
فاش نیوز - گاهی کنار یک پارک شلوغ، گوشهی یک دانشگاه، یا حتی وسط یک میدان پر رفتوآمد،
سنگی ساده میبینی...
بینام و بینشان.
اما زیر همون خاک، دلـی خوابیده که برای آرامش ما تپیده.
اینجا جاییه برای روایت کردن سکوتِ سنگها؛
برای شنیدنِ قصهی بیصداهایی که زندگیشون رو گذاشتن تا ما زندگی کنیم.
هر بار که کنار یک یادمانِ شهید گمنام میایستی،
انگار داری به قراری قدیمی برمیگردی؛ قراری که ما فراموش کردیم، ولی اونهــا نــه
"در سایهی گمنامی" یعنی دوباره دیدن همین نشانههای کوچک،
تا یادمون نره پشت این آرامش،
چه بینامهایی ایستادهاند.