
فاش نیوز - درباره مسائل و معضلات اختلافافکنی که در بخشهایی از بنیاد و حتی درمیان اقشار ایثارگران بوجود آمده و باعث کدورت گردیده، باید گفت، مشکل از جانبازان و ایثارگران و بلکه فلان کارمندان و بهمان مسئول نیست و همه جانبازان گلند و همه باید قدر هم را بدانند و بدانیم که همیشه دیکته نانوشته هم غلط ندارد.
یکعده هم عادت کردهاند که فقط بیرون گود بایستند و غر و نق بزنند. وگرنه اگر خودمان هم باشیم چهبسا بیشتر کارهای خودسرانه و زرنگبازی درمیآوریم.... کار اشتباه اساسی این است که جانبازی که خود از بنیاد خدمات میگیرد، بههیچوجه نباید در سیستم بنیاد در مصدر کارهای اجرایی قرار گیرد؛ که اگر چنین شد و خادم و مخدوم در یک جایگاه قرار گرفتند، مفسده خواهد داشت. العیاذبالله امام زمان هم که باشد کلی مورد اعتراض و عیبجویی قرار خواهد گرفت؛ چه برسد به زید و عمر و جانباز و غیر جانباز....
به جانبازی که در این سیستم مسئولیت میگیرد نمیشود و شاید نباید هم گفت، بالای چشمت ابروست؛ حتی اگر کار اشتباهی کند... به هر حال درست هم نیست که جانبازان و ایثارگران در چنین مواضعی قرار بگیرند و در نتیجه، خواهی نخواهی رو در روی هم بایستند؛ آنهم به خاطر مسائل دنیوی... به همین دلیل، ارباب رجوع بنیاد هم که خود ایثارگران هستند جرأت نمیکنند پیگیر کارشان شوند و اعتراضی بکنند؛ چرا که مثلا فلان مسئول یا کارمند بنیاد خودش یا جانباز است، یا آزاده و یا فرزند شهید و...
یا پیش میآید مجموعههایی که خودشان بهطور مستقل حال و توان کار ندارند، میخواهند از امتیاز جانبازی و ایثارگری و بنیاد استفاده کنند و به همین خاطر میافتند پی رقابت برای این که فرضا دهکده نشاط دست ما باشد یا دست دیگری، گروه ما باشد یا گروه دیگری و ... تصور کردهاند که بیتالمال گوشت قربانی است که این بکش و آن بکش کنند...
نباید بخاطر مال دنیا با همدیگر دربیفتیم. باید شیطان را لعنت کنیم و قدر هم را بدانیم. ما کم هزینه نکردهایم که بخواهیم با این مسائل دنیوی همه را خدایی نکرده به باد بدهیم... بهقول حضرت امام، همه این دعواها از هردو طرف بخاطر دنیاست؛ وگرنه اصلا نباید اتفاق بیفتند. پیامبران اگر همه را یک جا جمع کنند بهفرموده امام، اصلا دعوایشان نمیشود. ولی ما که پیامبر نیستیم، باید سعی کنیم در شرایطی قرار نگیریم که دچار تعارض منافع بشویم و نسبت به هم کدورت و سوءظن پیدا کنیم.... اما متأسفانه سیستم چنین بلا و شرایطی را سرمان آورده است و ما هم خیلی وقتها بدون این که بدانیم در این سیستم دچار انحراف و درگیری با هم و همرزمانمان میشویم...
در مشورتدهی و طرح و برنامه و تصمیمسازی و تصمیمگیری اشکال ندارد که جانبازان تحصیلکرده و باتجربه در مصدر امور باشند، ولی در کار اجرایی به هیچوجه صلاح نیست.... البته بهتر است در امور اجرایی دیگرانی باشند که خود منافعی در امور محوله نداشته باشند و بشود حتی با عتاب و خطاب در مقابل کمکاری و ندانمکاری آنان ایستاد و اعتراض کرد و از آنان کار خواست و ....
بنیاد نباید به تبعیدگاه اقشار ایثارگران بیکار تبدیل میشد که متأسفانه شده است و این سیاست غلط، ظلم مضاعفیست بر جامعه ایثارگران. در این مقال جای پرداختن به تبعات سنگین، عمیق و درازمدت چنین سیاست اشتباهی که گریبانگیر جامعه ایثارگران و فرهنگ ایثار و شهادت شده و در آینده، بیشتر از پیش نیز خواهد شد، نیست. این مسئله سنگ بزرگی است که در گذشته به پای بنیاد بسته شده و توسط مدیران و رئیسان و تصمیمگیران نالایق، سنگ بنای آن نهاده شده است.
اگر مسئولی دلسوز و توانمند پیدا شود که بخواهد سامانی به امور بنیاد و ایثارگران تحت پوشش آن بدهد، باید این رویه غلط را هرچه سریعتر اصلاح کند؛ والا با این تعارض منافعی که با حضور اقشار مختلف ایثارگران در امور اجرایی و خدماتی بنیاد ایجاد گردیده، هم رابطه بنیاد با ایثارگران روز به روز بدتر خواهد شد و هم باعث بروز شکاف هرچه بیشتر میان خود ایثارگران و در نتیجه، واردآمدن لطمه و آسیب به فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه ایثارگری و کل جامعه خواهد شد.