تاریخ : 1403,یکشنبه 10 تير18:10
کد خبر : 111707 - سرویس خبری : مقاله و یادداشت

انتخابات، مشارکت بالا یا فرانیازِ پیشرفت


 انتخابات، مشارکت بالا یا فرانیازِ پیشرفت

هدف، نشان دادن تمایز حکمرانی دینی، با دموکراسی دروغین غربی، از حیث ساختار و کارگزار است...

سید مهدی حسینی

فاش نیوز -  پس از سرنگونی حکومت ناروای طاغوت، شیوه‌ی رویکردِ ملت بزرگ ایران، به امر سیاست، و بنیان‌گذاری جمهوری اسلامی  بر پایه‌ی اندیشه‌ی والای ولایت فقیه و شیوه‌ی تعامل با نظام؛ فراتر از « تجهیز همگانی، وگونه شناسی دیوید اپتر[1]» قرار گرفت.

بر همین اساس، شرکت در انتخابات و بیان خواست و مشارکت در فرآیند سیاست‌گذاری، نیز معنا و مفهوم دیگری می‌یابد..

پر واضح است که این صحنه‌ی انتخاب به منظور تبیین رسمی اولویت‌ها ترسیم شده و «پس از پیروی نامزدهای انتخاباتی، خواست‌ها و نظریات [گوناگون] در تصمیمِ جمعی، ترکیب می‌شوند. (1)»

هرگز حقیقت را  نمی‌توان به زور به کسی قبولاند؛ «حقیقت چیزی است که اگر فرد می‌خواهد به‌درستی آن را دریابد، و به نحو مؤثر در زندگی خویش از آن بهره بگیرد، باید خود برای خود آن را بجوید؛(2)» اما دیجیتالیسم نمی‌خواهد این حقّ مسلَّمِ ملت همواره سربلند ایران را به رسمیت بشناسد.

از این روست که برای ایجاد خدشه در این حقیقت و تأثیر بر رفتار سیاسیِ رأی اولی‌ها! گسست نسلی؛ دست به هر دسیسه‌ای می‌زند.

در این نوشتار بر آنیم بر معنای انتخاب در حکمرانی دینی پرتویی بیافکنیم.

هدف نشان دادن تمایز حکمرانی دینی، با دموکراسی دروغین غربی، از حیث ساختار و کارگزار است.

مفروض است:

 هرگونه فعالیت و جهت‌گیری فکری شهروندان؛ بر تجربه‌ی تقویت شده‌ی پیشینی استوار است. یکی از حقایق چهاردهمین تجربه‌ی حضور جمهور با هدف انتخاب رئیس از رهگذر صندوق رأی!  هیاهوی رسانه‌ها در جنگل دیجیتال است.

براساس برخی نقدها، تکنولوژی حتی اگر ابزار هم باشد" چیز، وسیله‌ی صرف، یا امری خنثی" نیست. معنای این ابهام ذاتی، غرض داریِ! تکنیک – دیجی است.

از آنجا که این غرض بر سرشت و سرنوشت  بخشی از گل‌های خندان و فرزندان ایران زمین نیز مع الاسف تأثیر معنادار گذاشته! ضروری است که از بالای بالکن الکترونیک و در شعاعی وسیع‌تر آن را نظاره کنیم.

در این صورت، اهمیت تحلیلیِ شیوه‌ی تعامل و منبع اقتدار نظام؛ در حوزه‌ی مباحث اندیشه ورزی و سیاست مقایسه‌ای، به وضوح دیده خواهد شد.

بنا بر استدلال قوام «جوامع گوناگون از اقتدار برداشت‌های گوناگون دارند» در جامعه‌ی ایران اسلامی یکی از منابع این اقتدار « از ارتباط با "باری‌تعالی و قداست" نشأت می‌گیرد....»

فرضیه

الف: آموزه‌های مبتنی بر گفتمان اسلام سیاسی فقاهتی، فراتر از اصول  قرارداد اجتماعی با خوانش صاحب نظران غربی است.

