تاریخ : 1403,یکشنبه 05 اسفند22:31
کد خبر : 116660 - سرویس خبری : شهدا

گزارشی احساسی و از سر ارادت از تشییع رهبران بزرگ مقاومت؛

دست دل بر سینه‌ می‌کوبد ز داغ رفتنت!.../فیلم


دست دل بر سینه‌ می‌کوبد ز داغ رفتنت!.../فیلم

پس از شهادت سردار قلب ها... حاج قاسممان...، شهادت تو آقا سیدحسن نصرالله... قهرمان لبنانی ها و ایرانی ها و غیورمسلکان و ظلم ستیزان!... آتش دیگری بر دلمان زد...

شهیدگمنام

فاش نیوز - بالاخره آمدی سیدجان!... پس از ایام جان‌سوز فراق... امروز چشم‌انتظاری همه عاشقان غیور و ستم ستیز و آزادی خواه جهان به‌سر رسید... بالاخره قدم بر چشم هایمان گذاشتی...

پس از شهادت سردار دل‌ها... حاج قاسم عزیز...، شهادت تو آقا سیدحسن نصرالله... قهرمان لبنانی‌ها و حزب‌اللهی‌ها و ایرانی‌ها و غیورمسلکان و ظلم‌ستیزان!... آتش دیگری بر دلمان زد.

از ششم مهر ماه که تو را از ما گرفتند، قهرمان بزرگ و یاری‌رسان مظلومان! همه چشم به راه ماندیم و داغ بر دلمان نشست و خون به جگرمان شد.

حال، امروز حالت چطور است سید! ... وقتی در میان این حجم از جمعیت عاشق و دل‌داده، پیکر پاکت دست به دست و تشییع می‌شود و هزاران تحیت و سلام و فاتحه جانانه نثارت می‌شود؟... تو که در دنیا برای ما و مظلومان جهان کم نگذاشتی، اشتیاق و بیتابی مردم را برای استقبال از بدن مطهرت می‌بینی؟

ای رهرو سیدالشهداء ... هیچ‌گاه صحنه‌های اشک ریختنت در توصیف امام حسین(ع)، سرور و مرادت را که بارها در این روزهای نزدیک تشییعت پخش می‌کردند... فراموش نخواهیم کرد!... همین صحنه‌ها برای شناخت عاشقان و مریدان سیدالشهدا کافی‌ست.

امروز پنجم اسفندماه... محشری در بیروت و پس از آن در ایران و سپس در قلوب همه آزادی‌خواهان جهان برپا شد...

از چند روز قبل که محل تشییع و تدفین دو شهید سادات، سیدحسن نصرالله و سیدهاشم صفی‌الدین را در بیروت آماده می‌کردند... دل‌ها همه آمادۀ بدرقه این گل‌های پرپر توسط سفاکان عالم شد...

همه بیتاب دیدار بودند و دوست داشتند فرمانده مقاومت حزب‌الله لبنان را آنچنان که شایسته زحمات بی‌دریغ و انسانیت بی‌اندازه و غیرت حسین‌گونه‌اش هست، تشییع و همراهی کنند و عقده ماههای را از دل باز کنند.

در بیروت، محل تجمع تشییع کنندگان را در ورزشگاه بزرگ بیروت تعیین کرده بودند و تعداد زیادی صندلی نیز نزدیک محل تدفین شهدا قرار داده بودند.

و اما امان از حقیقت جان ها و اثر عمیق شهدا در وجود آدمی... که انگار نه انگار که داشتیم تشییع سید حسن و یارش را از پشت شیشه تلویزیون و از فاصله کیلومترها می دیدیم!...

انگار جمعیت شعله ور مردم از شیشه تلویزیون بیرون می ریخت و آدم به یاد تشییع امام و حاج قاسم می‌افتاد!...

دل ها همه آکنده از رنج از دست رفتن چنین گوهری بود و آتشفشان جان ها، صورت ها را سرخ و آتشگون کرده بود...

از ساعت 9 صبح در بیروت، آیین تشییع اعلام شد...سکوها پر از جمعیت مردمی بود که برای وداع با سیدحسن و یارش آمده بودند...

انقدر حجم جمعیت زیاد بود که بالاخره ساعت 3 بعدازظهر در میان آغوش های باز مردم... سید حسن نصرالله، فرمانده بزرگ و قهرمان لبنان و ناجی مظلومان... قدم بر چشم ها گذاشت...

دو تابوت پوشیده شده با پرچم حزب‌الله وارد جمعیت شدند... جایمان چقدرر خالی بود که در میان آن سیل مشتاقان شانه به شانه لبنانی ها و دیگر مسلمین و میهمانان و عاشقان به دنبال او بدویم و گلو بشکافیم و نامش را فریاد بزنیم...

