
فاش نیوز - در جهانی که تنشهای ژئوپلیتیک روزبهروز فزایندهتر میشود، اعطای جایزه نوبل صلح به ماریا کوری ماچادو، رهبر اپوزیسیون ونزوئلا، در ۱۰ دسامبر ۲۰۲۵، نه تنها یک رویداد خبری، بلکه نمادی تلخ از تبدیل شدن این جایزه والا به ابزاری سیاسی است. کمیته نوبل، که قرار بود نگهبان میراث آلفرد نوبل باشد، امروز بیش از پیش به بازیچه دست قدرتهای غربی، به ویژه ایالات متحده، تبدیل شده است. ماچادو، که به دلیل "تلاش خستگیناپذیر برای حقوق دموکراتیک و انتقال مسالمتآمیز از دیکتاتوری به دموکراسی" جایزه را دریافت کرد، نمادی از مبارزه علیه رژیم نیکولاس مادورو است. اما پشت این روایت قهرمانانه، سایه منافع نفتی آمریکا و استراتژی "حیاط خلوت" آمریکای لاتین پنهان است.
جایزه نوبل صلح، از زمان تأسیس در ۱۹۰۱، بارها قربانی سیاستهای قدرتهای بزرگ شده است. در سال ۲۰۰۹، باراک اوباما - تنها نه ماه پس از ورود به کاخ سفید - این جایزه را به دلیل "تلاشهای فوقالعاده برای تقویت دیپلماسی بینالمللی و همکاری میان ملتها" دریافت کرد. اما این اعطا، که بسیاری آن را "پیشگیرانه" نامیدند، همزمان با گسترش جنگهای آمریکا در افغانستان و عراق بود. نتیجه؟ اعتبار جایزه خدشهدار شد و نوبل از نماد صلح به "جایزه تسلی" برای رهبران غربی تبدیل گردید. در مورد ماچادو نیز، اعطای جایزه همزمان با خروج تدریجی آمریکا از خاورمیانه و تمرکز بر منابع نفتی ونزوئلا - که ذخایر اثباتشده آن بیش از ۳۰۰ میلیارد بشکه است و میتواند جایگزین نفت خلیج فارس شود - تصادفی نیست. ایالات متحده، که سالها تحریمهای شدیدی علیه ونزوئلا اعمال کرده، اکنون از اپوزیسیون مانند ماچادو به عنوان اهرمی برای بازپسگیری "حیاط خلوت" خود استفاده میکند. این الگو، جوایز بینالمللی را از عرصه صلح به میدان نبرد ایدئولوژیک میکشاند.
کمیته نوبل، با اعطای جایزه به چهرههایی مانند ماچادو، صلحسازان واقعی را نادیده میگیرد. در حالی که فعالان صلح در خاورمیانه - مانند کسانی که برای آتشبس در غزه یا یمن تلاش میکنند - بدون توجه رها میشوند و اپوزیسیونهایی که با روایت غربی همخوانی دارند، برجسته میگردند. برای مثال، در سال ۱۹۹۱، جایزه به آئونگ سان سوچی، رهبر اپوزیسیون میانمار، رسید، اما سالها بعد، زمانی که ارتش میانمار علیه روهینگیا جنایاتی مرتکب شد، سکوت او جایزه را به مسخرهای تبدیل کرد. ماچادو نیز، هرچند نمادی از مقاومت است، بخشی از جنبشی است که با حمایت مالی و رسانهای آمریکا (از طریق سازمانهایی مانند NED)* پیش میرود. این انتخابها، نه بر اساس دستاوردهای صلحآمیز، بلکه بر پایه همسویی با منافع ناتو، جوایز را به ابزاری برای مشروعیتبخشی به مداخلات خارجی تبدیل میکند. نتیجه؟ جوایز بینالمللی از اعتبار جهانی تهی میشوند و تنها به عنوان "پرچمهای تبلیغاتی" برای قدرتهای غربی عمل میکنند.
سیاسی شدن نوبل صلح، اعتبار آن را در چشم جهانیان خدشهدار میکند. نظرسنجیهای اخیر نشان میدهد که بیش از ۶۰ درصد مردم در کشورهای در حال توسعه، این جایزه را "غربیمحور" میدانند، زیرا کمتر به مسائل آفریقا، آسیا یا آمریکای لاتین بدون لنز آمریکایی میپردازد. در مورد ونزوئلا، اعطای جایزه به ماچادو، نه تنها رژیم مادورو را تحریک میکند، بلکه دیپلماسی صلح را مختل میسازد. به جای تشویق گفتگوی ملی در ونزوئلا، این اقدام بهانهای برای تشدید تنشها فراهم میآورد. علاوه بر این، با تمرکز بر "دموکراسی" به عنوان بهانه، کمیته نوبل از اصول وصیتنامه نوبل - که بر "برادری ملتها" تأکید دارد - فاصله میگیرد و جوایز را به نمادی از نابرابری جهانی تبدیل میکند. این روند، نه تنها نوبل، بلکه جوایز دیگری مانند اسکار حقوق بشر سازمان ملل، جایزه صلح لینکلن یا جایزه صلح فیفا را نیز آلوده میسازد؛ جایی که فدراسیون بینالمللی فوتبال (فیفا) در دسامبر ۲۰۲۵، جایزه صلح جدید خود را به دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اعطا کرد - اقدامی که به وضوح بیطرفی فیفا را نقض میکند و این سازمان را از تمرکز بر ورزش به بازیچهای در دست سیاستهای غربی تبدیل مینماید، در حالی که ترامپ با سیاستهای جنجالیاش در خاورمیانه و آمریکای لاتین، نمادی از تنشزایی است نه صلح. این انتخابها اعتماد به نهادهای بینالمللی را از بین میبرد.
حرف آخر؛ اعطای جایزه نوبل صلح ۲۰۲۵ به ماریا کوری ماچادو، هرچند تلاشهای او برای دموکراسی را ارج مینهد، نمادی از سقوط این جایزه به ورطه سیاست است. آمریکا، با چشمدوختن به نفت ونزوئلا و حفظ نفوذ در آمریکای لاتین، از چنین رویدادهایی برای پیشبرد برنامه های خود بهره میبرد، در حالی که برگزارکنندگان نوبل، با نادیده گرفتن بیطرفی به میراث آلفرد نوبل خیانت میکنند. برای نجات جوایز بینالمللی، باید معیارهایی شفاف و بیطرفانه اتخاذ شود: تمرکز بر دستاوردهای ملموس صلح، نه روایتهای سیاسی. تنها آنگاه، نوبل میتواند بار دیگر به عنوان چراغی برای برادری جهانی بدرخشد، نه شمشیری در دست قدرتها. زمان آن رسیده که جوایز از سیاست رها گردند ، برای صلحی واقعی، نه نمایشی.
|| داودگودرزی ازاده و جانباز دفاع مقدس
*NED))مخفف National Endowment for Democracy (بنیاد ملی برای دموکراسی) است، سازمانی غیرانتفاعی آمریکایی که در سال ۱۹۸۳ توسط کنگره ایالات متحده تأسیس شد تا نهادهای دموکراتیک، حقوق بشر و جامعه مدنی را در کشورهای مختلف تقویت کند. این بنیاد از بودجه دولتی آمریکا تأمین میشود و از گروههای مخالف رژیمهای غیرغربی حمایت میکند، اما منتقدان آن را ابزاری برای مداخله و تغییر رژیم توسط واشنگتن میدانند.