
فاش نیوز - بیانیه گام دوم انقلاب بهعنوان یکی از مهمترین اسناد بالادستی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، در شرایطی توسط مقام معظم رهبری خطاب به ملت شریف ایران صادر شد که دشمنان همه داشتههای خود را به میدان آورده تا در یک هماوردی نابرابر و تمامعیار با تحریمهای فلجکننده و به کمک عناصر خودفروخته و نفوذ کرده در برخی ساختارهای،سیاسی، اقتصادی و نظارتی کشور عنصر دین و انقلاب اسلامی را در اداره امور جامعه ناکارآمد نشان داده و با ایجاد فضای سنگین رسانهای و به کمک شبکههای اجتماعی، ایجاد آشوب و دامنزدن به قومیتگرایی، فروپاشی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را در خیال خام خود در چهلسالگی آن به نظاره نشسته و کار ایران را در سال «۱۳۹۷» یکسره نمایند،جایی که جان بولتون نماینده اسبق آمریکای جهانخوار در شورای امنیت در سال ۱۳۹۶ این خبر را رسانهای کرده و در جمع منافقین بهصراحت اعلام نمود، انقلاب اسلامی ایران چهلسالگی خود را هرگز جشن نخواهد گرفت.
در چنین مقطع حساسی بود که رهبر فرزانه انقلاب در بهمنماه سال«۱۳۹۷»، با اشراف کامل بر تحولات داخلی،منطقهای و بینالمللی و شناخت کافی از ظرفیتها و منابع عظیم مادی و معنوی و سرمایه انسانی کشور در فرازهای ارزشمندی نقشه راه چله دوم انقلاب اسلامی را تدوین و این بیانیه امیدآفرین را خطاب به ملت شجاع و قهرمان ایران اسلامی صادر فرمودند.
چیستی و چرایی انقلاب، لزوم بازخوانی و مرور تجربیات چهل سال گذشته، درسآموزی و عبرتگیری از وقایع چهار دهه پس از پیروزی انقلاب، استفاده از ظرفیتهای عظیم مادی و معنوی استفاده نشده و یا کمتر استفاده شده کشور، معرفی فرصتها و تهدیدهای پیش رو باتوجهبه تحولات پیچیده جهانی، منطقهای و شرایط داخلی کشور نکات مهم دیگری از این بیانیه بود که این رهبر حکیم با تحلیلی دقیق و موشکافانه برای مردم، مسئولان و بهویژه جوانان تبیین و بهنوعی نقشه راه انقلاب اسلامی را برای ادامه مسیر و رسیدن به قلههای توسعه و پیشرفت، بر مبنای سرفصلهای هفتگانه شامل: علم و پژوهش، معنویت و اخلاق، اقتصاد، عدالت و مبارزه با فساد، استقلال و آزادی، عزت ملی و روابط خارجی، و سبک زندگی را برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی در بیانیه گام دوم انقلاب ترسیم نمودند.
نگاهی اجمالی به این سند ارزشمند نشان میدهد از منظر رهبر فرزانه انقلاب، مدیران و مسئولان، مخاطب ویژهای در این بیانیه و جوانان و تودههای مختلف مردم نیز بهعنوان مخاطبین اصلی آن محسوب میگردند. بیانیه گام دوم را در واقع میتوان یک برنامه کلان چهلساله قلمداد نمود که جهتگیریهای اصلی انقلاب و افق آینده کشور را تا سال «۱۴۴۰» شمسی و «۲۰۶۰» میلادی مشخص نموده است.
چرایی و چیستی پیروزی انقلاب اسلامی:
انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن، از نقطهٔ صفر آغاز شد. زیرا اولاً: همه چیز علیه ما بود. چه رژیم فاسد طاغوت و چه دولت آمریکا و دولتهای غربی دیگر.
ثانیاً: هیچ تجربهٔ پیشین و راه طی شدهای در برابر ما وجود نداشت. رژیم فاسد طاغوت، اولین رژیم سلطنتی در ایران بود که به دست بیگانه، نه بهزور شمشیر خود، بر سرکار آمده بود.
در چنین شرایطی بود که با هدایت حضرت امام(ره) و حضور یکپارچه و آگاهانه ملت انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسیده و منافع غرب را با چالشی جدی روبرو نمود.
