
فاش نیوز - شایسته است قبل از پرداختن به یکی از وقایع هشت سال دفاع مقدس، عرض کنم که پیر و مرشد ما درباره تربیت کودکان و نوجوانان فرمود: تربیت باید تربیت قرآنی باشد.
و تمام معضلات ما از عدم توجه به همین مطلب آغاز میشود. ما چگونه فرزندانمان را تربیت میکنیم؟!
چگونه آنها را برای آیندۀ زندگی آماده میکنیم. آیا این وضعیت تربیتی ما به خلق انسانهایی خودساخته و دینباور منتهی میشود؟
آری، نسل ما با هجمهای شدید مواجه شده و متولیان امر تربیت، در حال درجازدن هستند و دشمن هم بهراحتی میتازد.
بسیاری بر این عقیدهاند که مشکل همین است؛ جملهای که در ابتدای کلام ذکر شد. ما تربیت را هنوز بر اساس قرآن قرار ندادهایم
.
خلاصه بگویم، ما به وظیفه دینی و اسلامی و آزادهپروری، خودمان عمل نکردیم که اگر سستی نمیکردیم، تندباد حوادث متعدد اینگونه مسیر زندگیها و مسیرهای تکامل انقلاب ۵۷ و هشت سال دفاع مقدس را تغییر نمیداد.
و بفهمیم که اگر تربیت بر اساس قرآن و سیره و سنت پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین امام علی(ع) و سایر اهلبیت(سلامالله علیهم) باشد، ثمراتی دارد که تا ابد برای ما و مردمان جهان باقی است، و شهدا بهترین مثال از الگوی زندگی بر اساس قرآن هستند.
اما یکی از وقایع بسیار مهم هشت سال دفاع مقدس، آزادی خونینشهر است:
خوب است همه بدانیم، روز سوم خرداد سال ۱۳۶۱ که در تمام ایران جشن بزرگ ملی برای آزادی خرمشهر بر پا بود، چند کیلومتر آنطرفتر از شهر خرمشهر در نزدیکی مرز شلمچه نبرد سنگینی در جریان بود.
ماجرا ازاینقرار بود که ارتش بعثی رژیم سفاک صدام، دیوانهوار فشار میآورد تا دوباره راهی به شهر آزادشدهٔ خرمشهر پیدا کند. فقط در مرحلهٔ آخر عملیات که شهر آزاد شد ایرانیها بیش از ۱۰ هزار اسیر گرفته بودند که در حال انتقال آنها به پشتجبهه بودند. تعداد اسیران عراقی بسیار بیشتر از نیروهایی بود که ایرانیها در شهر داشتند، حتی شورش بدون اسلحهٔ آنها میتوانست ورق جنگ را برگرداند؛ اما خودشان را باخته بودند. حالا اگر ارتش صدام، میتوانست دوباره راهی به شهر پیدا کند اوضاع تغییر میکرد و ممکن بود شهر از دست برود. ایران سوم خرداد و روزهای پس از آن غرق جشنوسرور بود؛ اما روزهای سوم، چهارم و پنجم خرداد رزمندههایی سلحشورانه و مردانه جنگیدند، و شهید و مجروح شدند تا شادی مردم و جشن بزرگ پیروزی هرگز خراب نشود.
