
فاش نیوز - شهید رئیسی برای سخنرانی رفت پشت تریبون. یکی از حاضران مراسم، نگاهی کرد و به محافظ رئیسی گفت: «کاش یک صندلی برایش میگذاشتید تا خسته شوند.» محافظ خندید و جواب جالبی داد.
شخصی تعریف میکرد: «در یکی از برنامههای سخنرانی آقای رئیسی، کنار یکی از محافظان نشسته بودم. وقتی آقای رئیسی برای سخنرانی رفت پشت تریبون، به محافظ گفتم: «کاش یک صندلی میگذاشتید تا آقا سید نشسته سخنرانی کند.» گفت: «به سر و رو رویش نگاه نکن. فقط ریشهایش سفید شده؛ هنوز جوان هستند و پرشور.» بعد با خنده گفت: «ما از دست ایشان پیر شدیم؛ حاج آقا از ۵ صبح تا ۱۱ شب مشغول کار هست.»
منبع: کتاب «سید محرومین»