
فاش نیوز - من ترسوترین آدم در خانواده بودم. جوری که بچه های پنج ساله هم ترس مرا به رخم میکشیدند. آنها آرام از پشت سرم به من نزدیک می شدند و با صدایی بلند مرا می ترساندند. مثلا دو شی را به هم می کوبیدند یا جیغ میزدند.
اما روزگار مرا به جایی رساند که باید تک و تنها بر ترسها فائق بیایم. من میخواهم تجارب خود را با شما به اشتراک بگذارم. شاید بگویید: ترسو، تجارب تو برای ما که با رژیم جنایتکار اسرائیل در جنگ هستیم، بدرد نمیخورد.
لازم است به شما عرض کنم من هم در جنگ هستم. جنگ من هم بر سر ارزشهاست. ما دو نوع جنگ داریم: جنگ سخت و جنگ نرم. من در دوران جنگ نرم هستم. جنگ نرم بر سر حفظ ارزشهای الهی و آرمان امام راحل و میراث شهدا است. من از سی سال پیش این روزهای سخت را پیش بینی کرده بودم. اما از شما چه پنهان تدییری اتخاذ نکردم. الان انجام راهکارها برای حفظ سلامت روانم سخت هست. اما نشدنی نیست. خدا را شکر کارم به خوردن قرصهای جورواجور روانی نرسیده است.
ترسیدهام یک عمر از رویای بعد از تو
اما در هر دو نوع جنگ، مولفههایی که روی روان آدم اثر منفی میگذارد یکی است. من نکاتی به شما یاد میدهم با هدف کاهش آسیبهای روانی و افزایش تابآوری فردی و اجتماعی در برابر بحرانهای جنگی.
اولین نکته این است که باید بدانید در دوران جنگ، لازم است هر انسان نهفقط مراقب جسم، بلکه روان خود باشد.
در روزهای اخیر خبری شنیدم دال بر اینکه افراد ناشناس به شماره برخی ایرانیان زنگ زدهاند و از افراد خواستهاند در تهیه ذخیره آب و نان و مواد خوراکی و بهداشتی تعلل نکنند.
این هشدار، شدیدترین آسیب روانی را ایجاد کرده است. همه احساس امنیت که تهیه مایحتاج نیست. ترس از کمبود مایحتاج نیست. شدیدترین ترس آن است که آن افراد مدام در یک لحظه بیقراری به سر میبرند. منتظر روزی هستند که قحطی و کمیابی فرا برسد. همین زندگی کردن در ترس ، به روان آدم آسیب میرساند.
تجربه خودم رادر این زمینه بنویسم.
اولین کاری که کردم اقلام مورد نیازم را تهیه کردم. حس خوبی داشتم. برای حداقل سه ماه خرید کرده بودم. تعدادی نان خریدم که برای ۱۵ روز کفایت میکرد. اما ترس گرسنگی به تدریج جای خود را به ترسهای آسیب زننده به روان داد. من با هر صدایی سه متر از جا میپریدم.
باورتان نمیشود اگر بگویم آن صداها چی بود؟ صداهایی که تا به آن موقع اصلا توجه نکرده بودم. آن صدای انبساط و انقباض وسایل پلاستیکی مثل بشکه آب یا نوشابه بود.
اولین کارم در روز دوم مرتب کردن وسایل بود. دیدم بشکهها با وجود اینکه دارای مایعات مختلف هستند اما در اثر فشار هوا فرو رفته شده اند. مایعات را در ظروف شیشه ای ریختم. من به هر صدایی حساس شده بودم.
با این توضیحات اگر شما هم دقت کنید فرزندان کوچک شما و حتی همسربانو و سالمندان خانواده شما الان با هر صدایی تحریک میشوند. من از شما میخواهم حداقل سه کار انجام دهید:
۱، در خانه با صدای بلند حرف نزنید.
۲،مثل من وسایل پر صدا را از خانه خارج کنید.
