
فاش نیوز - سفاهت درلغت بهمعنی بلاهت و بیعقلی است، لکن در حقوق بهمعنی فقدان عقلمعاش به جهت نقص یا ضعفعقل در تشخیص منافع و مضار معامله حقوقی است. سفیه قدرت اداره اموال معقولانه خود را ندارد و اعمال حقوقی وی به تنهایی موجب ضرر ایشان است. بر همین مبنا، مقنن در جهت حمایت از سفیه، ضمیمه شدن اذن یا اجازه شخص با صلاحیت در قالب ولی را نیازمند صحت معاملات حقوقی وی قرار داده است که به حجر حمایتی نیز تعبیر میشود.
سفاهت نهتنها از جنبهحقوقی بلکه میتواند در حوزههای مختلف از جمله امور سیاسی هم صادق باشد. سفیهسیاسی، فاقد عقلمعاش در حوزهدیپلماسی است و نمیتواند بهدرستی مسائل و امورسیاسی را بهویژه در شرایط خاص که نیازمند تصمیمگیری درست و خردمندانه است، تشخیص و مآلاً انجام دهد. تشخیص سفیه مانند مجنون بهسادگی امکان پذیر نیست. زیرا سفیه تنها فاقد عقلمعاش است ولی وضعیتهای دیگر ایشان دچار نقص عقل نیست و لذا سفیه ممکن است نویسنده یا سخنران خوبی باشد که حتی با صحبتهای مقطعی و البته زودگذر، احساسات مستمعین خود را بهقلیان و هیجان درآورد. بنابراین نباید فرض کرد سفیه مانند مجنون از عمده توانایی عقلی بیبهره است.
نمونههای متعدد از این نوع سفاهتسیاسی بعضاً توسط برخی که متصدی پستهای حساس و سیاسی مهم مانند وزارت، نمایندگی مجلس، قضاوت یا ریاست جمهوری قابل مشاهده است. اگر اعمال سفهی از مسئولی بهطور مکرر سر زند، بیتردید، دیگر صلاحیت تصدی به پست مرتبط را ندارد. اما سوال مهم این است سفاهتسیاسی چگونه قابل شناسایی است تا از تصدی بهامور فوق توسط مراجع نظارتی باز داشته شود؟ در امور حقوقی ضرر فاحش ملاک تقریباً مناسبی برای تشخیص عملسفاهتی است. یعنی اگر در داد وستد تجاری، آنچه که داده میشود با آنچه که ستانده میشود، تفاوت فاحشی داشته باشد، این عملسفهی است. در امور سیاسی، منافع ملی میتواند شاخصه قابل قبولی برای ارزیابی اعمال سفاهتی باشد.
تشخیص، حفظ و ارتقا منافع ملی نیازمند دانش، تدبیر و عمل بهموقع است و از مسئولان انتظار میرود در این جهت گام بردارند. لکن برخی اوقات چنین نیست و اعمال معارض منافع ملی به طور مکرر استمرار مییابد.
برای مثال، مبرهن است، اعتماد و اتکال بهدشمن، مصداق بارز نادیده گرفتن منافع ملی کشور است. صرفنظر از اینکه نباید بهدشمن اعتماد میشد و تجربه نیز بهطور مکرر گویای بدعهدی آمریکا است، توافقی بهنام برجام انجام شد، ولی نه در متن توافق و نه پس از آن، منافع ملی در نظر گرفته نشد. توافق برجام شباهت زیادی به قرارداد الحاقی در حقوق دارد که تنها منافع طرف مقابل در آن درج شده و بهعکس، تمام حقوق یا امتیاز ایران، معطوف بهپیوستن به آن است آن هم بهتصور واهی رفع سایه جنگ از کشور، با یک جستجو ساده در فضای مجازی، گزافگویی برخی از مسولان ارشد وقت نظام مبنی لغو بالمره تمام تحریمها با امضای برجام یا رفع سایه جنگ علیه ایران یا ترجمه کذب تعلیق به جای لغو و مصداق بارز نادیده گرفتن منافع ملی کشور است.
