
فاش نیوز - در روزگاری که ایران زیر ذرهبین دشمنان منطقهای و جهانی قرار دارد، هر جملهی رئیسجمهور میتواند یا دیواری دفاعی بسازد یا دروازهای برای نفوذ باز کند. متأسفانه، سخنان اخیر دکتر پزشکیان نهتنها فاقد صلابت راهبردی بود، بلکه بوی عقبنشینی و بیتفاوتی نسبت به تهدیدات را به همراه داشت.
پزشکیان پیشتر در واکنش به تهدیدات آمریکا مبنی بر حمله به مراکز هستهای ایران گفته بود: «اگر صد تا را بزنید، فرزندان ما هزار تا خواهند ساخت.»
این جمله، هرچند با نیت نمایش ایستادگی بیان شد، اما در فضای بینالمللی بهعنوان نوعی بیتفاوتی نسبت به تهدیدات نظامی تلقی میشود. چنین موضعگیریهایی، بهجای تقویت بازدارندگی، ممکن است موجب سوءبرداشت و افزایش فشارهای دیپلماتیک شود.
اکنون، پس از جنگ قفقاز و تنشهای منطقهای، رئیسجمهور در سخنرانی اخیر خود با لحنی مشابه اظهار داشت: «نیازی نیست نگران برخی مسائل جزئیتر از جمله گذرگاههای مرزی شمال غرب کشور باشیم.»
این سخن در شرایطی بیان شد که حساسیتهای امنیتی پیرامون کریدور زنگزور به اوج رسیده و بسیاری از کارشناسان آن را تهدیدی برای تمامیت ارضی ایران میدانند. تکرار الگوی گفتار نسنجیده، آنهم در جایگاه ریاستجمهوری، میتواند بهعنوان پالس ضعف تعبیر شود.
تبعات این نوع گفتار چیست؟
- ارسال پیام عقبنشینی به دشمنان منطقهای
- تضعیف انسجام داخلی و ایجاد چندصدایی در سیاست خارجی
- افزایش فشارهای دیپلماتیک و رسانهای علیه ایران
- حذف تدریجی ایران از معادلات ژئوپلیتیکی و ترانزیتی منطقه
در چنین شرایطی، رئیسجمهور باید با کلماتش دیوار بسازد، نه در. باید با مواضعش بازدارندگی ایجاد کند، نه فرصت برای فشار بیشتر. سکوت سنجیده، گاه مؤثرتر از سخنگویی شتابزده است.
آقای پزشکیان، این کشور جای آزمون و خطای گفتاری نیست. هر واژهتان یا حافظ امنیت ملی است یا تهدیدی برای آن. لطفاً با دقت، با مشورت، و با درک حساسیتها سخن بگویید.
غفلت امروز، شرمندگی فردا
در روزگاری که نقشههای ژئوپولتیکی منطقهٔ قفقاز با سرعتی بیسابقه در حال بازتعریفاند، ایران در آستانهٔ از دست دادن یکی از مهمترین فرصتهای راهبردی خود قرار گرفته: کریدور زنگزور. این مسیر که قرار است آذربایجان را از طریق خاک ارمنستان به نخجوان متصل کند، بدون عبور از ایران، در عمل به معنای حذف ایران از معادلات ترانزیتی و امنیتی منطقه است.
در حالی که ترکیه، آذربایجان و حتی رژیم صهیونیستی در حال تثبیت جایگاه خود در قفقاز هستند، ایران با سکوتی سنگین و انفعالی نگرانکننده، در حال عقبنشینی از صحنهای است که روزی در آن نقشآفرین اصلی بود.
تبعات خاموش اما عمیق
غفلت از تحولات پیرامون کریدور زنگزور، پیامدهایی دارد که شاید امروز ملموس نباشد، اما در آیندهای نهچندان دور، آثار آن بر منافع ملی ایران سنگین خواهد بود:
- حذف ایران از مسیرهای ترانزیتی بینالمللی
- کاهش نفوذ سیاسی و امنیتی در قفقاز جنوبی
- تهدید اتصال زمینی به اروپا و روسیه
- افزایش وابستگی به مسیرهای جایگزین تحت کنترل دیگران
- تضعیف جایگاه ایران در معادلات منطقهای و جهانی
اینها فقط پیامدهای کوتاهمدت نیستند؛ بلکه زخمهایی هستند که در بلندمدت، بر پیکرهٔ استقلال و اقتدار ملی ایران باقی خواهند ماند.
هشدار به نسل آینده
فرزندان ما روزی خواهند پرسید:
چرا در لحظهای که باید ایستادگی میکردید، سکوت کردید؟
چرا در برابر تغییرات ژئوپُلتیک منطقه، واکنش مؤثر نشان ندادید؟
چرا اجازه دادید ایران از مسیرهای حیاتی کنار گذاشته شود؟
و آن روز، پاسخ مدیران امروز چیزی جز شرمندگی نخواهد بود.
مسئولیت تاریخی
این مقاله نه برای ملامت، بلکه برای بیداریست. هنوز فرصت هست تا با دیپلماسی فعال، اتحاد منطقهای و بازتعریف نقش ایران در قفقاز، از این مسیر انحرافی جلوگیری شود. اما این فرصت، محدود و رو به پایان است.
اگر امروز نجنبیم، فردا دیگر نه صدایی شنیده خواهد شد، نه راهی باقی خواهد ماند.
|| فاضل