
فاش نیوز - بسماللهالرحمنالرحیم؛ آنچه در موفقیت هر نهاد و سازمانی نقش اساسی دارد، صلاحیت، شایستگی و جامعالشرایط بودن مسئولان آن مجموعه است. به این معنی که کارگزاران و مدیرانکاردان و لایق برای دستیابی آن نهاد به اهداف و چشماندازهای خود، نقشی محوری ایفا میکنند.
بنابراین مدیران آن باید از میان شایستهترینها که بهفضایل حسنۀاخلاقی و علمی آراستهاند انتخاب شوند تا بتوانند رسالت خدمتگذاری و وظیفۀ به کمال رساندن آن نهاد و سازمان را به نحو احسن به انجام رسانند.
بهعبارتی دیگر توفیق کارگزاری و پذیرش مسئولیت در هر نهاد و سازمانی باید بر اساس ارزشها، اصول متعالی و با تکیه بر علم و دانش و شایستگی و رعایت امانتداری در عرصه مربوطه باشد: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ»؛ (نساء/58)؛ «خداوند به شما فرمان میدهد امانتها را به صاحبانش برگردانید و به در بین مردم بهعدالت حکم کنید.».
در این راستا، این نوشتار به بیان برخی از شاخصههای اخلاقی و صلاحیتهای علمی لازم برای مدیران نهادها و سازمانها، با تأسی بهکلام مولیمتقیان امامحضرتعلی(علیهالسلام) میپردازد، برخی از این ویژگیهای مکتبی، ارزشی و تخصصی عبارتند از:
1- ایمان حضرتعلی(حضرتعلیهالسلام) در این زمینه میفرماید: «الإیمانُ لَهُ أرکانٌ أربعَةٌ: التَّوکُّلُ علَىاللّه و تَفویضُ الأمرِ إلَىاللّه، و الرِّضا بِقَضاءاللّه و التِّسلیمُ لأمرِاللّه عَزَّوجلَّ.»؛ (میزانالحکمه،ج 13) «ایمان چهار رکن دارد: توکّل برخدا، واگذارى کاربه خدا، راضى بودن بهقضاى خدا و تسلیم فرمان خداوند عزّوجلّ بودن.»
مهمترین فضیلت اخلاقی مدیران لایق و شایسته، ایمان است و همه اعمال نیکو از ایمان کامل ناشی میشود، هرقدر ایمان و اعتقاد انسانقوی میشود اعمال نیک او نیز زیادتر میشود. تضمین موفّقیّت مدیران نیز، ایمان آنهاست که بهعنوان اوّلین رکن پایداری شخصیّتیشان قلمداد میشود.
هرگاه این پایه متزلزل باشد، دیگر شاخصهها را نیز تحت تأثیر خود قرار میدهد و از کارآیی و بهرهبرداری آنها میکاهد. ایمان هم به زبان است، هم بهعمل و هم بهاعضاء و جوارح، یعنی همه ارکان بدن بدان عمل نمایند و گواهی دهند.
مدیران نهادها باید توجه داشته باشند که خداوند بر همۀ اعمال، رفتار و افکار و نیات آنها آگاه است. «اِنَّ اللهَ خَبیرٌ بِماتَعمَلونَ»؛ (سورۀ حشر، آیه 18) «بهدرستی که خداوند به آنچه میکنید آگاه است.»
مدیران باید در مقابل خدا و حق تسلیم باشند و در برابر حق و عدالت انصاف داشته باشند، اینها ناشی از ایمان است. ایمانقوی اساس همه ویژگیهای محاسن اخلاقی و درونی انسان است و باید برای تقویت آن تلاش کرد.
2- علم و دانش حضرتعلی(علیهالسلام) در این باره میفرمایند: «مَن أحسَنَ الکِفایَةَ استَحَقَّ الوِلایَةَ»؛ (غررالحکم، 8692)؛ «آن کس که از عهده امور بدرستی برآید، شایستگی ولایت و رهبری(عهدهداری اموراجتماعی) را دارد.»
