
فاش نیوز - تو حسابهای متعدد بانکی داری! برای هرکدام از اعضای خانوادهات، چند ماشین گرانقیمت.
من فقط همان حساب بانکی که حقوق کارمندی خود را دریافت میکنم که متأسفانه برخی اوقات هم به جهت ضمانت بانکی بسته میشه! به خدا همان ماشین قسطی که ده سال پیش گرفتم را هنوز دارم.
خانههای کاخگونهی پرآپشن از جکوزی و سونا گرفته تا روفگاردن، خانههای هوشمند شیشههای آبنما، سینمای سهبعدی، اتاق پذیرایی آنتیک، اتاق نشیمن مدرن و رؤیایی، آشپزخانهی اشرافی و لوکس، راهروهای شیک و اتاقخوابهای منحصربهفرد با تعداد قابل توجهی از خدموحشم. اینهایی که گفتی چی هست؟
بهترین جکوزی و سونای من همان استحمام بر روی ویلچرم است و ماشاءالله مُشتُ و مالِشتِ ، و شستشویی که گلپسر فقط زَحمتش را میکشد.
آخ که چه صفایی دارد خانههای«کُلَکی»(بادگیری)با«دَکُنچِهها» (سکوهای گِلی جلوی خانههای بادگیردار) با اتاقهایی که مزین به گِلیم و بالِشت و مُتَکا است که زیباییاش هم به این است که لانه پرپلاسی (پرستو) بر گوشه گوشهی اتاق نمایان است.

خَدَمُ و حَشم هم که نه! گاهی ندایی برای کمک از همسایهها جهت نشستن بر روی ویلچر آنهم وقتی گلپسر خانه نباشد و مادرش نتواند من را جابجا کند.
خوراکیهای شما خرچنگ کینگ، اختاپوس و پیتزای نینوبلیسیما، خاویار الماس است.
بمیرم برای چورهای(چنگر) دریاچهی هامون که البته الان دیگر پیدا نمیشود. چه مَزهای دارد چَلبَکهای(یک نوع شیرینی محلی) مزین به مِدِ قند(نرمه قند) البته با این گرانی آرد و شکر، آن هم برایمان خاطره شده است. و نوشیدنیهایتان مخصوص.
و ما بهترین نوشیدنیهامان همان کاسه دوغ تازه از مَشکِ خانهی بیبیجان بود که حالا دیگر فقط خاطرهاش برایم مانده و البته چای خوشرنگ خانمجان.
بستنیهایی با پودر طلا؛ این را نمیدانم چی هست؟ ویکاند شما در آنتالیا، سنگاپور، تایلند، ایسلند، کانادا، اسپانیا و ایتالیا سپری میشود و جزیرههای جهان را بهتر از محلات شمال تهران میشناسید.
گاهی تجربههای دوستان را به خاطر میسپارم و گاهی اوقات جهت تفریح به کوه خواجه و چاهنیمهها میرفتم؛ اما الان چند سالی هست که واقعاً نرفتم.
تو در مدارس خصوصی و دانشگاههای اروپایی تحصیل میکنی، در بساطِ نشاط! در نایتکلابهای آنجا افراط میکنی و عکسهای سلفی برای فریب جوانان سادهدل ما میفرستی.
خدا را شکر، با هزار زحمت ایاب و ذهاب در دانشگاه آزاد تحصیل کردم. بهترین باشگاههای شبانهی من، همان دورهمی دوستانی است که در رزم همرزمم، در درد، همدردم و در بند، همبندم بودند و البته سلفیهایی که گاهی رضا و مهدی جان میگیرند.
تو در «کلابهاوس»، بهترین ارتباط شنیداریام همان صحبت کردن با نفسهایم یعنی دوستان همفکر و همرزمم است.
توئیتر، اینستاگرام، خانهداری و پستهای صدمنیکغاز میگذاری. ازدواجت سفید است و چون به جدایی منجر میشود، جشنطلاق میگیرید و دریافت بهای مهریهات بر تمام ارزشهای معمول ما در جامعه میچربد! از اینها دیگر نمیدانم، یعنی چی، ازدواج سفید و جشن طلاق، واقعاً که ... درد و بیماری تو هم مثل ما نیست. در بیمارستانهای خصوصی و ویآیپی درمان و بستری میشوی.