ب: باطل السحر غول بیرون آمده از چراغ جادوی دیجیتال؛ مشارکت کسترده در انتخابات هشتم تیر خواهد بود!

ج: داده‌های جامعه شناسی شناخت، می تواند بر تصمیم رأی اولی‌ها تأثیر معنادار بگذارد.

 

در حال حاضر، مناسب‌ترین بیان خواست و اراده و ایفای نقش وتبیین اولویت‌ها، مشارکت فعال در انتخابات است.

روشن ترین پیام این حضور؛ اعلام آمادگی برای ایستادن در پای نظامی است که:

  • خون‌بهای شهیدان
  •  پر ثمر نهال ایمان

و دوست داشتن آن "زِجان "است.

همانطورکه عَلَمدارِ انقلاب فرموده اند:

 

منبع: اینترنت

 

از جالب‌ترین نکات در تاریخ اندیشه؛ گرفتن ردّ پای عقل سیاسی و حکمت دینی، تا  نامه‌ی " تَنسَر" است:

« دین و مُلک هردو به یک شکم زادند.... (3)»

از اندیشه‌ی آن موبدِ آگاه، روشن بین و مآل اندیشِ اوایل عصر ساسانی که بر قانون عقل جهان‌داری تأکید دارد می‌توان پندی راه گشا، در اختیار تمدنِ مبتنی بر صنعت و ارتباطات نوری قرار داد....

علاوه بر این؛ کسانی چون« کارل، و اینشتین و... » که خود مذهبی می‌اندیشند؛ احساس مذهبی را « شاه فنر همه‌ی تحقیقات علمی(4)» معرفی می‌کنند و نقش معنویت و ارتباط با ذات اقدس الهی را در شکوفایی و رشد جامعه و فرهنگ (جهان اجتماعی) می‌ستایند...

ناگفته نماند که از لحاظ ترجیحِ سیاسی،  ضمن پذیرش کارویژه‌ی دین به عنوان عامل پیوند، اما نمی‌توان آن را تنها ارزیابی کرد، زیرا:

ملت شامل همه اعضا با هر سرمایه‌ای از" ایمان دینی یا کفر" ساکن در یک سرزمین است. که در تاریخ و سنت و فرهنگ و ادب و... آن سرزمین سهیم اند. «اشتراک دین تنها یکی از عوامل عینی در کنار عوامل دیگر است.... (5)»

اشاره به عقل جهان‌داری و معنویت و دین و ملت در بحث از فرا نیاز پیشرفت، از این رو حائز اهمیت است که همه‌ی این مفاهیم در حال حاضر به چالش تکنیک - دیجی برخورد کرده اند!

نگاهی پدیدارشناسانه به آثار چنین برخوردی؛ گره خوردنِ روند رشد و شکوفایی به مثابه یک "فرا نیاز" نزد ملتی با تاریخ و تمدن کهن را به نقش رسانه و شخصیت کاندیدا! نشان می‌دهد.

اتفاقا شخصیت  والای رئیس جمهوری مغتنم و کارگزاری که تبیینِ رسمیِ اولویت‌ها را برعهده گرفت؛ با رسانه به جهان شناسانده شد.

  هیاهو و بی‌اخلاقی رسانه‌ای در فاصله‌ی انتخاب تا شهات و جاودانگی او نیز ویژگی کاملا منحصر بفرد یافت....

پدیداری عملکرد غیر حرفه‌ای در کنار قبح‌شکنی و تاخت و تاز به " مسافرانِ والا / اولیاءالله و سالکان و طالبان دینِ حق" می تواند بر تصمیم رأی اولی‌ها تأثیر مثبت بگذارد!