داشتن علم و دانش حقوقی بهروز و وسیع و همچنین آشنایی با علوم مدیریتی برای مدیران امری ضروری است، زیرا این معلومات، آنها را قادر میسازد تا با قوانین در حال تغییر و پیچیدگیهای حرفهای مواجه شده، تصمیمگیریهای صحیح اتخاذ کنند و در نهایت، اعتبار و کارآمدی نهاد و سازمان مربوطه را ارتقاء دهند و به نحو مؤثرتری از حقوق نهاد و اعضای خود دفاع کرده و به وظایف اداری و نظارتی خود بهدرستی عمل نمایند. بدیهی است مدیران نهادها و سازمانها بدون داشتن علم و دانش تخصصی و همچنین بدون تجهیز خود بهعلوممدیریتی قادر نخواهند بود کارنامه موفقیتآمیزی از خود به جا گذارند.
3- حسنتدبیر حضرتعلی(علیهالسلام) در این زمینه میفرمایند: «سُوءُ التَّدبیرِ سَبَبُ التَّدمیرِ»؛ (غررالحکم، 5571) «سوء تدبیر، موجب ویرانى و نابودى است.» داشتن حسنتدبیر یکی دیگر از ویژگیهای لازم برای مدیران هر نهاد و سازمانی است. حسنتدبیر به معنای داشتن درایت و کیاست در اداره امور صنف و تصمیمگیریهای مهم است. این ویژگی برای مدیران از ضروریات محسوب میشود، زیرا بیتدبیری میتواند منجر به اتلاف منابع، از دست رفتن فرصتها و در نهایت تضعیف جایگاه نهاد مربوطه شود.
افرادی که از حسنتدبیر برخوردار نیستند نمیتوانند کارنامه موفقیتآمیزی از خود به جا گذارند. داشتن حسنتدبیر به مدیران کمک میکند تا با درک عمیق از شرایط و موقعیتها، بهترین تصمیمات را اتخاذ کنند، این ویژگی باعث میشود که مدیران بتوانند از منابع خود به بهترین شکل استفاده کنند و در برابر مشکلات و چالشها به طور مؤثر عمل کرده و با استفاده از دانش و تجربه خود، مجموعه را به سوی اهداف عالیه خود پیش ببرند.
4- سعهصدرحضرتعلی(تعلیهالسلام) در این خصوص میفرمایند: «آلَةُ الرِّیَاسَةِ سَعَةُ الصَّدْرِ»(نهج البلاغه، حکمت 176) «وسیلۀ ریاست، سعه صدر(و تحمل بسیار) است.» ویژگی بعدی برای افراد شایسته مدیریت در هر نهاد و مجموعهای داشتن سعهصدر است.
سعهصدر به معنای داشتن ظرفیت، تحمل و حوصله زیاد است که به مدیر کمک میکند تا با دوراندیشی و واقعنگری، مشکلات را از سر راه بردارد و با گشادهرویی و همدلی، رهبری مؤثرتری داشته باشد. سعهصدر از بزرگیروح، همتبلند و اندیشهوالای انسان سرچشمه میگیرد و نشاندهنده روحیهای گسترده و افکاربزرگ او در امرمدیریت امور میباشد. سعهصدر بهعنوان ابزاری قدرتمند در دست مدیران بوده که با بهرهگیری از آن میتوانند هم نهاد تحت مدیریت خود را به سمت موفقیت رهنمون سازند و هم به رشد و تعالی همکاران خود کمک کنند.
5- شایستگی و کفایت حضرتعلی(علیهالسلام) در این زمینه میفرمایند: «یا مالک لا تستعملنّ أحداً فی أعمالالمسلمین منعمال و کارگزارهم إلّا من یبلغ عنکالکفایة، و یؤمنک حضرتعلیهم منالعنایة»؛(ای مالک در به کارگیری کارمندان و کارگزارانی که باید زیر نظر تو کار کنند هیچگونه واسطه و شفاعتی را نپذیر مگر شفاعت «کفایت» و امانت را.)؛ (نهج البلاغه، نامه 53)
مدیران و کارگزاران برای موفقیت در نقش خود و هدایت مجموعه بهسوی اهداف عالیه، نیازمند شایستگی و کفایت هستند. این شایستگیها(دانش، مهارتها و رفتارها) و کفایتها(توانایی انجام مؤثر وظایف) بهمدیران کمک میکند وظایف خود را به نحو احسن انجام دهند و تیم خود را به طور مؤثر رهبری کرده و مجموعه را به سمت پیشرفت سوق دهند.
