
فاش نیوز - در این عصر آخرالزمانی که نام و معنای غیرت و امر به معروف و نهی از منکر کمرنگ شده و کمتر کسی به خاطر عواقب و عوارض پس از آن، جرأت میکند به کسی حرفی بزند یا انتقادی بکند؛ ولی همیشه افرادی بوده و هستند که خدا را بر مصالح خویش ترجیح داده و رضای خدا را به رضای خلق اولویت میدهند.
در روزگاری که از پوشش گرفته تا رفتار، حتی اگر زننده هم باشد، کمتر کسی تحمل انتقاد را دارد و آمر به معروف و ناهی از منکر با پرخاشگری و اهانت مواجه میشود، افرادی بودهو هستند که غیرتمندتر از این حرفها هستند و به خاطر مصالح و منافع، خودشان را کنار نمیکشند.
در گرماگرم همین روزهای داغ آخر تیرماه تابستان 13 سال پیش سال 1390 بود که جوانی رشید و غیور، معلمی مهربان و دلسوز و فعال فرهنگی، در تاریکی شبهای غریب تهران، در محلهای از محلات شرق تهران، برای کمک به دو دختر جوان که مورد مزاحمت خیابانی اراذل و اوباش قرار گرفته بودند، جان خود را به خطر انداخت و برای دفاع از آنان، با ضربات چاقو شدیدا مجروح شد!
ضربههایی که شهید علی خلیلی را شایسته مقام جانبازی در راه خدا کرد، او را بر تخت بیمارستان انداخت و این جوان رعنا و رشیدف پس از نزدیک به سه سال بستری بودن در بیمارستان و خانه و تحت درمان عمل جراحی بودن، صبح یکی از اولین روزهای عید نوروز سال 1393 (پس از دو سال و هشتماه)به سمت بهشت شهدا پر کشید.
شهید علی خلیلی، این معلم دلسوز و مومن و فداکاری در نامهای خاص که دو هفته پیش از شهادتش برای رهبر انقلاب نوشت، بهوضوح به انگیزههای بلند معنویاش را مورد اشاره و تأکید قرار داده است که شاید خیلیها متن این نامه زیبا و معنوی و ماندگار را نخوانده باشند.
او در نامهی خود نوشته که چهقدر نگران ناموس مردم بوده و نمیتوانسته منتظر نیروی انتظامی و این و آن بماند و به رهبر انقلاب گفته که به توصیهها و آموزههای ایشان عمل کرده و نگران بیتفاوتیهاست.
با وجود اینهمه زیبایی و عشق و ایثار در نوشته این جوان عاشق هست، اما در فضای بی در و پیکر مجازی هم، مطلب چندان درباره نامه و خود این شهید غیور و مظلوم نمییابیم.
در کمال تعجب و از آنجاییکه ویکی پدیا به عنوان یک دانشنامه آزاد، در دسترس همه افراد میتواند باشد، میبینیم که اندک اطلاعات درجشده در این باره نیز بهطور مغرضانهای تحریف شده و شهادت این جوان رشید را با عنوان "مرگ" و با محتوای تحریف شده، به شکل یک دعوای خیابانی ثبت و ضبط کرده است. جالب این که مغرضانه در این متن کوتاه نیز فرد مغرض کوتهنظر، تلاش کرده ایثار این شهید و بخششها و گذشتهای پیدرپی والدین و ولی دم او را پنهان و جای جلاد و شهید را عوض کند.
از طرف دیگر، در جستجو در موتورهای جستجو، اخبار اندکی از این شهید بزرگوار در دسترس است و خود این موضوع هم قابل تأمل بوده و به غربت و مظلومیت او میافزاید.
گفتنیست شهید علی خلیلی سال ۱۳۷۱ در تهران متولد شد و تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم ادامه داد. او از سنین نوجوانی با مؤسسهی فرهنگی - دینی بهشت آشنا و وارد این مجموعهی فرهنگی شد. او که انگیزه و استعداد خوبی در انجام فعالیتهای فرهنگی داشت، خیلی زود به یکی از مربیان موفق این مجموعه تبدیل شد و پس از اخذ مدرک دیپلم، وارد حوزه علمیه امام محمد باقر(ع) شد.
در یکی از خبرگزاریها نوشتند: «در این حادثه جوان 19 سالهای به نام علی خلیلی در حین بازگشت از هیئت، در حالیکه همراه چند نفر از شاگردان یک مدرسه بود، به واسطهی امر به معروف و نهی از منکر مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
شهید خلیلی توسط یکی از افراد شرور منطقه از ناحیهی گردن و قسمت شاهرگ دچار جراحت شد و بیش از 15 دقیقه در خون خود میغلتید.
در این حادثه تعدادی از مراکز اورژانس بیمارستانها از پذیرش علی خلیلی امتناع کردند؛ تا اینکه یکی از بیمارستانهای خصوصی در ازای واریز مبلغ 6 میلیون تومان حاضر به پذیرش وی شد....»
سرانجام علی خلیلی که به دلیل شدت خونریزی به حالت اغما رفته بود، بستری شد اما پزشکان امید زیادی به مداوایش نداشتند.
این جانباز امر به معروف و نهی از منکر و دفاع از عرض و ناموس، پس از 2 سال و هشت ماه در بیمارستان بعثت تهران به شهادت رسید.
|| شهیدگمنام