حال این سوال مطرح است که بنظر شما این اعمال مصداق عملسفاهتی نیست؟
پس از توافق برجام، بهخاطر دارم در نشست شورای راهبردی روابط خارجی آقای دکتر ایزدی استاد دانشگاه تهران از دکتر ظریف پرسشی مطرح میکند که شخصی بهنام ترامپ وارد کارزار انتخاباتی ریاست جمهوری شده و اعلام کرده است در صورت پیروزی، قرارداد برجام را پاره خواهد کرد. آیا شما برای این وضعیت فکری کردهاید؟
به جای پاسخی متقن بهسوال هوشمندانه این استاد دانشگاه مبنی بر اتخاذ راهکارهای احتمالی متقابل، بنظر شما پاسخ مسئول وقت که الان هم بسیاری از سیاست خارجی دولت فعلی تحت شعاع ایشان است، چه بود؟ یک کلام، هیچ کس نمیتواند این توافق را برهم زند.
حال سوال من این است: بنظر شما این عمل میتواند مصداق عمل سفاهتی تلقی گردد.
بسیاری از آحاد مردم جامعه هنوز متوجه نشدهاند که سوگلی برجام چه بوده است؟ که هنوز هم بر احیای لاشه متعفن آن اصرار میشود.
اما توافق، و ما ادراک توافق! تو چه دانی که چه نعمتهایی توافق بههمراه خواهد داشت.
توافق ممکن است برای رفع نیازی از نیازهای کشور منعقد شود. لذا سوال مهم این است که توافق برای چی؟ موضوع توافق چیست؟ طرف توافق کیست؟ هنوز هم مشخص نیست موضوع توافق با آمریکا که در دولت فعلی شروع شده، چیست؟ آیا توافق برای توافق است! در خصوص موضوع توافق بسیار صحبت شده است ولذا در فرصت اندک، شاید اشاره به اطراف توافق شنیدنیتر باشد. توافق دو طرف دارد: ایران و آمریکا.
پس طرف اصلی توافق، دشمن قسم خورده ایران است که جز به تجزیه ایران راضی نخواهد شد. توافق با آمریکایی که نه تنها پس از انقلاب اسلامی، بلکه مدتها پیش از آن به ویژه در کشتار سران نهضت ملی مانند دکتر فاطمی و سرنگونی دولت مردمی مصدق جنایت هولناکی در ایران انجام داده است، آنهم در صورت اعتماد کامل دکتر مصدق نخست وزیر وقت به آمریکا!
اعتماد به آمریکایی که در جنک 8 ساله تحمیلی به همراه شرکای مجرم اروپایی خود، در حمایت از صدام، تمام تلاش خود را برای به خاک و خون کشیدن این مرز و بوم و شهادت بهترین جوانان آن، بکار بست.
توافق با آمریکایی که اقدام به ساقط کردن هواپیما مسافربری ایرانی در فراز خلیج فارس نمود و از فرمانده ناو حمله کننده خود عین یک قهرمان فاتح استقبال کرد!
توافق با آمریکایی که با نقض تمامی قوانین و قواعد حاکم بر به اصطلاح حقوق بین الملل، تحریم های یکجانبه علیه ایران و سایر کشورها وضع کرده و می کند.
توافق با آمریکایی که رئیس جمهور فعلی آن که دارای شخصیت چندگانه است، شخصاً دستور ترور سردار محبوب و پرافتخار ایرانی حاج قاسم سلیمانی را در فرودگاه بین المللی بغداد صادر و این عزیز ملت را ناجوانمردانه به شهادت رساند.
توافق با آمریکایی که به هیچ یک از قوانین و قواعد حاکم بر به اصطلاح حقوق بین الملل اعتنایی ندارد و حتی نسبت به تحریم و تهدید قضات دیوان بین المللی دادگستری صرفاً به علت صدور حکم بازداشت نخست وزیر رژیم جعلی و کودک کش صهیونیست اقدام کرده و با آغوش باز برای این مجرم تحت تعقیب بین المللی فرش قرمزی از خون زنان و کودکان بی گناه فلسطینی پهن کرده است. حقیقتاً توافق با چنین شخصی، بیشتر به یک شوخی مضحک و البته تلخ شباهت دارد. آیا اعتمادی به تعهد احتمالی طرف مقابل است؟ چه ضمانت اجرایی برای نقض عهد وجود دارد؟ پیشاپیش نتیجه چنین توافقی معلوم است. زیانی بر زیان های گذشته و نادیده گرفتن منافع ملی.
