
فاش نیوز - همدلی «تکیه گاهِ جلوه ای از قضاوت و عمل اخلاقی(1)» است.
از این رو امروز که دیجیتالیسم با مفت سواری بر موج بالا روندهی انقلاب فناوری! چنان فریبا و خیرهکننده و اغواگر بهسان سرمایهسالاران «خرد گرایی دروغینی [را] بر همگان تحمیل میکند!(2)» و بر طبل زوال آرمانها می کوبد تا بلکه بتواند در اندیشهی نسل نوظهور جای ظالم و مظلوم را عوض کند.
بنابراین پدیدار شناسی همدلانه، تبدیل به امری واجب شده است.
صاحبنظرانی که با اسلوب گفتاری در گفتمان اسلام سیاسی فقاهتی آشنایند و از جایگاه رفیع فقهای والامقام آگاه میباشند؛ نمیتوانند نقش همدلیِ ملت همواره سربلند ایران در دو رویداد بزرگ تاریخ معاصر یعنی سرنگونی حکومت ناروای طاغوت و مقاومت جانانه در برابر هجوم خصم دون را نادیده بگیرند؛ در این نگرش، زندگی یعنی «سرنوشت زمانه را مثل یک مرد تاب آوردن (3) و قامت افراشتن و راست ایستادن و سرسختی! و تسلیم نشدن به تازیانهها و خدنگهای سرنوشت! که بسی نیرومندتر از هر ارادهای است....(4)»
در این روزها که به دلایل قابل بحث «شرایط به گونهای تغییر کرد که ادامهی اجرای سیاست مشکل آفرین و پلکانی برای پایین آمدن پیش بینی شد(5)»، تکاپوی رسانههای شارلاتان به اندازهی کافی نشان می دهد که همدلی چقدر بیش از پیش ضروری شده است.
با ایستادن بر دوش هایدگر؛ امر همدلی تماشاییتر میشود:
علی رغم زبانِ شکنجهآور؛ اما در هستیشناسی هایدگری چشم اندازی تازه از عالَمِ آدمی؛ " یک عالم - با - دیگران" ترسیم میشود و ماهیت و خصلتِ «کارپیرایی و درگیری [دغدغه/ دلمشغولی] با دنیا؛ نه بودنی بهصورت ایزوله،(6)»
در عصر دیجیتال درک شدنیتر و فهمپذیرتر میشود.
یعنی "با تأمل و تفکر در بهرهی او از واژهی دازاین Dasein برای آنچه در فارسی" آدمی" گفته میشود،(7)"، ماهیت خرد گرایی دروغین دیجیتال محور را میتوان شناخت؛ همان ابزار نویی که بازیگوشانه بیآنکه شواهد مُسلَّمی در اختیار داشته باشد، «هنجارهای مشروعیت بخش را به بحران دچار میسازد(8)» تا برخی گلهای خندان، مظلومانه قربانی پیشرفت نابهنجار در نوآوری های فناورانه شوند.
صدالبته که «آدمی همواره به وضعیت مخصوصی پرتاب شده که خارج از کنترل و انتخاب اوست.
در چنین رخدادی، زندگی آدمی همواره با موجودات دیگری که در دنیای او قرار دارند گره خورده. این پیوند تقدیر است. ...
تقدیر صرفا به معنای چیزی است که تحقق آن قطعی است و به هیچ وجه نمیتوان از آن اجتناب کرد.»
از هزار نکتهی ناگفته در تمایز قربانی و مظلوم؛ یکی هم این است که «مظلوم میتواند ظلمی را که بر او رفته است در رژیم کلامیِ معینی عرضه کند؛ اما قربانی اساسا قادر به چنین کاری نیست.» و ماشه چکان سایبر گستاخانه در خیال به محاق بردن آن رژیم کلامی است؛ این، خیالی باطل و گره برباد زدن و آب در هاون کوبیدن است.
حداقل به دو دلیل؛
الف: نظام جمهوری اسلامی، مشروعیت خود را بر انواع گوناگون پیوند با اقتدار الهی و همگونی با باورهای دینیِ مردم استوار ساخته است. ذهن، اندیشه، باور و نگرش ایرانیان همواره سربلند در باد و بوران حوادث صیقل خورده و در کورهی ستیزهای پرتنوع! گداخته شده است.
ب: «آنان که گذشته را فراموش میکنند، محکومند اشتباهاتش را تکرار کنند. بهعلاوه هر که از گذشته غافل بماند نباید امیدوار باشد که بتواند خود یا جهان محل زیست خود را درک کند.(9)»
منابع:
1. گلمن؛ هوش هیجانی
2. لیوتار؛ نا انسانی"تاملاتی در باب فلسفه ی زمان"
3. کهون؛ از مدرنیسم تا پست مدرنیسم
4. د بیسکی؛ هایدگر و امر سیاسی
5. ملک محمدی؛ مبانی و اصول سیاستگذاری عمومی
6. خالقی؛ قدرت، زبان، زندگی روزمره
7. منوچهری و دیگران؛ رهیافت و روش در علوم سیاسی
8. رشیدیان؛ فرهنگ پسامدرن
9. بال، دگر؛ ایدئولوژی های سیاسی و آرمان دموکراتیک
|| دکتر سیدمهدی حسینی