
فاش نیوز - "جنگ ۱۲روزه" میان رژیم صهیونیستی و ایران، فرصتی مغتنم برای بررسی نقاط آسیبپذیری و ضعفهای ساختاری این رژیم است که در صورت تداوم و تشدید، میتوانند زمینهساز فروپاشی آن از درون شوند. در این جنگ، شکستهای رژیم تروریستی صهیونیستی، نهتنها بهدلیل قدرت مقاومت، بلکه به واسطه ضعفهای ریشهای خودش، برجستهتر شده و زنگ خطری جدی را برای آینده آن به صدا درآورده است.
۱. شکنندگی عمق استراتژیک و جغرافیایی:
رژیم کودک کش صهیونیستی از نظر جغرافیایی، کشوری کوچک و بدون عمق استراتژیک است. اکثر جمعیت و زیرساختهای حیاتی آن در مناطق متمرکز و آسیبپذیری قرار دارند که بهراحتی در معرض حملات موشکی و پهپادی قرار میگیرند. در جنگ ۱۲ روزه، این ضعف بهوضوح نمایان شد؛ گزارشها حاکی از تلفات و خسارات بیسابقه به زیرساختها، ساختمانها و خودروها در مناطق اشغالی بود. این آسیبپذیری، توانایی رژیم را برای تحمل جنگی طولانیمدت و چند جبههای به شدت کاهش میدهد.
۲. وابستگی شدید به سامانههای پدافندی گرانقیمت و نفوذپذیر:
با وجود سرمایهگذاریهای هنگفت در سامانههای پدافند هوایی مانند "گنبد آهنین"، تجربه این جنگ نشان داد که این سامانهها در برابر حجم بالای موشکها و پهپادهای نقطهزن، ناکارآمدی دارند. عبور موشکهای ایرانی از این سامانهها و اصابت به اهداف، نهتنها ضربه نظامی، بلکه ضربهای حیثیتی به توان بازدارندگی رژیم اشغالگر صهیونیستی وارد کرد و «تصویری جدید از آسیبپذیریهای راهبردی این رژیم ترسیم کرد». این موضوع، هزینه اقتصادی دفاع را به شدت بالا میبرد و در صورت تداوم، میتواند بنیانهای اقتصادی رژیم را فرسایش دهد.
۳. بحرانهای داخلی و شکافهای اجتماعی:
رژیم صهیونیستی از درون با شکافهای عمیق سیاسی، اجتماعی، قومیتی و مذهبی روبروست. اختلافات میان سکولارها و مذهبیها، شهرکنشینان و شهروندان عادی، و یهودیان اشکنازی و سفاردی، به همراه تنشهای فزاینده با جامعه فلسطینی ساکن در سرزمینهای اشغالی، به بحرانهای داخلی دامن میزند. در شرایط جنگ، این شکافها میتوانند تشدید شده و به اعتراضات داخلی، مهاجرت معکوس و کاهش همبستگی ملی منجر شوند. «ایهود باراک» نخستوزیر اسبق رژیم کودک کش صهیونیستی نیز از «خطر واقعی بازگشت به هرج و مرج» و فروپاشی پروژه صهیونیستی ابراز نگرانی کرده است.
۴. وابستگی اقتصادی و آسیبپذیری در برابر اختلال در انرژی و تجارت:
اقتصاد رژیم صهیونیستی با وجود پیشرفتهای فناورانه، به شدت به واردات انرژی و حفظ خطوط تجارت دریایی وابسته است. حمله به زیرساختهای انرژی یا تهدید مسیرهای دریایی(مانند تنگه هرمز) میتواند ضربات مهلکی به اقتصاد این رژیم وارد کند. روزنامه پولیتیکو به نقل از معاون مشاور امنیت ملی سابق رژیم صهیونیستی اشاره کرده بود که «اگر حزبالله تصمیم بر حمله به ایستگاههای برق و دیگر تاسیسات انرژی بگیرد مشکل بزرگی برای رژیم بوجود خواهد آمد». به همین دلیل بود که رزمندگان ما در هوا فضای سپاه این اماکن را مورد اثابت قرار داد آسیبپذیریها، توان رژیم را برای تحمل جنگ طولانیمدت کاهش میدهد.
۵. فرسایش قدرت بازدارندگی و مشروعیت بینالمللی:
پیروزیهای رژیم صهیونیستی در جنگهای کلاسیک گذشته، به آن یک هاله بازدارندگی بخشیده بود. اما شکستهای مکرر در برابر گروههای مقاومت، از جمله در جنگهای ۳۳ روزه لبنان و غزه، و اکنون در این جنگ ۱۲ روزه با ایران، به تدریج این هاله را فرسایش داده است. «گاردین» نیز تاکید کرده که «پاسخ ایران، شکاف بزرگی در محاسبات اسرائیل ایجاد کرد». این فرسایش، نه تنها اعتماد به نفس داخلی را کاهش میدهد، بلکه مشروعیت بینالمللی رژیم را نیز زیر سوال میبرد و حمایتهای جهانی را با چالش مواجه میسازد.
۶. انزوای رو به رشد منطقهای و جهانی:
با وجود تلاش برای عادیسازی روابط با برخی کشورهای عربی، رژیم صهیونیستی همچنان در محاصره ملتهایی قرار دارد که «هم زخمخورده آن هستند و هم انگیزه جدی برای نابودی آن دارند». تداوم تجاوزات و کشتارها، باعث افزایش نفرت عمومی در منطقه و حتی در میان افکار عمومی جهانی شده است. این انزوا، به مرور زمان حمایتهای منطقهای و بینالمللی را کاهش میدهد و رژیم را در موقعیت آسیبپذیری بیشتری قرار میدهد.
نتیجهگیری:
جنگ ۱۲روزه، ضعفهای ساختاری و استراتژیک رژیم صهیونیستی را بیش از پیش نمایان ساخت. از شکنندگی جغرافیایی و آسیبپذیری زیرساختها گرفته تا بحرانهای داخلی، وابستگیهای اقتصادی، فرسایش قدرت بازدارندگی و انزوای رو به رشد، همگی نشانههایی از یک سیستم تحت فشار هستند.
این عوامل، نه تنها میتوانند رژیم را در یک درگیری طولانیمدت به زانو درآورند، بلکه در بلندمدت، پتانسیل فروپاشی آن را از درون، همانند "افول موریانهای" که برخی تحلیلگران به آن اشاره میکنند، افزایش میدهند.
|| مصطفی قلیزاده(دانشجوی دکتری علوم سیاسی)