۳، هنگام باز و بسته کردن درها یا جا به جایی اشیا دقت کنید.
به این ترسهای بعد از بمباران اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) میگویند.
من هم دچار استرسهای پس از سانحه زیادی هستم.برای حفظ سلامت روانتان در دوران جنگی باید این ترس را به چالش بکشید. مثلا ورزش کردن، پیادهروی، بازی کردن، رفتن به مهمانی، دیدن فیلم خنده دار و کتاب خواندن نمونهای از دهها کاری است که میتوانید انجام دهید.
من هم چند کار برای کنترل این ترسها انجام میدهم. یکی گل کاری است. کاش بودید و گلهای مرا میدیدید. کتاب صوتی گوش میکنم. کتابهایی که درباره دفاع مقدس و رزمندگان اسلام است. همزادپنداری واقعی به انسان حس شجاعت و قوت ایمان میدهد. مهمتر از اینها نوشتن است. مثلا مثل حالا که این توصیه ها را برای سایت فاش نیوز می نویسم و مغز شما را تلیت می کنم. خلاصه بدن خود را با انجام فعالیتهای سازنده آرام کن تا ذهن شما آرام شود و افکار بیمارگونه ناشی از ترس سراغتان نیاید.
البته درمواجهه بابچه ها باید خوش سلیقه تربود. الان باید وقت بیشتری با بچهها بگذرانید. برایشان کتاب بخوانید. با آنها بیشتر بازی کنید. زندگینامه شهدای کم سن وسال تاریخ اسلام مثل"حضرت رقیه"، "حضرت قاسم" ، "حضرت علی اصغر" و "دو طفلان جناب مسلم" را برایشان تعریف کنید. "عمیر بن ابی وقاص" یکی از نوجوانهای است که در جنگ بدر با اشک و التماس اجازه حضور در جنگ را از لبان مبارک پیامبر (ص) گرفت. او برادر سعد بن ابی وقاص است که که در روز جنگ بدر توسط عمرو بن عبد ودّ به شهادت رسید.
من از درون سینه خبر دارم
از خانههای خونین
از قصه ی عروسک خون آلود
از انفجار مغز سری کوچک
بر بالشی که مملو رویاهاست
رویای کودکانهی شیرین
از آن شب سیاه
آن شب که در غبار
مردی به روی جوی خیابان خم بود
با چشمهای سرخ و هراسان
دنبال دست دیگر خود میگشت
باور کنید
لطفا توصیههای مراجدی بگیرید. پژوهشهای مختلفی در پایان جنگها انجام گرفته که عوارض ترس و استرس دوران جنگ را بررسی کردهاند. افسردگی پس از زایمان، خودکشی، استرس و اضطراب، تنگی نفس، درد عضلانی ومفاصل، سردردهای میگرنی، اختلالات گوارشی، ریزش مو، دشواری درتمرکز حافظه و آلزایمر نمونهای از عوارض آسیب روانی در دوران جنگ است.
نکته بعدی که باید توجه کنید این است که شنیدن نگرانی دائمی درباره مرگ خود یا خانواده واقعا نفس گیر است. حالا تعریف از خود نباشد من از مرگ بدست شقیترین آدمها نمی ترسم. بالاخره جنگ است. یکی از صدمات جنگ شهید شدن است. اما این چیزها را که نمی شود به کودکان حالی کرد. پس چه بکنیم؟
بهترین راه این است که خبرها را از رسانه های معتبر پیگیری کنیم. آیا در جنگ با اسرائیل جنایتکار خبر شهادت برخی از افراد روح و روان ما را آزرده نکرد؟ اما ساعتی بعد خبر تکذیب شد؟ خیلی خبرهای دیگر تکذیب شدند. لذا نباید سایه نگرانی ناشی از شهادت اطرافیان بر شانه های ما سنگینی کند.ما باید برای شنیدن اخبار جنگ قانون داشته باشیم. پدافند رسانه ای خود را بکار بیندازیم. نباید هر خبری را باور کنیم. نباید هر خبری را گوش کنیم. نباید هر خبری را از این گروه به آن گروه ارسال کنید.