مدیران شایسته و با کفایت، باید از دانش و مهارتهای تخصصی مرتبط با حوزه تخصصی و مدیریت برخوردار باشند، توانایی برقراری ارتباط مؤثر با دیگران، کار تیمی و حل اختلافات را داشته، از قدرت درک و تحلیل مسائل پیچیده و تصمیمگیری به موقع برخوردار باشند، استعداد ایجادانگیزه در همکاران، هدایت و نظارت بر عملکرد آنها را داشته باشند، معتقد به تفویض اختیار و واگذاری مسئولیتها به دیگران و ایجاد اعتماد به نفس افراد زیر مجموعه خود باشند، توانایی برقراری ارتباط مؤثر با افراد مختلف در درون نهاد و خارج از آن را داشته باشند و از توانایی انعطافپذیری و سازگاری با تغییرات و شرایط جدید برخوردار باشند.
6- نظم و انضباط حضرتعلی(علیهالسلام) در این باره میفرمایند: «وَأَمْضِ لِکُلِّ یَوْمٍ عَمَلَهُ، فَإِنَّ لِکُلِّ یَوْمٍ مَا فِیهِ»(نهج البلاغه، نامه 53) «کار هر روز را همان روز انجام بده، زیرا هر روز کاری مخصوص به خود دارد. » یکی دیگر از ویژگی های لازم برای مدیران نهادها و سازمانها داشتن نظم و انضباط است.
نظم، برنامهریزی و زمانبندی برای موفقیت مدیران لازم و ضروری است، زیرا مدیران با وظایف و کارهای متعدد روبرو است و معمولاً وقت محدودی دارند. مدیریت زمان به آنها کمک میکند تا با اولویتبندی وظایف، بهرهوری را افزایش دهند، برعملکرد همکاران و افراد زیرمجموعه نظارت کنند، اضطراب را کاهش دهند و با انعطافپذیری با موقعیتهای غیرقابل پیشبینی مواجه شوند. این مهارتها به ایجاد نظم در کل مجموعه کمک کرده و مدیران را قابل اعتمادتر و کاردرستتر نشان میدهند.
7- توانایی اندیشیدن و قدرتتجزیه و تحلیل حضرتعلی(علیهالسلام) در این رابطه میفرمایند: مَن أکثَرَالفِکرَ فیما تَعَلَّمَ أتقَنَ عِلمَهُ، و فَهِمَ ما للم یَکُن یَفهَمُ.»(غررالحکم، 8917) «هرکس درآنچه آموخته بسیار اندیشه کند، دانش خود را استوار گرداند و هرآنچه که نفهمیده است، بفهمد.» توانایی اندیشیدن و قدرتتجزیه و تحلیل یکی دیگر از مهارتهای لازم برای مدیران نهادها است. این توانایی به آنها کمک میکند تا مشکلات را به درستی شناسایی کرده، عللریشهای آنها را درک کنند و سپس راه حلهای مؤثر و کارآمدی ارائه دهند.
مدیران با داشتن قدرت تشخیص و تجزیه و تحلیل میتوانند اطلاعات را به درستی ارزیابی کرده و بر اساس آنها تصمیمات بهتری بگیرند. با اندیشیدن و تجزیه و تحلیل دقیق مسایل، مدیران میتوانند روندهای آینده را پیشبینی کرده و از بروز مشکلات احتمالی جلوگیری کنند.
8- آیندهنگری حضرتعلی(علیهالسلام) در این باره میفرمایند: «وَنَاظِرُ قَلْبِاللَّبِیبِ، بِهِ یُبْصِرُ أَمَدَهُ وَ یَعْرِفُ غَوْرَهُ وَ نَجْدَهُ»؛(چشم دلِ عاقل، با همین چشم است که به پایان راهش مینگرد و اعماق و فراز و نشیبهای آن را میشناسد.» مدیران نهادها باید آیندهنگری داشته باشند زیرا آیندهنگری به آنها کمک میکند تا برای چالشها و فرصتهای آینده مجموعه خود آماده شوند.)؛ نهج البلاغه، خطبه154
استراتژیهای مناسبی برای توسعه و موفقیت آن تدوین کنند. بهعبارتی دیگر میتوان گفت آیندهنگری یعنی اینکه مدیران بتوانند فراتر از زمان حال را ببینند تا بحرانها و چالشهای احتمالی را پیشبینی و برای آنها برنامهریزی کنند.
