
فاش نیوز - جمهوری اسلامی ایران «حرم» است؛ ترجمهٔ تحلیل حماسی و بسیار زیبا و دقیقِ متن عربی ابومصطفی الاعرجی، از حشدالشعبی عراق...

چهکسی انبارهای تسلیحات را پر خواهد کرد وقتیکه انبارهای ایران بسته شوند؟ چهکسی شیعیان عراق و گروههای مقاومتشان را تجهیز خواهد کرد وقتی رودخانههای پشتیبانی خشک شوند و شریانهای تأمین قطع شوند؟ چهکسی از این گروهها محافظت خواهد کرد زمانیکه تفنگها به تودهای زنگزده تبدیل شوند و گلولهها به خاطرهای دور بدل شوند؟ سقوط ایران، پایان یک نظام نیست، بلکه آغاز نسلکشی شیعیان است. آنچه در خفا برای آن تدارک دیده میشود، صرفاً سرنگونی یک نظام سیاسی در اینجا یا آنجا نیست... بلکه آخرین میخ تابوت تشیّع بهعنوان یک موجودیت، هویت و عقیده در این خاورمیانهٔ زخمی است.
احتمال سقوط جمهوری اسلامی ایران، بهمعنای پایان یک کشور نیست، بلکه آغاز پایان تمامِ منظومهٔ تشیّع در عراق، سوریه، لبنان، خلیج فارس… و شاید در کلّ جهان اسلام باشد. بله، بدون پردهپوشی... سقوط شیعیان ایران = سقوط شیعیان عراق، خلیج فارس و شام. و هرکس این معادله را درک نمیکند، یا سادهلوح است یا همدست.
ایران فقط یک متحد سیاسی نبود، بلکه دیوارِ محافظتی بود که شیعیان عراق در زمان توطئهٔ جهانی علیهشان به آن پناه بردند. در دوران داعش، پایتختهای سنینشین فقط تماشا میکردند و کف میزدند، در حالیکه ایران بهتنهایی انبارهای تسلیحات خود را گشود، مردانش را فرستاد و خون خود را داد تا بغداد و جنوبِ شیعی را از سقوط و نسلکشی ریشهای نجات دهد.
بعد از سقوط این دیوار چه خواهد شد؟ همه بدون سلاح در برابر گیوتین تاریخ خواهند ایستاد، و ذبح از آخرین گلولهٔ شلیکنشده آغاز میشود... از آخرین فریادِ نشنیدهشده. بله، چتر بازدارندگی فرو خواهد ریخت و آسمان برای فاجعهبارترین طوفان طایفهای این عصر گشوده خواهد شد.
سلولهای بنیامیه از خواب برمیخیزند و با فرمانهایی خاموش از قدرتهای جهانی، مأموریت تاریخی خود را آغاز میکنند: ریشهکنکردنِ تشیّع. مناطق شیعهنشین از مدائن و الطارمیه تا فلوجه، از دیالی تا کمربند بغداد، در موصل و تکریت و ... به محلهای سلاخیِ خاموش تبدیل خواهند شد... بدون دوربین... بدون شاهد.
حسینیهها به آتش کشیده میشوند، عمامهها تعقیب میشوند، و منارهها فرمان خواهند داد که «تکبیر بگویید بر اجسادشان». کل جنوب، در سکوت، سلاخی خواهد شد… سکوتِ جهان، سکوتِ داخل، و سکوتِ شما.
پرچمهای سیاه در راهاند...
اما اینبار از خراسان نمیآیند، بلکه از صحرای غربی، از بقایای تکفیریها، از مرزهای سایکس پیکو...
و اعلام خواهد شد که «شیعیان باید نابود شوند و جنوب باید آزاد شود»، گویی شیعیان عراق مهاجماند!
نگو که این حرفها اغراق است… بلکه بگو: این یک پیشبینیِ واقعگرایانه است.
کسیکه با شمشیر کشته نشود، با تشنگی میمیرد، با گرسنگی، برق از او قطع میشود، سفر ممنوع میگردد، از کار اخراج میشود...
و کسیکه شهرش ویران نشود، تاریخش ویران خواهد شد، میراثش نابود میشود، مذهبش تحریف میشود، و کودکانش در مدارسی تربیت میشوند که به آنها میآموزند شیعهها کافر و نجساند و حق با بنیامیه و یزید بود که حسین را که بر امام زمانش خروج کرده بود، کشتند، و علی(ع) را باغی و سببِ تفرقهٔ امت معرفی میکنند...
هویتها پاک خواهد شد با پاککنِ خلیجی، منطقهای و بینالمللی… و عقاید با شمشیرِ حاکمیت طایفهای نوشته خواهد شد.
شما تنها دو راه بیشتر ندارید: یا اکنون آتش را خاموش کنید… یا فردا همگی در آتش بسوزید.
ما اکنون در لحظهٔ مذاکره نیستیم، نه در لحظهٔ بازنگری… بلکه در لحظهٔ مواجههٔ وجودی هستیم؛
یا عزّت و هویت و وفاداری پیروز خواهد شد، یا زیر بارِ خیانت، خذلان و تسلیم فرو خواهد ریخت.
از مرجعیت نجف اشرف میخواهیم که صدای خود را اکنون بلند کند… نه فردا. صدایی که دیروز فتنه را خاموش کرد، امروز نیز قادر است طوفان را متوقف سازد.
از سید مقتدی صدر میخواهیم که موضعی روشن اعلام کند که قابل تفسیر نباشد. چراکه از امروز به بعد، سکوت بخشیده نخواهد شد...
این زمان، زمانِ یاریِ دین است نه تماشای مرگِ آن.
از حشدالشعبی با همهٔ شاخههایش میخواهیم درک کند که سلاحش فقط برای دفاع از مرزها نیست، بلکه برای دفاع از عقیده، مذهب، و مستضعفانی است که چشمبهراهِ محافظ خود هستند، پیش از آنکه نابود شوند.
هوشیار باشید؛
سکوت، بیطرفی نیست بلکه خیانت است.
صبر، حکمت نیست بلکه خذلان است.
تأخیر، احتیاط نیست بلکه همدستی در قتلعام آینده است.
|| ابومصطفی الاعرجی