
فاش نیوز - اینجانب، محمدحسین عبدالحسینی، فرزند شهید حسینعلی عبدالحسینی، بهمدت ۱۸سال در راه آهن شمال شرق یک شاهرود مشغول به کارم که بهعلت فشار کار، به بیماریهایی دچار شدم که با مراجعه به متخصصین، طول درمانم را طی میکنم ولی بخاطر بیدارخوابی در کار، که بهمدت ۲۴ ساعت تنها علاوه بر مسیر طولانی از محل سکونت تا محل کار، حدود ۳۷ ساعت فشار کار و بیدارخوابی را تحمل میکنم و همین امر باعث تشدید بیماری اعصاب و روان، قلبی و تیروئید شده و با توجه به استخدام کردن فرزندان شهید، بنده با ۱۸ سال سابقه، هنوز تبدیل وضعیت نشدهام. در حالی که فرزندان ایثارگر بالای ۶ ماه جبهه و سابقه کمتر از من استخدام شدهاند.

با پیگیریهای، زیاد متوجه شدم که اسم من را رد نمیکردند که هر دفعه به دلایلی مانند اینکه برادرت استخدام شده یا مدارکی که ارائه میدادم بعد از یک سال دوباره اعلام میکردند که باید مدارک ارائه بدم و ... که با پیگیری از تهران و نامه به دفتر مقام معظم رهبری، دیدم دو ماه حقوق من قطع شده. کارکرد من را رد نمیکردند. خودم رفتم کارکرد گرفتم ولی باعنوان درست کار نکردند برای جواب داشتن به تهران؛ و بعد از دو ماه بستری، اسم بنده را از منابع انسانی حذف کردند.
بعد از ارائه نامه بستری، بهخاطر حذف از لیست، حدود ۴ ماه به طول انجامید و اینک که برای استخدام دوباره پیگیر شدم، گفتند ۶ ماه غیبت داشتی. در حالی ک بنده با ۱۸سال سابقه، ده سال پیش اقدام کردم، الان بخاطر بستری برج ۱۰ سال گذشته، بخاطر کمکاری خود اداره استخدام نکردند.
و اینکه بخاطر مستاجر بودن ۶ سال پیش برای منزل سازمانی اقدام کردم. پارسال ۷ میلیون برای تعمیرات خانه طلب کردند ولی با گذشت یک سال، خانهای ندادند و مبلغ ۷میلیون را ۲میلیون تومن پس دادند و ۵ میلیون را هم ندادند و الان هم با انداختنم به ایستگاههای طول خط و با فاصله بسیار زیاد، بنده را تحت فشار قرار میدهند و دلیلش مشخصا نامه نوشتنم به دفتر مقام معظم رهبری و تماس آنان با اداره است.
حال اینکه بنده با این بیماریها و ۳ فرزند دختر و مشکلات خواهشمندم مساعدت کنید تا لااقل دچار مشکلات بیماری و اتفاقات نشوم.
نمیدانم؛ شاید اگر من هم کسی را داشتم و پدرم بود که خودش کارمند راه آهن بود، به این مشکلات گرفتار نمیشدم. بهوالله اگر یکی بیاید ناشناس ببیند هم بنیاد شهید، هم راه آهن شاهرود، وضعیت را مشاهده خواهید کرد.
یک سال بدون حقوق بودم. الان هم با این مشکلات چکار کنم. فشار کار، وضعیت بد اقتصادی و معیشت که حتی برای وام هم به بنیاد مراجعه میکنم، میگویند تعلق نمیگیرد. پس لااقل پدر من را که نمیتوانند به من برگردانند، اگر بشود که من تمام روز و ماه شب و روز کلنگ میزنم لاقل پرونده و عکسهایی از شهدا که در راه آهن نصب کردهاند را بردارند. این فقط بخاطر خواستههای خودشان است. وگرنه مادرم نزدیک یک سال عمل کرده فراموشی گرفته حتی دریغ از یک دیدار خشک و خالی یعنی این درسته مصداق بارز بیتوجهی و بیاحترامی است.
واقعا جای تاسف است که شرایط را بخاطر همین اطلاعرسانی به تهران، به ما سختتر میکنند و طوری برخورد میکنند که انگار ما خیلی وقته بهشان بدهکاریم و باید تاوان بدهیم.
پدر من و امثال پدر من بخاطر کشور و هموطنانشان رفتند ولی این طرز برخورد بسیار زننده است و براشان مهم نیست اینجا توجه نمیکنند و اصل ماجرا را وارونه گزارش میدهند.
خواهشمندم پیگیری کنید.
|| محمدحسین عبدالحسینی(فرزند شهید)