این آمادگی باعث میشود مجموعهها در مواجهه با مشکلات انعطافپذیرتر عمل کند. داشتن یک چشمانداز روشن از آینده، به مدیران کمک میکند تا اهداف کوتاهمدت و بلندمدت را تعیین کنند و همکاران را برای رسیدن به این اهداف بسیج کرده و به دنبال راهحلهای نوآورانه برای حل مشکلات و بهبود عملکرد نهادها باشند.
9- شجاعت همراه با تدبیرحضرتعلی(علیهالسلام) در این زمینه میفرمایند: «آفَهُ الشَّجاعَهِ إضاعَهُ الحَزمِ»(غرر الحکم، ۳۹۳۸) «آفت شجاعت، فروگذاشتن دوراندیشی و احتیاط است.» شجاعت همراه با تدبیر یکی دیگر از شاخصههای لازم برای مدیران هر نهاد و سازمانی است. یک مدیر خوب هم باید در دفاع از جایگاه مجموعه تحت مدیریت خود، جسارت و قاطعیت داشته باشد و هم در اتخاذ تصمیمات و برنامهریزی برای حفظ و حراست از جایگاه و ارتقایشأن اعضاء و همکاران آن نهاد از تدبیر و دوراندیشیهای لازم بهره بگیرد. ترکیب دو شاخصه شجاعت و تدبیر ابزاری کلیدی برای مدیران لایق است تا بتوانند در مواجهه با چالشها، بهترین تصمیمات را گرفته و نتایج مطلوب را برای نهاد مربوطه و اعضای آن رقم بزنند. شجاعت به مدیر کمک میکند تا با جسارت و قاطعیت با مسائل روبرو شود و در برابر تهدیدات، فشارها و موانع احتمالی ایستادگی کند، در حالی که تدبیر او را به سمت برنامهریزی دقیق، ارزیابی عواقب و انتخاب هوشمندانهترین راهکارها سوق میدهد.
10- مشورت کردن حضرتعلی(علیهالسلام) در این باره میفرمایند: «مَنِ استبدَّ بِرَأْیِهِ هَلَکَ، وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَکَهَا فِی عُقُولِهَا»(نهج البلاغه، خطبه 152) «کسی که به رأی و نظر خود اکتفا کند و خودرأی باشد، هلاک میشود و کسی که با مردان(خردمندان) مشورت کند، در خرد و اندیشه آنها شریک میشود.» مشورتکردن یکی دیگر از شاخصههای مدیران لایق است.
مشورتکردن به مدیر کمک میکند تا افکار و اندیشههای دیگران، به ویژه صاحبنظران و متخصصان را به یاری طلبد و با قراردادن افکار و اندیشههای آنان در کنار فکر و نظر خود، برقدرت، وسعت و عمق اندیشه و بینش خود بیفزاید.
مشورتکردن ازطرفی موجب میشود تا مدیران تصمیماتیمعقول و مناسبی اتخاذ نمایند و راه درستی انتخاب کنند، از طرفی دیگر، تکبر و استبداد نظر مدیران را از بین میبرد. مشورتکردن به طور مؤثری مانع خودرایی و دیکتاتوری مدیران میشود، زیرا با به اشتراک گذاشتن ایدهها و نظرات مختلف، از انحصار تفکر و اعمال سلیقه شخصی جلوگیری میکند، استعدادها شکوفا شده و تصمیمات بهتری اتخاذ میشوند و در نتیجه مجموعه از رکود فکری و انحراف دور میماند و پویا حرکت میکند.
11- عدالت و انصاف حضرتعلی(علیهالسلام) دراین باره میفرمایند: «اِعدِلْ تَحکُمْ»(غرر الحکم، ۲۲۲۳) «عدالت پیشه کن تا(همچنان) حکومت کنى.» عدالت و انصاف یکی دیگر از فضایل اخلاقی برای مدیران است. عدالت و انصاف در اسلام تا بدان جا اهمیت دارد که قرآن کریم یکی از اهداف اصلی بعثت انبیایالهی را اقامه قسط و عدالت دانسته است.
