امروز آسمان گرفته است
مثل آسمان دلم
آسمان میغرد
دلم غنج میرود
می ترکد
ساختمان بلند شهر
پر میکشند پرندههای سینه سرخ
طنین میافکند؛
قد قتل سیدنا نصرالله
کرکسها دور میشوند
آسمان میگرید
و دشت صورتم خیستر از خیس
آه
دلم
آه نفسم ناله میکند
در غم عروج سینه سرخ مهاجر
که قامتش
در پرچم سبز حزبالله پیچیده است
حنجرهها فریاد بر میآورد؛
پرچم بر زمین نخواهد ماند
دوباره به اهتزاز در خواهد آمد
بر بلندای جولان
بر منارههای مسجدالاقصی
وقتی نماز صبح میخوانیم
در اوج پیروزی
در هیاهوهی:
نصر و من الله وفتح قریب...
|| ابوالقاسم محمدزاده