دیجیتالیسم می‌کوشد آن شیوه‌ی منحصر به‌فرد قدربینی و بر صدرنشینی را در فرآیند این انتخابات دچار خدشه سازد! یعنی همان رهیافت و روشی را که  نمایانگر احترام به اهل فضل و کمال و علم و ادب در فرهنگ ایرانی و اسلامی است:

به قول سخنگوی وجدان ایرانی:

وجود مردم دانا، مثال زَرِ طَلی اسست

که هر کجا برود قدر و قیمتش دانند

زیرا با اعتماد مردم به آن آفریننده‌ی اندیشه و همبستگی است که« واقعیتِ کیمیای اسرار آمیز خلاقیت فردی! کار خود را می‌کند.(6)

آن شیوه‌ی خلاقیت و اعتماد افزایی، مع الاسف در روند پرتاب جامعه به انتخابات آتی آسیب جدی دیده است!

ضمن پرهیز از بحث « بزرگ‌ترین پرسش روزگار ما: آیا انسان می‌تواند زندگی بدون خدا را تاب بیاورد؟(7)» باید گفت برخی از بهانه‌های این آسیب را خود فعالان این عرصه البته ناخواسته! تراشیده‌اند. بدیهی است که «هر چیز معنوی، وقتی به فروش می‌رسد یا به نمایشی رنگ و وارنگ  بَدَل می‌شود؛...» ممکن است هاله‌ی قدسی! را از دست بدهد....

القصه« بی‌فکری از ویژگی‌های بارز روزگار ماست. بی‌ایمانی مدرن، خاستگاه دینی ندارد... و دامنه‌ی آن به هیچ روی محدود به سپهر دینی نمی‌شود!(8)»

برخی بی فکری‌های بارز در فعالیت‌های انتخاباتی؛ در پذیرش شور و شیرین اوضاع و احوال  جاری، بعضی از رای اولی‌ها را نسبت به " ایمان به ساختنِ جامعه ای عادلانه" دچار تردید ساخت!

به راستی کِی و کجا می توان خواند یا شنید، نوجوان یا جوان ایرانی که نیاکان او نسل اندر نسل پروانه وار گِردِ" مسافرانِ والا / اولیاءالله و سالکان و طالبان دینِ حق" چرخیده اند؛ زبان به گستاخی گشوده باشد...

انگار کارکرد آن مسافران جهان وطن در:

  • افزایش قدرت
  • ترسیم نقشه‌ی راه
  • تعیین سمت و سوی افکار عمومی

و هدایت و حمایت از مصالح و منافع ایرانیان؛ به ذائقه‌ی مکتب شیکاگو خوش نیامده است....

این روزها فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی آیینه‌ای تمام‌عیار از دسیسه چینی آن مکتب است؛ تا شاید به زعم باطل خود، با اتکا به "داده‌های جامعه‌شناسی شناخت و دانش روان‌شناسی اجتماعی" بر اندیشه و انگیزه‌ی رأی اولی‌ها تأثیر معنادار بگذارد.

«بدون مردانی که فضای عمومی جدید ایجاد کردند، تاریخ شکل دیگری می‌یافت.(9)» ...

اینک، چشم‌انداز فردای پس از انتخابات؛ از روی بالکن الکترونیک، ضرورت مشارکت بالا یا امری "فراتر از نیاز" برای پیشرفت و عمران و آبادانی و حرکت ایمن و پرشتاب کشور به جلو نمایان است.

به نظر می‌رسد بدخواهان؛ همه‌ی حقد وکینه‌ای را که از اعتماد مردم گفتمان اسلام سیاسی فقاهتی و سیاست‌مداری بزرگ که جامعه و فرهنگ (جهان اجتماعی) را به مرحله‌ی عمل به خصال خویشتن و سطح خود شکوفایی رساند؛ می‌خواهند سر این انتخاب خالی کنند!

هر چند انتخاب رئیس جمهوری مغتنم، حاصل تجربه‌ی حضور ملت بزرگ ایران در صحنه‌ی رقابت‌آمیز انتخابات و تبیینِ رسمیِ اولویت‌ها بود؛ اما به نظر می‌رسد این ساز و کار نیاز به باز اندیشی دارد....