بنابراین مدیران لایق باید در تمامی جوانبکاری خود عدالت و انصاف را رعایت کنند. این موضوع بهعنوان یک اصلاساسی در مدیریت و رهبری مطرح است و تأثیر بسزایی در ایجاد محیط کاری سالم و بهرهوری دارد. وقتی اعضا و همکاران نهادی احساس کنند که مدیرشان عادلانه و منصفانه با آنها رفتار میکند، اعتماد بیشتری به او خواهند داشت و این اعتماد به نوبۀ خود باعث افزایش انگیزه و تعهد آنها میشود. عدالت و انصاف باعث میشود که همکاران با انگیزه و رغبت بیشتری به انجام وظایف خود بپردازند و در نتیجه، عملکرد کلی مجموعه بهبود یابد.
مدیران لایق با اتخاذ تصمیمات بر اساس قوانین و مقررات روشن و پرهیز از اعمال سلیقه شخصی، با شفافیت و در دسترس قراردادن اطلاعات مربوط به تصمیمات، از سوء تفاهمها جلوگیری کرده و با مشارکت دادن همکاران در فرایند تصمیمگیریها و همچنین با پاسخگویی در قبال تصمیمات اخذشده، میتوانند عدالت و انصاف را در نهادها و سازمانهای تحت مدیریت خود پیاده کنند.
12- امانتداری حضرتعلی(علیهالسلام) در نامهای به برخی کارگزاران خود، چنین فرمودهاند:
«مَنِ اسْتَهَانَ بِالْأَمَانَةِ وَ رَتَعَ فِی الْخِیَانَةِ وَ لَمْ یُنَزِّهْ نَفْسَهُ وَ دِینَهُ عَنْهَا، فَقَدْ أَحَلَّ بِنَفْسِهِ الذُّلَّ وَ الْخِزْیَ فِیالدُّنْیَا وَ هُوَ فِیالْآخِرَةِ أَذَلُّ وَ أَخْزَىِ»؛ (نهج البلاغه، نامه 26) «یعنی هر کس امانتداری را دستکم بگیرد و به خیانت بپردازد و خود و دینش را از آن پاک نکند، در دنیا خوار و رسوا میشود و در آخرت هم ذلیلتر و رسواتر خواهد بود.» مدیران باید امانتدار باشند. به این معنا که ضروری است در انجام وظایف و مسئولیتهایشان، راستگو و درستکار باشند و از اعتماد و اختیاراتی که به آنها داده شده سوء استفاده نکنند. امانتداری یکی از مهمترین ویژگیهای یک مدیر خوب و موفق است. امانتداری باعث ایجاد اعتماد بیناعضا و همکاران مجموعه آن میشود. مدیران امانتدار افرادی صادق هستند که با حقیقت روبرو میشوند و از پنهان کردن واقعیتها یا فریب دادن دیگران پرهیز میکنند. مدیران امانتدار مسئولیت کارهای خود را بر عهده میگیرند و از زیر بار مسئولیت شانه خالی نمیکنند. این ویژگی باعث میشود که آنها در انجام وظایف خود دقت بیشتری به خرج دهند و از اشتباهات خود درس بگیرند. امانتداری با عدالت در ارتباط است. مدیران امانتدار با همه افراد مجموعه به طور عادلانه رفتار و از تبعیض و جانبداری پرهیز میکنند. مدیران لایق در مدیریت اموال و داراییهای کانون دقت و صداقت دارند و از هدر رفتن یا سوءاستفاده از آنها جلوگیری میکنند. مدیران شایسته اطلاعات محرمانه کانون و همکاران را حفظ کنند و از افشای نزد افراد غیرمجاز خودداری کنند. مدیران شایسته با داشتن این ویژگی میتوانند نهاد وکالت را به سمت موفقیت هدایت کنند.
