
ابوفاضل عباس
قلهی غیرت تویی اوج تجلی احساس (۲)
جلوهی حیدر تویی معرکه حضرت عباس
هر کس اومد رو به روی قمر(۲)
افتاده زمین بدون سر
تو چشماش نمیشه نگاه کرد
وقتی که غضب کنه قمر
تو شمشیر نمیخوای
فقط یک نگاه کن
یه طوفان به پا کن
حریفت میفته از پا
تو شمشیر نمیخوای
تو حیدر نشونی
رجز که بخونی
قیامت میشه تو صحرا
لقمان زانو زد به ادب در خونه عباس(۲)
رقیه دیده آسمون رو رو شونه ی عباس(۲)
این زلزله است یا نعرهی یلی(۲)
عباسه یا مرتضی علی
رو در روش کسی اگه بیاد
نابود میشه بیمعطلی
تو جوشن نمیخوای
تو سینه سپر کن
به دشمن نظر کن
میلرزه ستون لشکر
تو جوشن نمیخوای
خودت ذوالفقاری
حریفی نداری
تو کراری مثل حیدر(۲)
به ذره گر نظر بوتراب کند
به آسمان رود و کار آفتاب کند(۲)
ابوفاضل عباس (۴)
|| امیر برومند


