
فاش نیوز - اثبات این قضیه نیاز به هیچ توضیحی ندارد که امروز تعیین جهت عقربهی افکار عمومی به دست رسانههای نوپدید افتاده است.
پیش از این تصور قالبی این بود که «افکار روزمرهی اجتماعی را سنتها و دیدگاههای گستردهی فکری شکل میدهند.»(۱)؛ علیالخصوص دیدگاههایی را که دانشگاهیان میآفریدند در مواردی زیر نامهایی دروغین چون دموکراسی غربی و ایدئولوژی با اقبال بیشتری روبرو شد. این اقبال تا جایی عینی و جدی شد که بهعنوان مثال، در دوران استبداد سیاه رضاخانی و پسرش، مفهوم جهانبینی دینی بهتدریج وادار به رهیافت و روش به سوی محاق رفتن شد....
اما فقیه والامقام شیعی و به تعبیر فوکو، «قدیسی پیر که نامش پرچم است»(۲) از رهگذر پیوند معنویت و سیاست، ارادهی خود را به تاریخ تحمیل کرد.
پس از برانداختن حکومت ناروای طاغوت، «با زوال قدرتِ شاهی که ظلّالله بود»(۳) فضای فکری و شیوهی اندیشه در جامعهی ایران نیز دستخوش دگرگونی عظیم شد و برای نخستینبار، ایران عزیز از حاکمیتِ «کسی که بهترین اندیشهها و چارهجوییها را در راه رسیدن مردم به اهداف به کار بَرد»، بهره برد، در جامعهی نو و مبتنی بر جهانبینی دینی، نهتنها نام شاه، بلکه سرشت آن نیز دگرگون شد.»
براین اساس: تعیین سرنوشت مردم به کسی نیاز دارد که بتواند سود آنان را از دستبرد دشمنان نگه دارد و خود از اموال آنها چشمداشتی نداشته باشد.
بهراستی «هرگز زمانی مثل امروز وجود نداشته که در آن، بحث در بارهی حوادث و مشکلات جاری اینقدر علاقهی عموم را برانگیخته باشد.»(۴)
عامل ایجاد این عطش، اینترنت یا معجزهی هزارهی سوم است. باید از بتواره کردن مقولات نظری احتراز کرد و صدالبته این حذر امری است مهم.
در عین حال نباید از صلاحیتهای بینظیر شیوهای از اندیشیدن مبتنی بر منابع مستدل، دربارهی "جهانی نشسته بر بال اندیشهی دیجیتال" که با سرعت به سوی آیندهای پرمسئله پیش میرود، غفلت کرد و صرفا به نظارهگری بسنده نمود و چیزی نگفت.
هر پژوهشگر آزاداندیش با درک درست از جایگاه والای کسی که بهمعنای واقعی اهل فضیلت است و کارها و اعمال را ارزیابی کرده و جامعه را به سوی سعادت حقیقی راهنمایی میکند و خَلَفِ صالح او به احترام میایستد و سر تعظیم فرود میآورد؛ و تأثیر دیجیتالیسم بر عقربهی افکار عمومی هنگام مشاهده بعضی مسائل، از جمله برخی افراد موسوم به «آقازاده [جنتلمن] که هرگز نباید به هیچ پیشه یا علمی توجه کنند و ترجیح میدهند مُتِفَنِن و مرد دنیا باشند»(۵) را از صلاحیتهای حکمرانی دینی تفکیک میکند.
هدف از این اشاره بههیچروی پرداختن به چرایی و چگونگی آن تفنن و مرد دنیا بودن نیست، و ضمن پرهیز از هرگونه قضاوت، باید گفت: یکچنین زیستِ سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی، بویژه در دورهی پساجنگ تحمیلی رژیم کودککش علیه ایران همواره سربلند، نقل مجالس شده و بهناحق نشانهی اغماض جانبدارانهی یکی از قوای سه گانه نسبت به "گناه کسانی که تخلفی علیه مال دیگران کرده اند" القاء میشود؛ علیالخصوص در محافلی بهطنز یا بهجد مطرح میشود که در سنتی چنین، اقبالِ کلاهبرداری که ثروت زیادی به چنگ میآورد، بهتر از آفتابهدزدی است که از مجازات سخت قانونی فرار کرده است.
کسی که مالی را غارت کرده، با آداب شایسته، کسب اعتبار هم میکند و تحت تأثیر پابند آداب دانی! رسوایی اخلاقی کاهش خواهد یافت."(۶)
سرنخ:
1. سید من؛ کشاکش آراء در جامعه شناسی
2. فوکو؛ ایرانیها چه رویایی در سر دارند
3. طباطبایی؛ زوال اندیشهی سیاسی در ایران، گفتار در مبانی نظری انحطاط ایران
4. اسلوین؛ اینترنت و جامعه
5. پوپر؛ جامعه ی باز و دشمنان آن
6. وبلن؛ نظریه ی طبقهی تنآسا
|| دکتر سیدمهدی حسینی