بر اساس اعلام بانک جهانی از مؤسسات وابسته به سازمان ملل متحد تا سال ۱۳۵۷ بیش از چهل و شش درصد مردم کشور زیر خط فقر زندگی میکردند،آخرین سرشماری کشور در سال ۱۳۵۵ نشان میدهد،بیش از «۵۲٪» جمعیت شهری و حدود«۷۰٪» جمعیت روستایی کشور قبل از انقلاب بیسواد بودهاند، در کل کشور تنها پنج شهر دارای لولهکشی گاز بوده و از کل روستاهای ایران پیش از انقلاب تنها چهار درصد دارای آب و برق بودهاند که هم اکنون این میزان در روستاها به بیش از «۹۵٪» افزایشیافته است،سطح پائین شاخصهای بهداشتی و امید به زندگی تا پیش از انقلاب گوشه دیگری از روزگار تلخ مردم ایران بود.
تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی تنها سه هزار کیلومتر راه روستایی آسفالته در کشور وجود داشت، و راههای اصلی و شریانی ایران اعم از آزادراه و بزرگراه در حداقل ممکن قرار داشت و بهطورکلی شاخصهای حوزه حملونقل، اعم از زمینی،هوایی،دریایی و ریلی بهعنوان یک عامل تعیینکننده در فرایند توسعه جوامع در وضعیت بسیار نامطلوبی قرار داشت.
در کنار مواردی که به طور بسیار گذرا و خلاصه اشاره شد،وجود سازمان مخوف ساواک برای سرکوب هر نوع،اعتراض و حقخواهی مردم،توزیع بخش عمده ثروت و منابع کشور توسط شاه بین خانواده دربار و دو بلوک شرق و غرب برای تثبیت تاجوتخت خود، بذل و بخش جغرافیا و خاک کشور و بههمزدن یکپارچگی و حاکمیت سرزمینی بهگونهای که چند هزار کیلومتر مربع از اراضی و نقاط حساس و راهبُردی کشور که آخرین آن کشور بحرین بوده، بهراحتی بهعنوان پاره تن ایران از سرزمین اصلی جدا شد.
این مسائل و ذکر خاطرهای از فریدون هویدا (سفیر ایران در سازمان ملل متحد از سال ۱۳۴۹ تا پیروزی انقلاب) و برادر امیرعباس هویدا نخستوزیر رژیم شاهنشاهی و از نزدیکان دربار، تنها بخش کوچکی از نگاه تحقیرآمیز غرب بهویژه آمریکا به ملت شریف ایران است که چرایی و چیستی وقوع انقلاب اسلامی مردم علیه ظلم و استبداد رژیم شاه را بهویژه برای جوانان بیشتر تبیین مینماید.
فریدون هویدا در کتاب سقوط شاه و در یک مصاحبه تلویزیونی نقل میکند، پس از ۱۵ سال دوری از وطن در سال ۱۳۲۳ درحالیکه هنوز یک سال از جنگ جهانی دوم باقی و جنوب ایران تحت اشغال کشورهای متفقین و شمال آن تحت سیطره روسیه بود، از طریق مرز خرمشهر وارد ایران شدم، با یک خودرو قراضه که دریچه آن چوبی بود با جادههای پر از دستانداز خودم را به ایستگاه راهآهن اهواز رساندم، کنار آن باشگاه تفریحی سربازان متفقین قرار داشت در کمال تعجب مشاهده کردم سر درب آن این جمله نقش بسته بود (ورود سگ و ایرانی غدغن) یعنی ایرانی را هم وزن حیوان سگ میدانستند.
آنقدر اوضاع خراب بود که آن زمان هر ایرانی که از تهران میخواست به سمت کرج برود، باید از کشورهای متفق جواز خروج میگرفت.
نکات برجسته بیانیه گام دوم:
۱)- شعارهای جهانی انقلاب مانند آزادی، اخلاق، معنویّت، عدالت، استقلال، عزّت، عقلانیّت، برادری، هیچ یکبهیک نسل و یک جامعه مربوط نیست تا در دورهای بدرخشد و در دورهای دیگر افول کند. هرگز نمیتوان مردمی را تصوّر کرد که از این چشماندازهای مبارک دلزده شوند. هرگاه دلزدگی پیشآمده، از رویگردانی مسئولان از این ارزشهای دینی بوده است و نه از پایبندی به آنها و کوشش برای تحقّق آنها.
