فاش نیوز - بمباران مدرسه شهید پیروز بهبهان، فاجعهای بود که نه تنها بهبهان بلکه کل ایران را عزادار کرد.
به گزارش خبرگزاری فارس از بهبهان، در روز چهارشنبه، چهارم آبانماه سال ۱۳۶۲، یکی از دردناکترین فجایع جنگ تحمیلی رخ داد. مدرسه راهنمایی شهید حمدالله پیروز در شهرستان بهبهان، مورد اصابت موشک ارتش بعثی عراق قرار گرفت و به خاک و خون کشیده شد. در این حادثه دلخراش، ۶۹ دانشآموز معصوم، ۴ معلم فداکار و یک خدمتگزار به شهادت رسیدند و بیش از ۱۳۰ دانشآموز و ۱۱ معلم مجروح شدند.
جنایتی فراموشنشدنی
این حمله موشکی که در ساعت ۱۷:۱۰ دقیقه عصر رخ داد، نهتنها به یک مدرسه بلکه به امید و آینده ایران ضربه سختی وارد کرد. دانشآموزانی که مشغول درسخواندن بودند، ناگهان با مرگ تلخ روبهرو شدند. این فاجعه نشان داد که جنگ چه ظلم بزرگی بر انسانها، بهویژه کودکان و نوجوانان روا میدارد.
یاد و خاطره شهدا
در چهل و یکمین سالگرد این فاجعه، یاد و خاطره شهدای مدرسه شهید پیروز را گرامی میداریم. این شهدای والامقام، با نثار جان خود، برگ زرینی بر تاریخ پرافتخار ایران افزودند. نام آنها همیشه در یادها خواهد ماند و الگویی برای نسلهای آینده خواهد بود. جنگ، تنها درد و رنج به بار میآورد و هیچگاه برندهای نخواهد داشت. باید قدر نعمت زندگی را بدانیم و برای داشتن صلح و آرامش تلاش کنیم. شهدای ما با فداکاری خود، امنیت و آرامش را برای ما به ارمغان آوردند.برای گرامیداشت یاد و خاطره شهدای مدرسه شهید پیروز، میتوانیم اقداماتی را انجام دهیم. برگزاری مراسم یادبود در مدارس و مساجد، برای زنده نگهداشتن یاد شهدا، ساخت فیلم، مستند، کتاب و شعر درباره این حادثه از جمله کارهایی است که میتوان برای گرامیداشت یاد شهدای مدرسه شهید حمدالله پیروز انجام داد.ترویج فرهنگ ایثار و شهادت در بین نسل جوان و حمایت مادی و معنوی از خانوادههای شهدا از دیگر کارها برای گرامیداشت یاد شهدای مدرسه شهید پیروز است.یادآور میشویم که فراموشکردن این فاجعه، خیانت به شهدای عزیزمان است. باید تلاش کنیم تا این حادثه تلخ، هرگز تکرار نشود.
اسامی شهدای مدرسه حمدالله پیروز بهبهان:

شهدای معلم: محمدطاهر خلفیان، منصور آموزش، نجفعلی ویسیان، عبدالرسول صمدی.خدمتگزار شهید مدرسه: عبدالرسول نژاد صادقی.
شهدای کلاس اولی: شهیدان محمدرضا بهادری سعید پسندیده، کورش پورشریف، احمد حاجوی، علیرضا دانایی، مهدی رنگینکمان، فرجالله رویینتن، ابراهیم رئیس پور، بهروز صفایی اصل، محسن مراحل.شهدای کلاس دوم: شهیدان حسین آغاجری، لطفالله اسماعیلی نسب، خسرو اقسام، کرم الله اکبرنژاد، وحید الهی، نادر امینی، اردلان بهرام فر، فضلالله پناهیان، حسین پیلم، سید جواد جلیلزاده، یونس جوزاک، عابدین حاجیزاده، عبدالله خدری، یدالله دالمن، مهدی دعاوی، فرخ دولتخواه، سید علیشاه دونده، بارونی رازقی، لطفالله رحمانی تنگ برد سفید، فضلالله روانشادی، قربان زارعی، بابک زارعی قنواتی، علیمراد شاکری طلاگه، اردشیر شبانی ابولی، محمدحسین شجاعالدینی، بهروز شجاعی، قدرت الله شجاعی، یدالله شیرعلی، عیسی طیبی، اسماعیل عبادار، سید حسین عبایی باقری، مسعود علویان، نورالله عوض نژاد، سیفالله فرازمند، محسن قدیمی، تورج قناطیر، خسرو قنواتی، محمدرضا قنواتی، بهروز قیصرزاده، غلامرضا کرمپور، نعمتالله گچکوبان، فرخ لایق، پرویز ماهی زاده، عبدالرحیم مسکنتی، عبدالرحیم مشیدی، شهرداد معمار، محمدرضا مکاری مقدم، شاهپور مکرمیان، اقبال مودت، سید جمشید موسوی اصل، رحمان مؤیدی، محمدرضا نصراللهزاده، اسدالله هندیجان زاده، حسن یونسی. شهدای کلاس سوم: هوشنگ ابولی، اصغر درداب، حشمتالله علمخانی، سید سعید علویان، احمد نیکنژاد.
اسامی شهدای جاوبدالاثر مدرسه شهید پیروز

