تاریخ : 1404,پنجشنبه 13 شهريور18:30
کد خبر : 120938 - سرویس خبری : مسائل و مشکلات ایثارگران

همسر یک ایثارگر: از لحاظ حقوق انسانی من را کشتند!



فاش نیوز - باسلام و عرض احترام  من به عنوان همسر یک ایثارگر(علی اکبر ملک اعلایی ) یک سوال دارم از رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران. همسر من 60سال سن او می‌باشد. دو سال در کردستان خدمت کرده ولی برایش 10ماه زدند. 10سال سابقه کار در شهرداری منطقه 15دارد. 15 سال برای پیمانکاران کارکرده. راننده ماشین شهرداری بوده. سرپرست شیفت شب بوده که اگر بیمه‌اش را رد می‌کردند، الان باز نشسته شده بود. تنها مدرکی که در دست دارد حقوق های واریزی به حساب او می‌باشد. بنیاد جانبازان می‌گوید حتما باید 6ماه بیمه رد شده باشد که استخدام کنیم خوب رد نکردن.

با وجود دو فرزند 19ساله و 24ساله، در منزل مادرم در یک زیرزمین زندگی می‌کنیم که همه‌اش اثاث من تا سقف چیده شده و فقط 8متر جای خالی دارد. کمک معیشتی و این خدمات‌رسانی که هیچی. آیا واقعا این زندگی حق یک ایثارگراست؟ دخترم فوق دیپلم کامپیوتر دارد. بیکار است. فقط حدود 40میلیون به دو سوپری محل بدهکاریم. خودم در شورای حل اختلاف کار می‌کردم؛ بعد از 6سال سابقه، به‌خاطر فامیل‌بازی یک تب من را بهانه کردند گفتند مشکوک به کرونایی؛ من را فرستادند پزشک قانونی و چکاب. خودشان هم غیبت غیرموجه رد کردند. من تبرئه شدم. شوهرم کرونا گرفت؛ گفتند تو ناقلی من را فرستادند منزل دوباره غیبت رد کردند و من را بیکار کردند. از لحاظ حقوق انسانی من را کشتند و نابود کردند. میگن کمک معیشتی؛ کو؟ ما چیزی ندیدیم. همسر من در گونه سمت چپ صورتش جای ترکش و فرورفتگی کاملا مشخصه ولی هیچ وقت دنبال استفاده کردن از کاری که خودش با رضایت برای کشورش کرده نبود. حتی علت سردردهایش را به هیچ پزشکی نگفت.

همسر من به‌علت مشکل کبدی، تمام دندان‌هایش خراب شد؛ طوری که اولا ۳ساله خواستگار دخترم می‌خواد بیاد، خونه نداریم. بعدش دخترم می‌گوید تا بابا دندان‌هایش را درست نکند نمی‌گذارم کسی به خواستگاری بیاد. من به عنوان یک زن، زنی که خودم نارسایی قلبی دارم، چقدر می‌توانم تحمل کنم؟ اصلا ایثارگری کنار، به‌عنوان یک انسان آیا با مدارک و برگه‌های واریزی بانک، حتی شاهد به وزارت کار برود و اثبات شود که ۶ماه یا بیشتر  در آن ناحیه مشغول به کار بوده  را به وزارت کار ببرد و اثبات شود که  مشغول به‌کار بوده.

آیا بنیاد شهید آقدام به استخدام همسرم می‌کند؟ اگر محبت کنید منت بگذارید سر من به عنوان یک مادر، یک همسر که تمام دردها به دوش من است، وقتی غصه خوردن و ناراحتی بچه‌هامو می‌بینم، وقتی سربار مادرم شدن را می‌بینم، فقط اینقدر میریزم تو خودم که یهو خون‌دماغ می‌شوم.

پسرم از بچگی وسواس داشت همراه با ترس؛ یعنی باید تا جلوی در با او میرفتم تا بره مدرسه اگر کسی سر سفره یه بادگلو کنه دیگه غذا نمی‌خوره چشماش خیلی ضعیفه. روی دو پا نمی‌تواند بنشیند. حتی چند سال پیش او را پیش دکتر مجد بردم. کلی داروهای اعصاب داد. من به او ندادم. نزدیک تولد حضرت ابوالفضل بود رفتم حسینه شفای بچمو خواستم. ترسش بی‌قراریش کمی بهتره حالا. ولی وسواس هنؤز هست.

یکی بگه من چجوری این بچه را بفرستم سربازی. پدرش به علت ناسازگاری با مادرم بیشتر به منزل خواهرش می‌رود. این بچه همه کارهای من را می‌کند. گاهی به باغ گل. برای کار می‌رود. الان در اصل مشکل من جدایی خودم و همسرم است به علت نداشتن مسکن. مشکل پسرم بدهی‌های سوپری بیکاری همسرم نداشتن درآمد، نداشتن بیمه که تمام این مشکلات به دست ریاست محترم بنیاد شهید و ایثارگران حل می‌شود.

با توجه به مستندات و شاهدان و تاییدیه وزارت کار، همسرم را استخدام کند، یک راهی پیش پای ما بگذارد برای مشکل مسکن. یک وام به ما بدهد که جلوی کاسب محل سرمان پایین نباشد و هی پیغام نفرستد. پسرم هم تافته جدا بافته نیست ولی به‌قرآن که با ارزش‌تر از آن  نیست. بچه من برود سربازی، نمی‌دانم چی می‌شود. فقط می‌دانم لب به غذا نمیزند. تشخیص دکتر، افسردگی بود ولی من هرگز نگذاشتم این را خودش یا کسی بفهمد. حتی الان هم که می‌گویم، انکار می‌کند و می‌گوید چرا عیب می‌گزاری روی من. وقتی دکتر بردمش کلاس چهارم دبستان بود. من همه چیز را به خودتان می‌سپارم. ضمنا دیپلم برق ساختمان است.

|| طاهره سلطانیان شهربابکی