۲)- انقلاب اسلامی همچون پدیدهای زنده و بااراده، همواره دارای انعطاف و آمادهٔ تصحیح خطاهای خویش است، امّا تجدیدنظرپذیر و اهل انفعال نیست. به نقدها حسّاسیّت مثبت نشان میدهد و آن را نعمت خدا و هشدار به صاحبان حرفهای بیعمل میشمارد، امّا به هیچ بهانهای از ارزشهایش که بحمدالله با ایمان دینی مردم آمیخته است، فاصله نمیگیرد.
۳)- جمهوری اسلامی، متحجّر و در برابر پدیدهها و موقعیتهای نو به نو، فاقد احساس و ادراک نیست، امّا به اصول خود بهشدت پایبند و به مرزبندیهای خود با رقیبان و دشمنان بهشدت حسّاس است. با خطوط اصلی خود هرگز بیمبالاتی نمیکند و برایش مهم است که چرا بماند و چگونه بماند. بیشک فاصلهٔ میان بایدها و واقعیتها، همواره وجدانهای آرمانخواه را عذاب داده و میدهد، امّا این، فاصلهای طیشدنی است و در چهل سال گذشته در مواردی بارها طی شده است و بیشک در آینده، با حضور نسل جوان مؤمن و دانا و پُرانگیزه، با قدرت بیشتر طی خواهد شد.
۴)- برای برداشتن گامهای استوار در آینده، باید گذشته را درست شناخت و از تجربهها درس گرفت؛ اگر از این راهبرد غفلت شود، دروغها بهجای حقیقت خواهند نشست و آینده مورد تهدیدهای ناشناخته قرار خواهد گرفت. دشمنان انقلاب با انگیزهای قوی، تحریف و دروغپردازی دربارهٔ گذشته و حتّی زمان حال را دنبال میکنند و از پول و همهٔ ابزارها برای آن بهره میگیرند. رهزنان فکر و عقیده و آگاهی بسیارند؛ حقیقت را از دشمن و اصل «ما میتوانیم» که امام بزرگوار به همهٔ ما آموخت، ایران را به عزّت و پیشرفت در همهٔ عرصهها رسانید.
۵)- همگی پیشرفتهای کشور محصول انقلاب و نتیجهٔ جهتگیریهای انقلابی و جهادی است و بدانید که اگر بیتوجّهی به شعارهای انقلاب و غفلت از جریان انقلابی در برهههایی از تاریخ چهلساله نمیبود - که متأسّفانه بود و خسارتبار هم بود - بیشک دستاوردهای انقلاب از این بسی بیشتر و کشور در مسیر رسیدن به آرمانهای بزرگ بسی جلوتر بود و بسیاری از مشکلات کنونی وجود نمیداشت.
۶)- مهمترین ظرفیّت امیدبخش کشور، نیروی انسانی مستعد و کارآمد با زیربنای عمیق و اصیل ایمانی و دینی است. جمعیّت جوان زیر ۴۰ سال که بخش مهمّی از آن نتیجهٔ موج جمعیّتی ایجادشده در دههٔ ۶۰ است، فرصت ارزشمندی برای کشور است. ۳۶ میلیون نفر در سنین میانهٔ ۱۵ و ۴۰ سالگی، نزدیک به ۱۴ میلیون نفر دارای تحصیلات عالی، رتبهٔ دوّم جهان در دانشآموختگان علوم و مهندسی.
۷)- فرصتهای مادّی کشور نیز فهرستی طولانی را تشکیل میدهد که مدیران کارآمد و پُرانگیزه و خردمند میتوانند با فعالکردن و بهرهگیری از آن، درآمدهای ملّی را با جهشی نمایان افزایش داده و کشور را ثروتمند و بینیاز و به معنی واقعی دارای اعتمادبهنفس کنند و مشکلات کنونی را برطرف نمایند. ایران با دارابودن یک درصد جمعیّت جهان، دارای ۷ درصد ذخایر معدنی جهان است، منابع عظیم زیرزمینی، موقعیت استثنائی جغرافیایی میان شرق و غرب و شمال و جنوب بازار بزرگ ملی، بازار بزرگ منطقهای با داشتن ۱۵ همسایه با ۶۰۰ میلیون جمعیّت،
سواحل دریایی طولانی، حاصلخیزی زمین با محصولات متنوّع کشاورزی و باغی، اقتصاد بزرگ و متنوّع، بخشهایی از ظرفیتهای کشور است که بسیاری از این ظرفیتها دستنخورده مانده است.
