تاریخ : 1404,شنبه 15 آذر17:30
کد خبر : 122600 - سرویس خبری : دفاع مقدس

آه یونس!


آه یونس!

دوستی بهشهری داشتم به‌نام ناصر صالحی. وقتی من در چنگوله فرمانده گروهان دوی گد امام حسین بودم، ایشان فرمانده گروهان یک بود. اوایل سال ۷۶ صالحی را در تهران در بسیج دانشجویی دیدم و ....

خسرو قبادی


فاش نیوز - سلام؛ سال‌های ۶۴(حدوداً ۶ ماه آخر) و ۶۵(حدوداً ۸ یا ۹ ماه اول) من در گردان امام حسین(ع) لشکر ۲۵ کربلا بودم. «گد» امام حسین(ع) از زمان فرماندهی شهید صمد اسودی گروه ضربتی داشت که زبانزد بود. بعد از شهادت اسودی شهید علی‌رضا ابراهیمی و مدتی حاج‌فتحعلی رحیمیان و بعد شهید منصور کلبادی‌نژاد فرماندهی گردان را برعهده گرفتند. دورانی که من در «گد» بودم، مصادف با فرماندهی دو نفر آخر بود.

در زمانی که من مدت کوتاهی فرماندهی یکی از گروهان‌های گد را به فرماندهی شهید منصور داشتم، یونس آقاجانی جانشین یا معاون گروهان دیگری از گردان بود. مجموع در کنار هم بودن‌های من با یونس شاید به‌سختی به یک ساعت رسیده باشد؛ اما در جبهه‌ها یک دقیقه بودن هم خاطره است. چیزی که یونس را در دل حقیر در آن زمان جا کرد -که تا چهل سال از آن زمان تاکنون هنوز زنده و بل زنده‌تر از زمان معاشرت و معاصرت است- نجابت، تواضع و اخلاق نیکویش بود. صدای نرم و آرام، لبخندی ملیح، کم‌گویی و گزیده‌گویی از ویژگی‌های او بود.

شاهد زنده‌بودن یاد یونس در ذهن و ضمیر من مواجهه‌ای در سال ۷۶ یعنی ۱۱ سال پس از آخرین دیدارهای رودرروی من با اوست.
دوستی بهشهری داشتم به‌نام ناصر صالحی. وقتی من در چنگوله فرمانده گروهان دوی گد امام حسین بودم، ایشان فرمانده گروهان یک بود. اوایل سال ۷۶ صالحی را در تهران در بسیج دانشجویی دیدم و بعد از سلام و احوالپرسی می‌دانید نخستین پرسش من از ایشان چه بوده است؟ پرسیدم: "یونس آقاجانی چطوره؟" معلوم بود تنها به‌خاطر حس عاطفی خاصی که نسبت به یونس داشتم پرسیدم. نمی‌دانم چرا در دلم این‌قدر جا بازکرده بود؟!
بی‌خبر از همه‌چیز و همه‌جا بودم. وقتی پاسخ داد: "یونس شهید شده است"، نمی‌دانی چه حالی پیدا کردم!
آخر مگر می‌شود کسی که بعد از جنگ چهارستون بدنش سالم بود، شهید بشود؟!
گفت: شب خوابید صبح بلند نشد. شیمیایی بود.(سال ۱۳۷۰)
دو سه روز پیش سردار نورمحمد کلبادی‌نژاد(فرمانده گد امام حسین بعد از شهید منصور و شهید رحیم کلبادی‌نژاد ،عکسی از شهید یونس در کانال «یاد سنگر» خود به اشتراک گذاشت و من هم یادداشت "آه یونس" را نوشتم .
الان بعد از حدود چهل سال از جنگ و سی‌سال از آن خبر، هنوز هم از حسرت و آه من از شهادت یونس چیزی کاسته نشده است. نمی‌دانم چرا؟!
خوشبختانه برادرش حسن را بعد از چهار دهه یافتم. صدایش خیلی شبیه یونس است و این نوشته شاید مرهمی باشد بر زخم‌هایمان!

گفتنی‌ست، جانباز شهید یونس آقاجانی(فرزند یحیی) 1346/1/7 در شهرستان بهشهر استان مازندران متولد شد.

او تحصیلاتش را تا دوره راهنمایی ادامه داد و سپس به عنوان سرباز سپاه به  لشگر 25 کربلا پیوست که در عملیات والفجر 8 در منطقه آبادان - فاو (1364/11/24) دچار مصدومیت شیمیایی شد.

این جانباز شیمیایی سرانجام در 1370/1/8 بر اثر شدت یافتن مصدومیت شیمیایی‌اش به شهادت رسید و در تاریخ 1370/01/12 در بهشت فاطمه بهشهر، میان هم‌رزمان شهیدش به خاک سپرده شد و در کنار آنان آرام گرفت.

السلام علیکم یا ایهاالشهداءالصالحون و نحن بکم لاحقون ان‌شاءالله.

|| دکتر خسرو قبادی(جمعه دوم آذر ۱۴۰۳)