعه هدفش در تودیع و معارفه دعوت نشوند، چه پیامی را به دنیا می‌فرستد!

وقتی فرزندان شهدای شهر و استان از این تودیع و معارفه اطلاعی نداشته‌اند و حداقل دعوت نشدند تا در تودیع هم‌دردشان شرکت کنند و تکریم نمایند و در معارفه مدیر جدیدشان آشنایی پیدا کنند، حامل چه پیامی است.

آیا به نظر نمی‌رسد که بنیاد از جامعه ایثارگران فاصله گرفته و کاملا غریبه شده است؟

التماس دعا

|| رضـــا امیریان فارسانی