13- خوشرویی و حسنخلق مولیمتقیان حضرتعلی(علیهالسلام) در این زمینه میفرماید: «حُسْنُ الْخُلْقِ یُورِثُ الْمحَبَّةَ و یُؤَکِّدُ الْمَوَدَّةَ.»؛ (شرح غررالحکم، ج 3، 418) «خوش خلقى محبّت به جاى مىگذارد و به مودّت تحکیم مىبخشد.» شاخصۀ اخلاقی بعدی مدیران لایق، خوشرویی و حسنخلق است. حسنخلق بهترین کلید برای گشودن دلهاست، کلام ملایم، نرمخوئی، گشادهرویی، رفتارنیکو، فروتنی، گفتار مؤدبانه و جاذبهدار، تحمل و بردباری و خندان بودن همه از مظاهر حسن خلق است. خدا در قرآن به رسول اسلام(ص) میفرماید: «وَ إِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظیمٍ»(سوره قلم، آیه4) « و تو ای پیامبر! دارای اخلاق بزرگی هستی.» مدیران کانون و نهادها به خاطر اینکه در مسوولیتی مقدس و جایگاهی رفیع قرار گرفتهاندکه خداوند متعال خود را بدان وصف نموده است و همچنین از آنجایی که بر مجموعهای مدیریت میکنند که اعضای آن را افراد فرهیخته، با فرهنگ و فاضل تشکیل میدهند، باید درس خودسازی بیاموزند و تعامل خیلی دوستانه ای با آنها و اشخاص بیرون کانون برقرار کنند تا بتوانند مسائل و مشکلات نهاد وکالت و اعضای آن را با آرامش و بدون هیچ موضعگیری حل و فصل کنند.
14- انتقادپذیری حضرتعلی(علیهالسلام) در این باره میفرمایند: « فلا تکلّمونی بما تکلّم به الجبابرة ولا تتحفّظوا مِنّی بما یتحفّظ به عند أهل البادرة، و لا تخالطونی بالمصانعة و لاتظنّوا بی إستثقالا فی حقّ قیل لی، وَلا التماس إعظام لنفسی، فانه مَن إستثقل الحقّ ان یقال له او العدل ان یعرض علیه، کانالعَمل بهما أثقل علیه»(نهج البلاغه خطبه 216) «با من آنگونه که با زمامداران گردنکش سخن گفته میشود، حرف نزنید، و آن گونه که مردم خود را در برابر حاکمان تندخود و جبار حفظ میکنند، محدود نسازید، و با چاپلوسی و تملق با من در نیامیزید، و نپندارید که شنیدن سخن حق بر من گران میآید، و یا خواهان آنم که مرا بزرگ دارید، زیرا کسی که شنیدن سخن حق و یا پیشنهاد انجام عدالت بر او سنگین باشد، مسلماً عمل به آن دو، برایش سختتر و دشوارتر است.»
از ویژگیهای اخلاقی دیگر مدیران شایسته انتقادپذیری است. انتقادپذیری یکی از شاخصهای اصلی دموکراسی است و میتوانیم آن را بهعنوان یک شاخص مهم در توسعهیافتگی محسوب کنیم. نقدپذیری یک هنر بوده و از مهمترین ویژگیهای مدیران لایقی است که همواره بهشاخصهای توسعه توجه دارند. آنها فضا را برای مطالبهگری باز میکنند چرا که انتقادهای سازنده اگر به نحو شایستهای به کار گرفته شود باعث بهبود عملکرد مدیران و تصمیمگیران امور خواهد شد. بدیهی است که اگر در مجموعهایفضایی برای نقد وجود نداشته باشد، آن مجموعه دچار رکود خواهد شد. بنابراین نقدپذیری مدیران نهادها برای ارتقای آنها یک ضرورت است و همواره باید فرصت نقد و انتقاد میان اعضای کانونها و مدیران آن مهیا باشد. البته منظور از انتقاد و پذیرش آن، اصلاح است؛ یعنی اعضای نهادها مؤظف هستند بهمنظور اصلاح امور، اشکالات کار مسئولان را بازگو نمایند و مسئولان نیز موظف هستند که به آن انتقادات گوش دهند و درصدد اصلاح برآیند و بر طبق حدیث «المؤمن مِرآت المُؤمن» باشند، نه براساس دشمنی و تخریب یکدیگر.
مرا سخن بهنهایت رسید و فکر به پایان
هنوز وصف جمالت نمیرسد به نهایت
|| سیدجعفر حسینی(ودیق)