آیا نباید تردید کرد شیفتگان توافق، دچار سفاهت عقل شده اند حتی در بعد حقوقی؟!
اما، ما ادارک توافق!
مکرر از طریق امپراطوری رسانه خارج و داخل، گفته شده و می شود، توافق نشود، لامحاله جنگ می شود. اتفاقاً تجاوز و جنگ در زمانی واقع شد که توافقی به نام برجام منعقد شده بود. این چه ادبیات خفت باری است که برخی دارند. برای تناقضی گویی و اعمال سفاهتی نیازی به کنکاش در سالهای نه چندان دور دهه 90 نیست. اخیراً معاون سابق رئیس جمهور ایران که برخلاف قوانین به این سمت گمارده شد، در نشستی همانند نشست های سابق خود مطالب بی پایه و نابخردانه به این مضمون ابراز و اعلام کرد: اگر فلانی رای آورده بود، ما الان در وسط جنگ بودیم!! و نتیجه گرفت که به واسطه پیروزی رئیس جمهور فعلی، سایه جنگ از سر کشور رفع شده است.
الحمدالله جنگی اتفاق نیفتاد و الان هم در وسط جنگ نیستیم؟! به این همه نبوغ سیاسی باید احسنت گفت!!
متاسفانه صحبت و اعمالی از این دست زیاد است که بدون در نظر گرفتن منافع ملی هنوز هم به طور مکرر قابل مشاهده است. پیام ذلت گونه برای توافق و مذاکره در حالی که هنوز اجساد مطهر شهدای ما در تجاوزی که رژیم منحوس و مجرم بالفطره صهیونسیتی و پدرخوانده جنایتکار آن، از زیر آوار خارج نشده بودند، به چه معنا تعبیر می شود؟! پیام ضعف، ثمره ای جز گستاخ تر کردن دشمن نتیجه دیگری به همراه ندارد. قطعاً ما در اقتصاد دچار مشکل هستیم. قطعاً توان دفاعی ما همانند قدرت آفندی و حمله ما نیست ولی آیا لازم است که مرتب سیگنال های ترس به دشمن مخابره شود؟!
حال سوال من این است: بنظر شما این گفتار و اعمال مصداق عمل سفیهانه نیست؟!
به فرموده مولای متقیان و امیر سخن حضرت علی(ع)، آنچه از علم بهتر است، تجربه است. همین یک کلام کافی است که ما را از بسیاری اعمال باز دارد. تجربه بدعهدی، کارشکنی، خیانت، تجاوز در عین انجام مذاکره، تحریم و تحریم در عین تمایل به مذاکره یا در اثنای آن، به چه معنا است؟ دشمن جز به تسلیم و تجزیه ایران در جهت هژمونی رژیم کودک کش صهیونیستی به هیچ چیز دیگری راضی نمی شود. متعجبم که چرا پیام های صریح دشمن، از سوی برخی ها درک نمی شود!
حال سوال من این است: بنظر شما عدم درک اعمال و پیام های مکرر صریح دشمن، مصداق عمل سفاهتی نیست؟!
در پایان برای اینکه ذائقه شما از این همه اعمال نابخردانه یا سفاهت سیاسی تلخ نگردد، به لطیفه ای بسنده می کنم. به شخصی اطلاع دادند، پدرتان فوت کرده است، اما فرزند در پاسخ و به طور مکرر گفت، نه، یک چیزی شده که شما قصد ندارید به من اطلاع دهید! عدم پذیرش واقعیت ها حاکم بر روابط سیاسی از سوی برخی، قابل درک نیست و در خوشبیانه ترین فرض، سفاهت سیاسی است.
|| دکتر مجید اسکویی