وای چه صفایی دارد پرستاری خانوادهام و بستری در خانه و ...البته دیگر از درمان هم خسته شدهام برو درمان و بدون نتیجه برگردم، آخر ایاب و ذهاب و هواپیما و آمبولانس و همراهی و ... خیلی مشکل و خسته کنندهاست؛ دیگر بقیهاش پیشکش. البته دمِ پزشکان و پرستارهای بیمارستانهای دولتی خودمان گرم که واقعاً خالصانه خدمت میکنند.
و نهایتاً قبر و سنگ قبرت هم با ما متفاوت است و چون کاخی نیز بر آن سازه بنا میکنی و شاید گروه ارکستری به جای نوای قرآن، آهنگ حزنانگیز برای بازماندگانت اجرا میکند.
واقعاً که! و چه زیباست قبری در کنار همرزمان شهیدم که البته آن هم لیاقت میخواهد که من ندارم و سنگ قبری ساده که فقط بر روی آن نوشته شده باشد، «سرباز کوچک مکتب حاج قاسم» و تلاوت قرآن توسط آشیخ حبیب راهداری که انشاءالله در صحت و سلامت باشد، با آن صوت زیبایش.
آری! این فقط نمونهای از زندگی روزمرهی یک جانباز آسیب نخاعی است که با سربلندی و افتخار دارد در شهر و دیارش زندگی میکند، که حتی نگذاشته است کسی حتی دوستان صمیمیاش از دردهای پنهانش بدانند.
آری! بگذار بگویند؛ بر طبل رسوائیشان بکوبند؛ بگذار نعره زنند؛ بر گوشهای همفکرانشان فریاد برآورند! بگذار بنشینند و از آن سوی عالم در همان کانادا و آنتالیا و لندن و.... با همان شرب خمرشان، با همان ازدواج سفید و جشن طلاقشان، با هم آن خرچنگخوری و کلابهاوس و ویکاندهایشان که بعضاً از کسانی هستند که پدرانشان در جمهوری اسلامی مرگ بر آمریکا میگویند و در همان 150 کانال و شبکههایی که رابرت مرداک یهودی و عنترنشنال سعودی و جیرهخوارانشان برای حمله فرهنگی به خانوادههای ایرانی تأسیس کرده، نطق چرند و پرند سر میدهند.
و یا مظلومانه فرزندان ولائیمان را، همان بازماندگان تفکر جهاد و پیکار و کارآفرینان صادق امروز را، روحانیت پاکسیرت و جوانان و نوجوانان پاکنهاد را به انحای مختلف هتک حرمت مینمایند؛ چراکه یقین دارند تفکر انقلابی نباید رشد کند.
دشمنان و بدخواهان میدانند که انشاءالله تعالی مردان و زنان انقلابی جوانان پرشور، همه و همه اینبار هم همچون همیشه به ندای رهبری معظمشان لبیک نثار خواهند نمود و اینبار نیز در گام دوم انقلاب، پای در رکاب ولی امر مسلمین، حضرت آیتاللهالعظمی امامخامنهای حفظهالله هستند و در مهار تورم و رشد تولید نیز تلاش خواهند نمود.
حال آنکه بنا به فرمایش معظمله که سال 1402 «مهار تورم _ رشد تولید» نامگذاری نمودند، «انشاءالله با عزمی جزم، بر مهار تورم و گرانی و تولید متکی بر علم و اعتماد به توان داخلی و ایجاد اشتغال پایدار، رزمی دیگر می آفرینند».
دشمنان این آب و خاک بدانند، غربگدایان و غربگرایان و چیرهخواران داخلیشان که نمکخورده و نمکدان شکستهاند نیز بدانند، حرمتشکنان صادقین نظام اسلامی، این را آویزهی گوششان کنند، در انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی فقط کلام و فرمان اوست که ما را چنان نموده که عاشقانه و با میل و رغبتی صمیمانه گوش به فرمانش باشیم و در دفاع از ارزشهای اسلامی - انسانی حتی جان ناقابل خود را فدا نماییم و حاشا که در این تقابل خیر(رهبری معظم) و شر(دشمنان قسم خورده)، نخواهیم گذاشت علی زمان تنها بماند و داستان کوفه تکرار شود.
یا حق؛ موفق و پایدار باشید انشاءالله.
|| علیرضا ضابطی سیستان