۸- توصیه به معنویّت و اخلاق: معنویّت به معنی برجستهکردن ارزشهای معنوی از قبیل: اخلاص، ایثار، توکّل، ایمان در خود و در جامعه است، و اخلاق به معنی رعایت فضیلتهایی چون خیرخواهی، گذشت، کمک به نیازمند، راستگویی، شجاعت، تواضع، اعتمادبهنفس و دیگر خلقیّات نیکو است. معنویّت و اخلاق، جهتدهندهٔ همهٔ حرکتها و فعّالیّتهای فردی و اجتماعی و نیاز اصلی جامعه است؛ بودن آنها، محیط زندگی را حتّی با کمبودهای مادّی، بهشت میسازد و نبودن آن حتّی با برخورداری مادّی، جهنّم میآفریند.
۹)- اقتصاد یک نقطهٔ کلیدیِ تعیینکننده است. اقتصاد قوی، نقطهٔ قوّت و عامل مهمّ سلطهناپذیری و نفوذناپذیری کشور است و اقتصاد ضعیف، نقطهٔ ضعف و زمینهساز نفوذ و سلطه و دخالت دشمنان است. فقر و غنا در مادّیّات و معنویّات بشر، اثر میگذارد.
۱۰)- جوانان عزیز در سراسر کشور بدانند که همهی راهحلها در داخل کشور است. اینکه کسی گمان کند که «مشکلات اقتصادی صرفاً ناشی از تحریم است و علّت تحریم هم مقاومت ضدّ استکباری و تسلیم نشدن در برابر دشمن است؛ پس راهحل، زانو زدن در برابر دشمن و بوسه زدن بر پنجهی گرگ است» خطایی نابخشودنی است. این تحلیل سراپا غلط، هرچند گاه از زبان و قلم برخی غفلتزدگان داخلی صادر میشود، امّا منشأ آن، کانونهای فکر و توطئهٔ خارجی است که با صد زبان به تصمیمسازان و تصمیمگیران و افکار عمومی داخلی القا میشود.
۱۱)- عدالت و مبارزه با فساد: این دو لازم و ملزوم یکدیگرند. فساد اقتصادی و اخلاقی و سیاسی، تودهٔ چرکین کشورها و نظامها و اگر در بدنهٔ حکومتها عارض شود، زلزلهٔ ویرانگر و ضربهزننده به مشروعیّت آنها است؛ و این برای نظامی چون جمهوری اسلامی که نیازمند مشروعیّتی فراتر از مشروعیتهای مرسوم و مبنائیتر از مقبولیّت اجتماعی است، بسیار جدّیتر و بنیانیتر از دیگر نظامها است. وسوسهٔ مال و مقام و ریاست، حتّی در عَلَویترین حکومت تاریخ یعنی حکومت خود حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) کسانی را لغزاند، پس خطر بُروز این تهدید در جمهوری اسلامی هم که روزی مدیران و مسئولانش مسابقهٔ زهد انقلابی و سادهزیستی میدادند، هرگز بعید نبوده و نیست؛ و این ایجاب میکند که دستگاهی کارآمد با نگاهی تیزبین و رفتاری قاطع در قوای سهگانه حضور دائم داشته باشد و بهمعنای واقعی با فساد مبارزه کند، بهویژه در درون دستگاههای حکومتی.
۱۲)- سردمداران نظام سلطه نگراناند؛ پیشنهادهای آنها عموماً شامل فریب و خدعه و دروغ است. امروز ملّت ایران علاوه بر آمریکای جنایتکار،تعدادی از دولتهای اروپایی را نیز خدعهگری و غیرقابلاعتماد میداند. دولت جمهوری اسلامی باید مرزبندی خود را با آنها بادقت حفظ کند؛ از ارزشهای انقلابی و ملّی خود، یک گام هم عقبنشینی نکند،سه اصل عزت،حکمت و مصلحت اصول مورد تأکید رهبری در سیاست خارجی نظام است.
چند نکته برآمده از بیانیه گام دوم انقلاب خطاب به مدیران و مسئولان:
الف)- مدیران و مسئولان حلقههای مدیریتی را برای حضور نسل جوانِ مؤمنِ آگاهِ و انقلابی باز نمایند.
ب)- مدیران و مسئولان به نصاب مدیریت انقلابی و جهادی که کشور را در دهه شصت به رغم تنگناها و تکانه های شدید،در برابر فتنه های داخلی،جنگ تحمیلی و تحریم ها مصون نمود، بازگشته و توجه عملی نمایند.