پیشنهاد باز اندیشی بر دو پایه استوار است:

  • هیاهوی رسانه‌ای تلاش برای تأثیرگذاری بر آونگ انتخابات چهاردهم ریاست جمهوری...
  • تداوم عملکرد غیرحرفه‌ای رسانه و ظرفیت حیرت انگیز دسیسه‌چینی در کلبه‌ی الکترونیک

در همین راستا، سوختن دل کسی که شیرین‌ترین لبخند بر لبان اراده‌ی اوست و «چندان تناور و بلند/ که به هنگام تماشا / کلاه از سر کودک عقل می‌افتد!» رخدادی بسیار مهم است!!!

در اینجا مجال به ورود به آن بحث فراهم نیست؛ و صرفا به یک اشاره بسنده می‌کنیم:

حریم عشق را درگَه، بسی بالاتر از عقل است

کسی آن آستان بوسد که جان در آستین دارد

برای پیشگیری از هجوم پر شتاب‌تر رسانه‌های نوپدید، به مهمترین ویژگی‌های تمدن ایرانی و اسلامی، که بر مبنای آن همواره" عبادالله الصالحین" قدر دیده و بر صدر نشسته‌اند؛ از فردای پس از انتخابات؛ باید چاره‌ای اندیشید.

مشاهده‌ی چنین یورشی هرگز و در هیچ جای دیگر در جهان کنونی، به چشم نمی‌خورد....

علیرغم نو بودن صحبت از کارویژه‌ی "دل سوزانی! " در رسانه‌های شارلاتان؛ ولی دامنه‌ی آن بسیار وسیع است.

نتیجه‌گیری

مکتب شیکاگو، انتخابات غیرمنتظره هشتم تیرماه را دست مایه قرار داده تا دین و آموزه‌های مبتنی بر گفتمان اسلام سیاسی فقاهتی را تا حد قرارداد اجتماعی با خوانش "هابز و لاک و روسو" تقلیل دهد! و این خسرانی بزرگ و نوعی جاده صاف کنی برای زوال اندیشه ای والا است.

 ترس و تشویش از قدر دیدن و بر صدر نشستنِ نیکان و ابرار! آن مکتب را وادشت تا بر" انگیزه" یا «گمراه کننده‌ترین داده‌ی روانشناختی (10)» تمرکز کند.

باطل السحر؛ ارائه‌ی آگاهی درست و بی‌حب و بغض به رأی اولی‌ها، از انگیزه‌ی اصلاحی دولت‌مردان و به تعبیر «مورگانتا» «آرزوی شخصی و توانایی فکری و وظیفه‌ی رسمی!... » که در خدمت آن گرفته‌اند.

 اما مع الاسف " زمینه‌ی راه یابی و رسوخ شَکّاکِیَّتی منحصر به فرد و دیجیتال محور" حتی به «روان‌های ساده» شد. ایضا برخی اقشار تحصیل کرده و دانشگاهی ...

تلاش شیکاگویی‌ها، در تردید آفرینی و تقلیل خلاقیت فردی انسان های والا و جهان وطن، به یک قرار صرف اجتماعی! یک دلیل روشن دارد و آن این است:

"مشاهده‌ی شکست شاهانه و درک عمیق و درست از چرایی و چگونگی تبدیل ظل الله به ذلیل الله"

بی جهت نیست که سیاست شناسی کهنه‌کار، مثل کسینجر، از شاه به عنوان هلندیِ سرگردانی در جستجوی یک ساحل یاد کرد....(11)»

برای فهم منطق درونی این تبدیل، ابتدا باید در معنای جامعه[2] و مفاهیمی چون ترکیب عوامل اجتماعی و خلاقیت فردی و اندیشه آفرینی  و توانایی ایجاد فهم لرزه و... تأمل و تفکر کرد.

«در آخرین تحلیل، قدرت سیاسی تبلیغات؛ در دموکراسی غربی، همان قدرت پول است.(12)»...

سخن آخر

 سرمایه‌سالاری از راه نفوذ پول بر تکنیک -دیجی و ترفند و کارویژه‌ی تبلیغات در پیکار سیاسی، این امکان را دارد که سرنوشت پیروزی یا شکست انتخابات را تعیین کند....