صدای شیون مردم و سوختگی دل ها به گونه ای بود که از بالاترین صندلی های ورزشگاه در غم این مرد بزرگ تاریخ... صدای شیون و گریه و فریاد دل سوخته‌شان به پایین در محل حرکت تابوت ها می رسید...

مردم اشک باران، با صدای مداحی عربی "یا عزیزالروح" را تکرار می‌کرد و می‌خواند و دل‌ها را به آتش می‌کشید، فریاد الموت لاسرائیل و امریکا را سر می‌دادند و سیدحسن را صدا می‌زدند و از او قدردانی می‌کردند...

هرچند مداحی‌ها و توصیفات و دکلمه‌ها و حماسه‌سرایی‌های مجریان یا مداحان عرب زبان، به طور کامل مفهوم نبود... اما دل های نزدیک ارادتمندان به سیدحسن، با زبان واحد عاشقان، متوجه میشد و اشک ها هم از گوش ها و دل فرمان می گرفتند و چشم ها، اشک ها را سرازیر می کردند...

به یاد روز تشییع امام خمینی رحمت‌الله علیه، رهبر بی‌بدیل خودمان... دست‌هایمان بی‌اختیار به سمت صفحه تلویزیون می‌رفت، وقتی که چهره خندان و نورانی و زیبای سید را بر تابوت پر از افتخار و مقاومتش می‌دیدیم و آرزو می‌کردیم کاش رفتن برای ما هم ممکن بود...!

نمازی به عظمتی وصف‌ناشدنی، با حضوری بی‌شمار از انسان‌ها و فرشتگان دیدنی و نادیدنی، بر پیکر پاک سیدحسن و یارش خوانده شد و اللهم لانعلم منهم الا خیرا... به وسعت کهکشان‌ها قرائت شد... فاتحه و صلوات بود که بر بال فرشتگان از فرش به عرش می‌رفت و روح عزیز سیدحسن را نوازش می‌داد.

امروز بچه‌های برنامه محفل، قاریان پرافتخار میهنمان نیز توفیق داشتند که در این تشییع قهرمانانه پرشکوه از دو قهرمان شرکت کنند و پرچم امام رضاجانمان نیز توسط خادمین به تشییع پیکر شهدا رسیدند... خوشا به سعادتشان...

از ساعت 9 صبح مردم شوریده و شیدا در خیابان‌های بیروت یا پای گیرنده‌ها و رسانه‌ها دلدادگی خود را به رهبر بزرگ مقاومت لبنان نشان دادند و این ارادتمندی قدردانی همچنان ادامه دارد... ساعت نزدیک 9 شب به وقت ایران است و هنوز پس از 12 ساعت، تشییع سیدحسن در خیابان‌ها ادامه دارد و مردم خسته نمی‌شوند و خبرنگاران از جای جای جهان نیز در حال ثبت و ضبط این صحنه‌های پرشکوه هستند... و دوربین‌ها از ضبط حقیقت عاجزند.

کور شود آن چشمی که نتواند اینهمه عظمت و جلال شخصیتی و معنوی چنین بزرگ مردی را ببیند و از حسادت آن را ثبت نکند...

و تا کور شود هر آنکه نتواند دید!...

در ایران و حرم مطهر رضوی نیز به رسم ادب، از بعد نماز مغرب و عشاء، مراسمی نمادین برای تشییع سیدحسن نصرالله و سیدهاشم صفی‌الدین، با حضور جمع کثیری از مردم عاشق ایران درحال برگزاری‌ست و مردم از صفحات نمایش داخل صحن‌ها، از ساعت 3 بعدازظهر، شاهد پخش زنده مراسم تشییع هستند.

... ما که در ایران، دستمان کوتاه بود ... و نتوانستیم مثل همیشه نتوانستیم قدمی هرچند کوچک برای این تن‌های خسته و مجروح و پروانگان سوخته که عمرشان را وقف صیانت از جان و مال و شرفمان کردند، برداریم و عرض ارادتی هرچند اندک بکنیم... اما با چشمانی سیل‌زده و دلی سرشار از داغ فراقشان، مشت بر سینه کوبیده، قاتلانش را لعن می‌کنیم و آرزو می‌کنیم نابودی‌شان را ببینیم و ادامه دهنده راه این شهدا باشیم؛ و تنها این بیت همچون اشک چشم‌، از لب هایمان می‌جوشد که، "من خود به چشم خویشتن... دیدم که جانم می رود!......

ارادتمند شهدا

|| شهیدگمنام