پ)- مدیران و مسئولان بدون توجه به جناحبندیهای سیاسی با شایستهگزینی برای مناصب مدیریتی،خود و اطرافیان را در پاکدستی،عدالتخواهی، فسادستیزی و سادهزیستی با مبانی و توصیههای امامین انقلاب، سیره عملی و مکتب مدیریتی شهید سلیمانی، دیگر شهدای والامقام و مفاد این بیانیه ارزشمند تراز نمایند.
ت)- آنجایی که مدیران و مسئولان مرتکب اشتباه و یا غفلت در انجام وظایف شده، متواضعانه خطاهای خود را بپذیرند و از مردم بعنوان ولی نعمتان اصلی انقلاب عذرخواهی کنند.
ث)- معمولاً مگس روی زخمها مینشیند، دستگاههای نظارتی کشور میبایست در روشهای صیانت از نیروی انسانی و انتخاب همکاران تجدید نظر نمایند،زیرا توده چرکین فساد و تبعیض در جایی شکل میگیرد که کارکنان نهاد صیانتی ما یا در انجام وظایف خطیر خود دچار ترک فعل و بیتفاوتی شده و یا خدایناکرده بهنوعی تسهیلگر و همدست ایجادکننده غده سرطانی ایجاد فساد و تبعیض بوده است، خاطرنشان مینماید وقتی در تعدادی از دستگاههای نظارتی اعمالنفوذ صورت میگیرد، این دستگاهها از وظایف اصلی خود منحرف شده و در این میان برای یک عده مصونیت ناخواسته ایجاد میشود، بدون شک بیتفاوتی به هر شکلی در امر مبارزه با موضوع،فساد، تبعیض
و نفوذ در ساختارهای مختلف کشور موجب بیاعتمادی مردم نسبت به حاکمیت و ورود یقهسفیدها به مجموعههای مدیریتی و تصمیمساز دستگاهها خواهد شد که این امر علاوه بر اینکه باعث میشود منابع پیشبینیشده به هدف اصلی که گرهگشایی از کار تودههای مردم است، اصابت نکند، موجب حیفومیل سرمایهها و اموال عمومی کشور گردیده و در نتیجه دامنه نارضایتی مردم تشدید خواهد شد.
مسئله مهم دیگری که نباید از نظر دور داشت این است که فارغ از دخالت عوامل و دشمنان خارجی قسمخورده ملت در وقایع اخیر دیماه که از بدو پیروزی انقلاب مسبوق به سابقه بوده و ادامه هم خواهد داشت،بخشی از علل داخلی اعتراضات کسبه و مردم را میتوان در بیتوجهی مدیران و عدم استفاده به هنگام از ظرفیتهای بینظیر معرفی شده در بیانیه گام دوم انقلاب و بیاهمیتی در مبارزه جدی با فساد و بیعدالتی و تبعیض از بدو ابلاغ و فرصتسوزی تعدادی از مسئولان در این خصوص جستجو کرد.
شاید سخنان رئیسجمهور محترم خطاب به مردم هم مؤید همین موضوع باشد که با این مضمون بیان نمودند «ما نباید در وقایع اخیر، تمام مسئولیتها را صرفاً به عوامل خارجی منتسب نماییم و میبایست با شناسائی نقاط ضعف و ترمیم آن و عبرت از تجارب تلخ، راهگشای مسیر آینده باشیم»
نکته پایانی اینکه بیانیه گام دوم انقلاب بهخوبی، مسیر تعالی و پیشرفت کشور را به مدیران و مسئولان نشاندادهشده است؛ لذا مدیران میبایست با پرهیز از استفاده ابزاری و سخنرانی صرف این وظیفه خطیر و خطوط اصلی این نقشهٔ پرافتخار را به عنوان یک دستورالعمل ملی و اجرایی و مسیر پویایی اقتصاد و رفاه مردم در برنامهریزیها، سیاستگذاری و قانونگذاریها مبنای کار خود قرار داده و از این ظرفیت عظیم که مقام معظم رهبری برای تهیه آن زحمات ارزشمندی کشیدهاند، برای برونرفت کشور از وضعیت موجود، شتاببخشی به توسعه و پیشرفت، جبران عقبماندگیها و خدمترسانی بیمنت به مردم نجیب و قدرشناس ایران اسلامی که همواره در بزنگاههای حساس چتر حمایتی خود را بر سر این نظام مقدس و خونهای پاک شهیدان پهن نمودهاند، حداکثر استفاده را برده و بر اساس سفارشهای اخیر مقام معظم رهبری نسبت به گذشته دوبرابر کار انجام دهند.
|| رضا علامهزاده