تآمل و تفکر در منطق درونی ضرورت مشارکت بالا، به مثابه یک "فرا نیاز برای پیشرفت جامعه و پویایی اندیشه‌ی نسل نوظهور" امری مهم است که بیش از پیش باید جدّی گرفته شود.

اساس علم الاجتماعِ امروزین غرض دار است، زیرا وابسته به ساختِ سیاسی و ابزار عملی باز تولیدِ ساختِ قدرت سیاسی است.(13)»

نوشتن درباره‌ی شیاطینی که اندیشه و انگیزه‌ی طبقه‌ی خود آئین در جامعه‌ی ایران اسلامی را محاصره کرده‌اند؛ ضروری است اما کافی نیست و صد البته که این امر، بخشی تبیین‌ناپذیر! را نیز باقی می‌گذارد.

پدیدارشناسی هایدگری، پژوهش‌گران را از "تحول پدید آمده در وجود آدمی در دوران جدید، کم و بیش آگاه کرد و « گستره‌ی وسیعی از تاریخ اندیشه‌ی غربی را به چالش کشید!»

بنابراین، می‌توان از هایدگر، مُشتی آجیل مشگل‌گشا! برای آموزش "پرسش – اندیشی" نسبت به انتخابات 1407 امانت گرفت، باشد که راهکاری مناسب‌تر، قبل از فرا رسیدن آن روز پیدا شود!

 

پی نوشت:

[1]: بنا بر گونه شناسی «دیوید اپتر» از نظام‌های انتقالی، تضاد فرهنگی، بین دو جامعه مبتنی بر "اصول لیبرال  - دنیوی" با جامعه‌ی پیرو اصولِ جمعی -  مقدس و مبتنی بر بسیج؛ از رهگذر رسانه‌ی فاصله‌انداز و بیگانه‌ساز، لحظه به لحظه شدیدتر می‌شود.

[2]:  «قانون عقل جهان‌داری سه اصل دارد:

  •  مصلحت یا قاعده‌ی بازی در تناسب با فرهنگ زمانه
  •  تدبیر، دور اندیشی و حسابگریِ مسئولان
  •  عرصه‌ی مادّیِ تحقق مصلحت برای اجرای اصول جهان‌داری...

این سه مقوله به زبان تَنسَر قانون عقل جهان‌داری و به زبان امروز اصول علم سیاست را تشکیل می‌دهند.(14)»

[2]: به یک معنا «جامعه عبارت است از مجموعه تصوراتی که اعضای جامعه از آن دارند!» این تصورات دو دسته‌بندی مشخص دارند:

  • برخی صرفا حالت وجدانی دارند، مثل باورها
  • بعضی موجودیتی مادی و عینی دارند مثل انسان، ماشین، مجلس

 

منابع و مآخذ

  1. سید عبد العلی قوام؛ سیاست‌های مقایسه ای
  2. جین همپتن؛ فلسقه‌ی سیاسی
  3. فرهنگ رجایی؛ تحول اندیشه ی سیاسی در شرق باستان
  4. علی شریعتی؛ نگاهی به ویژگی های قرون قدیم، وسطی و جدید
  5. عبدالرحمن عالم؛ بنیادهای علم سیاست
  6. موریس دوورژه؛ بایسته‌های جامعه‌شناسی
  7. ویل دورانت؛ درباره‌ی معنای زندگی
  8. هانا آرنت؛ وضع بشر
  9. حسین بشیریه؛ تاریخ اندیشه‌های سیاسی در قرن بیستم، جلد اول
  10.  جی.هانس، مورگنتا؛ سیاست میان ملتها
  11. ماروین زونیس؛ شکست شاهانه
  12.  موریس دوورژه؛ اصول علم سیاست
  13.  حسین بشیریه؛ عقل در سیاست
  14. فرهنگ رجایی؛ اندیشه و اندیشه ورزی
     

|| جانباز دکتر سید مهدی حسینی