
فاش نیوز - من خلیلنژاد، برادر دو شهید هستم. یکی از دوستان شماره شما را به من دادند. داستان از اینجا شروع شد که حدود سه ماه پیش از عید رفتیم بهشت زهرا، قطعه 28 دفن هستند.
خلیلنژادها ریشهشون دامغانی است ولی سالیان سال است که در منطقه چهارده تهران ساکن هستیم. جانباز شهید حسین خلیلنژاد.
شهید علیاکبر خلیلنژاد، بله او هم همدهی ماست. از دوستان ما بودند در منطقه فخرآباد. خدا رحمت کند. پدرما که از پانزدهسالگی آمدند تهران. دو فرزندشون شهید شدند. روستای ما یک شهید هم با نام علیاکبر خلیلنژاد دارد که جانباز بود. یک حسین خلیلنژاد هم دارد که او هم نوهی عمهمان میشود. روح همهشان شاد.
جانباز شهید علیاکبر خلیلنژاد هم بالاخره همدهی ما هستند. من خیلی نمیدانم، پدر ما عرض میکنم که دو فرزنش شهیدند که اخویهای ما باشند؛ محسن خلیلنژاد و محمدحسن خلیلنژاد. دو شهید هم خانواده عمهام دارد؛ شهدا ابراهیم خلیلنژاد و محمدمهدی خلیلنژاد.
خواهرم رفتند قطعه 28... من خودم حدود سه ماه قبل از عید - حالا با اندکی کم و زیاد - رفتم قطعه 28 دیدیم یا حسین! این قطعه را کندهاند و این سنگ قبرها را پرت کردهاند این طرف و آن طرف. وقتی این سنگ قبور را دیدم، دلم همینجوری ریخت. بعد رفتم جلو دیدم یا حسین! همه سنگها را جمع کردهاند و کندهاند و مثل شلمچه شده! بعد فهمیدم که اینها دارند انگار همسانسازی میکنند....
خلاصه خیلی دلمان گرفت و پکر شدیم و بالاخره درست میشدند خوب بود ولی دیروز بعد از اینهمه وقت باز رفتیم بهشت زهرا... من خودم یک کارهایی تو بحث اجرایی کردهام و تجربهای دارم و با خودم گفتم اینطور که اینجا دارد پیش میرود، خیلی کارشان طول میکشد. خلاصه این سقفی که ما زده بودیم برای این اخویهامان کندهاند و همه سقفها را هم نکندهاند. مثلا کلی سقفها همینجوری نامرتب کندهاند و ریختهاند آنجا آهنها را... بعد کلی چاله چوله درست کردهاند.
باز دوباره اخیرا رفتیم بهشت زهرا دیدیم یک نفر بنا مثلا آنجا کار میکند و پرسه میزند و خاک و خل و... با خودم گفتم بابا این میخواهد تا کی درست شود؟ پنجشنبه هم خواهرمان با طفلک نوهاش رفته؛ نوهاش افتاده داخل آن چاله چولههای زمین که کندهاند و چقدر گریه کرده و ...
بعد اصلا مگر آقا نگفتند دست به اینها نزنید. حالا میخواهید دست بزنید؟ خب ببخشید خیر سرتان این را مدیریت کنید و سریع جمعش کنید.
اصلا حالا آن قسمتهایی هم که انجام شده هم شما دیدید؟ آن قسمتهای تقریبا نزدیک خودمان هم که مثلا انجام شده هنوز انجام نشده و آنجاهایی هم که میگویند تمام شده، هنوز هم مشکل دارد. مثلا جایی را دست گرفتهاند گفتهاند ببینیم بقیه چه میشود... چون همه ویترینها افتاده پایین. الان اینها حدود سی سانت از کل آن آوردهاند بالا... بعد مثلا سنگ قبر اخوی ما رنگ درجه یک بوده، سیمان ریخته کثیف شده اصلا یک وضعی... آنهایی را هم که درست کردهاند، ویترینها همه افتاده پایین و همه گود شده یعنی قسمتی همه چاله است و قشنگ معلوم است.
بابا اینها را باید به کی گفت؟ من امروز زنگ زدم به 137 شهرداری هم گفتم ولی انگار نمیدونم... یعنی بابا این اگر قراره سقفها را بکنید، همه را بکنید. یکی را کندند، یکی را نکندند. خدا شاهد است پنجشنبه همشیره ما رفته میگوید آفتاب پدرمان را درآورد.... بعد یک عده سقف دارند یک عده ندارند. اونجا سنگها را ریختهاند آنجا با یک وضعی که نمیدانم چه باید گفت.
آقا این را پیگیری کنید.. خدا خیرتان بدهد و انشاءالله که عاقبت بخیر بشوید. خلاصه دستمان به شما رسید و میتوانید این را مطرح کنید شاید فکری بکنند... قطعه 28 بروید معلوم است قسمت جنوبیاش را بههم ریختهاند و یک اوضاعی شده.....
|| برادر شهیدان خلیلنژاد