دو موضوع پیروزی خرمشهر را خیلی شیرین کرده بود؛ یکی سختیهای عجیب این عملیات در مراحل مختلف بود. پیش از عملیات نیروهای شناسایی آنقدر شبانه پیاده به منطقۀ دشمن رفته بودند که پاهایشان تاول زده بود. یکبار سر این که یک شب استراحت کنند با فرمانده بزرگ دفاع مقدس، شهید حسن باقری حرفشان شد... اما فرمانده: اجازهٔ استراحت نداد. مرحلهٔ اول عملیات نزدیک جادهٔ اهواز خرمشهر آنقدر فشار دشمن زیاد بود که نزدیک بود عملیات در مرحلهٔ اول به شکست کامل تبدیل شود، اما یک گردان یکبهیک شهید شدند تا جادهٔ آزادشده را حفظ کردند. صدها رزمنده آنقدر آرپیجی زده بودند که موج آن، از گوشهای آنها خون جاری کرده بود. مرحلهٔ دوم و سوم هم با رنجها و سختیهای فراوان انجام شد. یکی از گردانها که نفوذیها، در غذایشان مایع ظرفشویی ریخته بودند، مریض شده بودند. اسهال شدید آب بدنشان را خالی کرده بود آن هم در گرمای داغ خوزستان در آخر اردیبهشت. هوا گرم نبود؛ بلکه داغ بود و زمین نیز گداخته بود
.
لیکن رزمندگان همین گردان هم دست از جنگیدن نکشیدند... در مرحلهٔ سوم، دشمن بهشدت مقاومت میکرد، ۱۱ روز با کمترین پیشروی طی شد. زمینهای زیادی آزاد شده بود؛ اما کار شهر خرمشهر گره خورده بود. فرماندهان پیش امام رفتند و گفتند نمیتوان شهر را آزاد کرد. امام خمینی گفته بود تا توکلتان چقدر باشد... یکبار دیگر شناساییهای جدید انجام شد و نیروهای تازهنفس اضافه شدند. بر اساس شناساییها طرح مشترکی به ذهن فرماندهان رسید...
این سختیها، شیرینی آزادی خرمشهر را زیاد میکرد؛ اما در ۱۹ ماهی که خرمشهر دست ارتش صدام بود دو چیز سخت مردم ایران را آزار میداد یکی شعاری که روی دیوارهای شهر نوشته بودند: "آمدهایم تا بمانیم" و دیگری سخنان تحقیرآمیز صدام: به این سخنان توجه کنید:
زمستان ۱۳۵۹، نیروهای صدام بخشهای زیادی از خاک ایران را در اشغال داشتند؛ اما با مقاومت ایرانیها، پیش رویشان متوقف شد. صدام میگفت، توقف پیشروی ارتش بعث از روی ضعف نبوده؛ بلکه به این خاطر بوده که او دوست نداشته مردم و ارتش ایران بیش از حد دچار عقده شوند.
از این جنس صحبتهای تحقیرآمیز در آن ۱۹ ماه زیاد بود و صدام میگفت ایرانیها برای حضور ما در مناطق اشغالی باید حقوحقوق بپردازند که خاکشان را نگه داشتهایم. میگفت ایرانیها مدام وعدهٔ آزادی مناطق اشغالی را میدهند؛ اما ضعیفتر از این حرفها هستند و...
سوم خرداد که خرمشهر آزاد شد، صدام آمد و در روز ششم خرداد گفت: خاک ایران هیچ ارزشی نداشت. نظامیان ما پس از انهدام ماشین نظامی ایران... خاک ایران را ترک کردند و دست به عقبنشینی زدند.
صدام میگفت این عقبنشینی نوعی پیروزی هم بوده، و حالا امام(ره) میتوانست با اتکا به قدرت ایمان ملت بگوید: مردی که عقبش زدند، توی دهانش زدند، بیرونش کردند، میگوید ما پیروز شدیم.
امام فرمود: خرمشهر را خدا آزاد کرد.
و ما هم اینک در هفته دفاع مقدس، این قدرت فعلی و جشنوسرور را مدیون سختیهای فراوان و دلاوری رزمندگان در ۸ سال دفاع از آرمان و خاک میهنمان هستیم، بهویژه رزمندگان شجاع و با بصیرتی که در موقع جشن سوم خرداد ملت بزرگ ایران، مشغول دفاع از شادی مردم بودند.
یاد و خاطره شهدای والامقام دفاع مقدس گرامی باد.
||محمدرضا سابقی