
فاش نیوز- ابتدا، گروه پس از پایان سفر سهروزه به شمال، به حاج محمد سمنانی، مسئول کاروان، اعلام کردند که قصد دارند به مشهد بروند. حاجی تلفنی با مسئول سپاه شهرضا صحبت کرد و به بچهها اطلاع داد که جایی برای اسکان ندارند، بنابراین با امید به خدا راهی مشهد شدند. آنها حدود ساعت ۹ صبح حرکت کردند و هنگام رسیدن به مشهد، هوا تاریک شده بود.
آقای سمنانی اعلام کرد که پولی برای اجاره هتل ندارند، اما با زحمت یک حسینیه پیدا شد که مسئول آن موافقت کرد دو شب در آنجا بمانند. در حسینیه، به دلیل نبود تخت برای ویلچریها، همگی روی زمین خوابیدند و سرویس بهداشتی مناسب هم نداشتند. در طول اقامت ۴۸ ساعته در مشهد، جز زیارت حرم امام رضا، به جای دیگری نرفتند، و این سفر برای نویسنده متفاوت بود؛ چون در دفعات قبلی، هنگام دیدن ضریح امام رضا، احساس خوبی داشت، اما این بار از خود بدم آمد، زیرا...
آقا جمال
معرفی کتاب
کتاب صوتی "سهم من از عاشقی"
باصدای: داوود حیدری