اما این چیزها را که نمی شود به سادگی به کودکان حالی کرد. جز اینکه ما باید برای شنیدن اخبار جنگ قانون داشته باشیم. پدافند رسانه ای خود را بکار بیندازیم. نباید هر خبری را باور کنیم. نباید هر خبری را گوش کنیم. نباید هر خبری را از این گروه به آن گروه ارسال کنیم. آخر سر بفهمیم مسئولین آن را تکذیب کرده اند. پس به خانواده خود استرس وارد نکنیم. فضای خانه را برای کودکان خود دلهره آور نکنیم. مدام سرمان توی گوشی باشد یا هی از این کانال به آن کانال برای شنیدن اخبار جنگی بیشتر بگردیم.
آیا می دانید همین یک کار چه اثرات جبران ناپذیری روی روان افراد می گذارد؟ اثراتی که تا آخر عمرش پاک نمی شود!
بالاخره تجربه هشت سال جنگ تحمیلی با دست خالی را داریم. جنگ شهرها را پشت سر گذاشتیم. اخبار محدود و گزیده باعث می شود که به جای ترس از سایه مرگ به کارهای موثرتر برسیم.
من یک سوال دارم. آیا مردم آمریکا که به زعم خودشان قدرت برتر هستند، در جنگ کشته نمی شوند؟ آیا آنها روزی سران قدرت طلب خود را به محاکمه کشیدند که چرا با جنگ افروزی بچه های ما را به کشتن می دهید؟
پس با یک حساب دو دو تا چهارتا به لین نتیجه می رسیم که ما میراث دار نهضت امام حسین(ع) هستیم. ما نباید در مقابل دشمن و زیادی خواهی هایش کوتاه بیاییم. آیا نشنیدید در کشورهایی که محل جولان ابرقدرتی مثل آمریکا هستندزنان و دختران هر بار مورد آزار سربازان آمریکایی قرار می گیرند؟
آیا شجاعانه در مقابل این نابشرها بایستیم بهتر است یا تن به خفت قوانین مثل کاپیتولاسیون بدهیم؟
گفته می شود در شرایط استرسزا از خوردن نوشیدنیهای کافئیندار مثل چای و قهوه خودداری کنیم. توصیه من در این مورداین است که خوردن نوشیدنی کافیین دار روی هم یکسان اثر نمی گذارد. مثلا من تجربه کردم یک نوع نسکافه می خورم که بلافاصله به خواب عمیق می روم ولی نوع دیگر مرا بی خواب بی خواب می کند. البته چقدر خوردن این نسکافه و چای و قهوه هم اثر دارد. به هر حال پژوهشهای دانشمندان را جدی بگیریم. از زیاده روی در خوردن این نوشیدنی ها پرهیز کنیم.
آخرین توصیه من این است که برای شما آرزوی سلامتی و گذر با موفقیت از این جنگ تحمیلی دیگر در رویارویی با اسرائیل دارم. هرچند که پشت سر او باز تمام ابرقدرتهای دنیا هستند. اسرائیل را مثل صدام به جان ما و مسلمانان منطقه انداختند. اما هیچ قدرتی بالاتر از قدرت خدا نیست. من این انرژی را با تمام وجود درک کرده ام. با این حال اگر شدت ترس شما از فکر کردن به عواقب جنگ خیلی زیاد شده ، حتما با یک مشاور حاذق صحبت کنید.
در شگفتم از صداقت، مهربانی در سخن
ای مشاور بر نوای جان فزایت آفرین
خسته و درماندهایم از ناملایمهای دهر
بر صدای تازه و مشکل گشایت آفرین
||امضا محفوظ