معلم شهید نجفعلی ویسیان
دانشآموز شهید عبدالرحیم مسکنتی، دانشآموز شهید عبدالرحیم مشیدی، دانشآموز شهید مسعود علویان، دانشآموز شهید بابک زارعی، دانشآموز شهید غلامرضا کرمپور، دانشآموز شهید یدالله دالمن، دانشآموز شهید جمشید موسوی اصل و دانشآموز شهید محمدرضا مکاری مقدم.
روایت جانسوز از بمباران مدرسه شهید پیروز بهبهان

چهارم آبانماه سال ۱۳۶۲، روزی که نامش با خون دانشآموزان بیگناه عجین شد، روزی که مدرسه شهید حمدالله پیروز بهبهان به خاک و خون کشیده شد. روایتی که در ادامه میخوانید روایتی است از زبان جهانگیر صباغان، مسئول بسیج دانشآموزی بهبهان در آن زمان که آن روز تلخ را هیچگاه فراموش نخواهد کرد.روز بمباران مدرسه شهید پیروز یکی از تلخترین لحظههای زندگی من بود. من مسئول بسیج دانشآموزی بودم و در عصر چهارم آبانماه سال ۱۳۶۲ با دانشآموزان بسیجی جلسهای داشتیم که بر روی چمنها نشسته و مشغول بحث و گفتوگو بودیم که ناگهان ساعت ۱۷:۱۰ صدای انفجار مهیبی به گوش رسید.با این جمله، صباغان ما را به روز حادثه میبرد. روزی که قرار بود یک عصر آرام و پر از شور جوانی باشد، به شب سیاهی تبدیل شد. ادامه روایت او از صحنههای دلخراش بعد از انفجار حکایت میکند: غوغایی به پا شده بود. وقتی مردم به محل انفجار رسیدند و کلاسهای ویران شده را دیدند، زن و مرد، پیر و جوان فرقی نمیکرد همهوهمه سریع خودشان را به میان آجرها و تیرآهنهای فروریخته بردند و فریاد اللهاکبر، اللهاکبر مردم با ناله مادران همراه شده بود. ناله و شیون مادرانی که جسم بیجان فرزندان بیگناه خود را در آغوش میگرفتند گوش آسمان را پر کرده بود.تصویری که از این روایت به ذهن متبادر میشود، تصویری دردناک و تکاندهنده است. تصویری از شهری که در سوگ عزیزانش سوگوار است. صباغان در ادامه از صحنههایی میگوید که دیدن آنها برای هر انسانی غیر قابل تحمل است: بسیار صحنههای دردناکی بود و از همه بدتر آن کلاسی که موشک اصابت کرده بود اصلاً پیکر دانشآموزان کاملاً پودر شده بود و هیچ اثری از آنها نبود و بهعنوان شهید گمنام قرار گرفتند.

این روایت نشان میدهد که چگونه جنایت جنگی میتواند زندگی انسانها را به طور کامل نابود کند. چگونه میتواند امید و آرزوهای جوانان را به خاکستر تبدیل کند.همان شب پیش استاد متجلی رفتم و به ایشان گفتم دوست دارم نوحههای مختص به همین دانشآموزان مداحی کنم.اما در دل این همه غم و اندوه، روحیه مقاومت و ایثارگری مردم بهبهان نمایان میشود. صباغان و دیگر هنرمندان این شهر با سرودن نوحههایی برای این حادثه تلخ، سعی کردند تا یاد و خاطره شهدای دانشآموز را زنده نگه دارند.یارب یارب مدرسه شد قتلگاه دانشآموزان؛ این بیت از نوحهای که صباغان خود آن را اجرا کرده است، بهخوبی بیانگر عمق فاجعه و اندوه مردم است.روایت صباغان، روایتی است که هرگز نباید فراموش شود. روایتی که به ما یادآور میکند که صلح و آرامش چه نعمت بزرگی است و برای حفظ آن باید از جان، مایه گذاشت.