
فاش نیوز - ساعت سه بعد ازظهر روز چهارشنبه مورخ ۱۷/ ۲ / ۱۴۰۴ تماس گرفتند گفتند یک قطعه عکس بیاورید بنیاد جانبازان شهرستان فردا کمیسیون برگزار میشود.
بدون هیچ اطلاع قبلی و بدون این که از حداقل دو ماه قبلتر اطلاع بدهند، برای حضور در کمیسیون و احیانا تکمیل کم و کاستیها و نواقص احتمالی در پرونده پنجشنبه ۱۸/ ۲ / ۱۴۰۴ در کمیسیون پزشکی بنیاد شهید و امور ایثارگران ایلام شرکت کردم.
گفتند ساعت پنج و نیم عصر در محل بنیاد شهید انجام میشود من ساعت پنج عصر آنجا بودم و تعدادی از مدارک، اسناد و عکسبرداریهای انجام شده و آزمایشهای جدید اسفند ماه ۱۴۰۲ همراه داشتم. ساعت یازده و نیم شب نوبت من شد.
اولین نفردکتر اعصاب و روان بود. مردی مسن محترم و جاافتاده خیلی مودب، متین، باانرژی مثبت و نگاه دوستانه با من دست داد و از احوالم پرسید. ظاهرا پروندهام را مطالعه کرده بود و در مورد من اطلاعات زمینهای داشتند.
با ارائه مستندات و مدارک پزشکی و بالینی از سال ۶۹ یعنی دو سال پس از مجروحیت و توضیحات لازم خدمت ایشان، گفتند که امتیاز کامل را به من دادهاند.
دومین نفر دکتر گوش و حلق و بینی و موج انفجار بودند. از من مدارک بالینی حینمجروحیت میخواستند که بهایشان گفتم، آن زمان امکاناتی نبوده که ما این کارها را انجام بدهیم و مدارک کارهای اولیه انجام شده در بیمارستان صحرایی هم بعدا در آتش سوخته است و اصلا عقل کسی به این نمیرسید که دنبال جمعآوری مدارک و اینحرفها باشد.
لیکن مستندات و فرمهای احصا شده از همرزمان و فرمانده و معاون فرمانده گردان همراهم هستند؛ که متاسفانه توجه و اعتنایی نکردند.
حتی به سیر درمانی و تستهای انجام شده در اسفند ۱۴۰۲ تحت نظارت دکترهای متخصص بیمارستان ساسان تهران که همراه داشتم هم نگاه نکردند و صرفا اصرار بهارائه مدارکبالینی زمان مجروحیت داشت.
اسفند۱۴۰۲در بیمارستان ساسان تست شنواییسنجی و موج انفجار انجام داده بودم، سونو گرافیهای تیروئید که وجود توده بزرگ و مشکوک در گلوی من را تایید میکرد را هم نگاه نکرد.
نفر سوم خانم دکتر متخصص مغز و اعصاب بودند. خیلی مهربان و بانزاکت مشکلاتم را با ایشان در میان گذاشتم.
ام آر آی و تصاویر مربوط به آرتروز گردن، ضایعه نخاعی و تصاویر... را مشاهده کردند و مطالبی را یاد داشت کردند.
سایر دکترها بدون توجه به افراد باقیمانده محل را ترک کرده بودند.
تنها دکتری که مانده بود دکتر داخلی بود که ایشان هم عکس اچآرسیتی و پیافتی از من میخواستند که من از فرط خستگی و نگرانی که داشتم با این که کنار دستم بودند فراموش کردم که به ایشان تحویل بدهم.
اگر فقط یک لحظه ایشان بهعکسها و مدارک همراهم نگاهی میانداخت اچآرسیتی و مدارک مستند و مستدل مربوط به سابقه شیمیاییام را رویت میکردند.
به ایشان توضیح دادم که من مستقیما خدمت دکتر قانعی رسیدم و در بیمارستان بقیةالله تهران مراحل اچآرسیتی و پیافتی را انجام دادهام و آقای قانعی شخصا درصد شیمیایی نوشتهاند.
درمورد ضعف چشمها تحلیل سی کیلویی بدن طی سهچهار ماه گذشته به ایشان گفتم از ضعف و ناتوانی پاهایم، از خالی کردن زانوهای پایم در هنگام ایستادنم در اثر ناتوانی و ضعف شدیدی که بر من عارض شده گفتم.
اما اذعان میکنم ذکر بعضی از آسیبها حادث شده که اتفاقا مدارک همه آنها را بههمراه داشتم را فراموش کردم.
تومور در گلو(تیروئید) ازکارافتادگی کلی مربوط به باروری، ابتلای مزمن به دیابت نوع ۲ و مصرف طولانیمدت داروهای شیمیایی، از ابتلاء به تیروئید کمکار شدید که با مصرف دوز بالای داروها هم مهار نشده و دائما پیشرفت میکند؛ از عارضه زخم معده، از پوست خشک و شکننده و تاولهای چرکینی که گاها زیر بغل، کشاله رانها، پشت باسن رشد میکند، از ریزش شدید و تودهای موهای سرم، لثههای کاملا فرسوه و در اکثر اوقات زخمی، از دندانهای تماما پوسیده و خراب شده، پاها و انگشتان بیحس و فشاری که در کف پاهایم شبانه روز امانم را بریده است.
از رفلکس شدید معدهام، از بیخوابیهای همیشگیام از چسبندگی شدید دستهایم که دکتر عمل جراحی بهم توصیه کرده بود و.....چیزی یادم نبود....
من موفق نشدم دیگر دکترهای متخصص اعزامی چشم، پوست و مو، ارتوپدی، غدد، اورولوژیست، دهان و دندان و .... را ببینم.
چند روز پیش یک پیامک به دستم رسید که پروندهام نواقصی دارد. اصل و کپی مدارک خواسته شده را تحویل خانم کرمی دادم که به استان ارسال کند.
شخصا هم در معیت آقای سلطانزاده خدمت خانم راسخی رفتم و از نزدیک من را دیدهاند.
در تاریخ ۱۴۰۴/۴/۹دوباره همان پیام نقص در پرونده از طرف شعبه پنج بخاطر اچآرسیتی و پیافتی آمده است. دقیقا نمیفهمم یعنی چی! آیا مدارک و پرونده به دستشان نرسیده؟ آیا اهمالی صورت گرفته؟ آیا قصد و غرضی در کار است. لطفا پاسخگو باشد.
|| ولیالله دوستی