
فاش نیوز - افول حکومت ناروای طاغوت و باز نویسی تاریخ سیاسی و اجتماعی، نوید بخش طلوع اندیشهای نو و گفتمانی جدید دربارهی "موضوع و موضِعِ دولتِ دینی" شد.
چه منطق درونی این مسئله درک شود یا نه، ایمان مذهبی امیدآفرین است و «امکانِ رشد، بهبودی و رستگاری در آینده وجود دارد.(۱)»
اساسا دولت دینمحور به لحاظ ماهیت، دارای ویژگیهایی قیاسناپذیر در شیوهی نگرش به سیاست و اقتصاد و اجتماع و فرهنگ است.
به این جنبه از ساختار قدرت سیاسی، بهدلایلی کمتر توجه شده است....
دولت مدرن، در ادبیات سیاسی برآمده از اندیشهی اروپایی و فراوردهی تفکر "اقتصادی-سیاسی" مختص آن جوامع است. از یک منظر «تطبیق مفهوم دولت مدرن بر ساخت قدرت در ایران، به لحاظ اعتبار تاریخی و تئوریک، مخدوش و قابل مناقشه است.(۲)» در این مناقشهی سِرشتی، «الهیات راهی برای سیاسی کردن جامعه تدارک دیده است.(۳)»
بنابراین، گفتمان اسلام سیاسی فقاهتی، با هدف بازسازی جامعه بر اساس احکام فقهی، تقلید از غرب را نکوهش میکند....
بعضی از صاحبنظران غربی با تکیه بر تحلیلی موسوم به «لاقیاسیت incommensurability/ توصیف جهان مشاهدهپذیر و مشاهده ناپذیر به آنگونه که واقعا هست(۴)» اعلام نمودند.
قدرتنمایی فرهنگ اسلامی که امروز بهعیان دیده میشود، بهروشنیِ کامل با درجات مختلفی از تنش - با ارزشهایِ مدرنِ اروپا، در همزیستی بهسر میبرد.
قانون اساسی حاکمیت ملی را به رسمیت میشناسد، اما آن را از آنِ الله و نه دولت یا مردم میداند و به حقوق دموکراتیک احترام میگذارد، اما در عین حال آنها را تابع اشاعه فرهنگ اسلامی میکند.(۵)» ...
***
مفهوم افول طاغوت، درواقع بهمعنای باز آفرینی "قدرتِ فراپارادیمِ قیاسناپدیر" نیز میباشد که به اعتبارِ "حیثیتِ اندیشه و جاذبهی هالهی قدسی و احترامانگیز، دولت دینی را بر فراز مفهوم دولت غربی قرار میدهد. به همین دلیل، «درک آمیزهی پیچیده از آرمانگرایی تا واقعگرایی برای غربیان، دشوار است.(۶)» چنین شأن و شرفی موجب حیرت آنها میشود، یعنی «بالاترین مرجع توجیه تمام صور حاکمیتی [که] میتواند از افراد بخواهد خود را فدای میهن کنند(۷)» و بنا بر الهیات سیاسی، «تنها موجودیتی است که قادر به تشخصیص دوست از دشمن است»
این قدرت والا هنگامی بر شگفتی اندیشهگران غربی بیش از پیش میافزاید که پلیدی رفتار و زندگی سیاسیون خود را نظاره میکنند....
البته ناگفته نماند که انقلاب پرشکوه ایران اسلامی نیز از گزندِ تفکراتی چون ژن برتری و آقازادگی و روابط سمّی میان خود شیفته های خود خواه، یا چنان که "پوپر" نگاشته، «افرادی از اعیان یا طبقات فارغالبال و آسوده که ترجیح میدهند مُتِفَنن و مرد دنیا باشند.... (۸)» در امان نمانده است.
درهمین زمینه نکته ای جانکاهنده و روحآزار وجود دارد و آن این که هرگاه "تغاری بشکند ماستی بریزد/ جهان گردد به کام کاسه لیسان".
اما نزد وجدانهای بیدار، آفت تفکر ژن برتری و آقازادگی هیچ سنخیتی با موضوع دولت دینی و موضعگیری نسبت به شاکلهی رفتاری آن افراد ندارد.
افرادی که با خوانش ارسطوی جانورشناس، رفتارشان باید با مثال «یورتمهی اسبان بیقرار برای بازگشت به اصطبل تبیین شود.» ...
برخی از نتایج تبیین علمیِ پارادایم قیاس ناپذیر عبارتند از:
1. توجه به تفاوتهای ساختاری و تاریخی منحصربهفرد
2. دعوت به تأمل در فرایند استقرار پارادایم قدرت جمهوری اسلامی
3. جستجوی چگونگی افزایش نیروی اقتصادی - سیاسی
این دستاوردها صرفا از رهگذر سنتهای پژوهشی گسترده حاصل میشوند و قادرند مناسبترین شیوههای کاربردی برای "تداوم یا تغییر" و "اصلاح یا پایین آمدن از نردبان سیاست"را نشان دهند.
|| سیدمهدی حسینی
سرنخ:
۱. منسن، اوضاع خیلی خراب است!
"کتابی در بارهی امید"
۲. ستاری؛ گفتارهای نو در جامعهشناسی سیاسی
۳. اشمیت؛ الهیاتِ سیاسی
"چهار فصل درباب حاکمیت"
۴. چالمرز؛ چیستی علم "درآمدی بر مکاتب علمشناسی فلسفی"
۵. تاملینسون؛ جهانی شدن و فرهنگ
۶.رمضا نی؛ چارچوب تحلیلی برای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
۷.اسپکتور؛ قدرت و حاکمیت در تاریخ اندیشه ی غرب
۸.پوپر؛ جامعهی باز و دشمنان آن