
فاش نیوز - در سرزمین خستهها که خاک آن با اشک آمیخته است، کودکی باصدای بمب به دنیا میآید و با صدای گلوله به خواب میرود، این روزها نان و آب برایش رویایی کودکانه شده است. حتی آسمان هم هر شب از شرم رویش سرختر میشود.
در کوچههای تنگش نه نسیم آرامش میوزد نه چراغی از امید روشن است. تنها صدای کوبندهی فریاد بیصدای مردمانی است که زیر آوار ظلم گرسنگی و تشنگی جان میدهند. ستم، واقعیت تلخی است که در چشمان مادران غمدیده و در دستان زخمی پدران بیپناه و درگریهی خاموش کودکان یتیم موج میزند.

رژیم اشغالگر صهیونی نه تنها زمین که نان سفرهها، آب کوزهها و نفسهای مردم فلسطین را هم محاصره کرده است.
این روزها مرگ در غزه آسانتر از زندگی است؛ چرا که زندگی اینجا رنگی از رنج دارد و طعم آن شور اشک است و همه این اتفاقات در مقابل دیدگان سازمانهای حقوق بشری که مدعی عدالت و حقوق بشر هستند رقم میخورد.
فقط یک سئوال؛ چرا باید کودکی شب را با شکم گرسنه و لبهای خشکیده به صبح برساند؟ چرا باید دارو به دست مادر بیمار نرسد و جنازهی یک پدر زیر خاکستر خانهاش دفن شود؟
اگر چه غزه این روزها خاکستریتر از همیشه است. اما هنوز هم در چشمان مردمانش نوری از مقاومت میدرخشد.
آه ای غزه، تو تنها نیستی. بغضت را جهانی از آزادگان چشیدهاند. گرچه زمینت زخمی است، اما روحت بلند است. تو ایستادهای؛ چون حق با توست و این حقیقت حتی اگر زیر خروارها خاک دفن شود، روزی از دل سنگ خواهد جوشید.خواهد درخشید.
غزه خدا را دارد و خدایی که با مظلوم است و دیر یا زود چنان برق انتقامش در چشم کور مجامع جهانی خواهد زد. همان دستی که دریا را برای موسی شکافت، این بار هم راهی باز خواهد کرد میان محاصره و مرگ، به سوی آزادی، به سوی زندگی. و آن روز دور نیست.
غزه صبر داشته باش که بهار نزدیک است.
|| بتول شایسته