
هجرت ابراهیم، سالها پیش از آنکه قدم در میدان نبرد بگذارد، آغاز شده بود؛ از لحظهای که در خواب مادر، دستی سبزپوش نوید ماندگاری و رسالت را داد. چنین هجرتی، آغاز و پایان ندارد. مرگ نمیتواند نقطه پایان باشد؛ چرا که هجرتِ حقیقی، عبور از مرگ به جاودانگی است.
او رفت، اما ناتمام نرفت. جسمش رفت، اما معنایش ماند. این همان «هجرت ناتمام» است: راهی که نیمهکاره بهنظر میرسد، اما در حقیقت، ادامهاش را دیگران خواهند رفت. این نوع هجرت، نه پایان قهرمان، که آغاز رسالت نسلهاست.