
فاش نیوز - به نام خداوند زیباییها؛ ششمین رالی خانوادگی جانبازان نخاعی فارس، روز نیمه شعبان، از مبداء شیراز به سمت استان هرمزگان(بندر مقام) آغاز شد.
۱. آغاز عملیات در روز نیمه شعبان
در سپیدهدم ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ و درست همزمان با میلاد فرخنده حضرت ولیعصر عج آغاز شد؛ یعنی هم نیتمان خیر بود، هم دعای پشت سر داشتیم، هم بنزینها پر، کاروان عشق و اراده، دل به جاده زد و ۵۰۰ کیلومتر از شیراز تا بندر مقام را از مسیرهای فیروزآباد، جم و عسلویه پیمود. مسیری که هم طولانی بود، هم پرسرعتگیر و هم پرخاطره. هدف فقط رسیدن نبود؛ هدف این بود که روحیهها بعدازاین همه کیلومتر، دوباره تنظیم کارخانه شود.

۲ .چالش اسکان در نگین گردشگری هرمزگان
بندر مقام با ساحل مکسر و گردنه عشاق، بهقدری زیباست که آدم یادش میرود شب کجا بخوابد. اما وقتی پای اسکان ۱۸۵ نفر آن هم در ایام شلوغ سفر و با نیازهای خاص جانبازان نخاعی وسط باشد، قصه کمی شبیه فیلمهای اپرحادثه و هیجانی میشود. با تلاش شبانهروزی تیم اجرایی و همراهی گرم هلالاحمر استان فارس و شهرستان لامرد، ۱۵ تخته چادر در محوطه هتل دریاکنار برپا شد. ترکیب آلاچیقها، چند اتاق محدود و چادرهای امدادی، چیزی شبیه یک دهکده خودساخته کنار دریای نیلگون به وجود آورد؛ جایی که زیرساختها کم آوردند، ولی رفاقت و اراده کم نیاورد.
۳ .روز شانزدهم؛ روز جلادادن به روح و مرکب
پنجشنبه ۱۶ بهمن با یک صحنه کاملاً کمدی شروع شد. باران روز قبل، خودروها را طوری گلآلود کرده بود که انگار از مسابقات آفرود برگشتهاند. ذوق دوستان برای تمیزکاری جهت فیلمبرداری آنقدر بالا رفت که چند دقیقه مانده بود محوطه هتل تبدیل به استخر شنای آب شیرین شود. با تذکر بهموقع مدیریت، عملیات کارواش لغو و پروژه با دستمال مرطوب ادامه پیدا کرد و خوشبختانه بدون تلفات پایان یافت.
۴. میثاق با دلاورمردان مرزبانی
در یک حرکت فرهنگی حسابشده، کاروان رالی راهی پاسگاه مرزبانی دریایی شد. جناب آقای میرزایی، قهرمان سرافراز پارالمپیک، بهنمایندگی از جانبازان نخاعی، با گل و شیرینی از حافظان مرزهای آبی کشور تقدیر کرد. دیدار دلاوران دیروز با دلاوران امروز، آنقدر صحنه قشنگی بود که حتی گوشیها هم با احترام فیلم میگرفتند.
۵ .پیمایش در ساحل مکسر و گردنه عشاق.
حرکت کاروان از پیچوخمهای باریک و دیدنی گردنه عشاق، با مدیریت دقیق جناب دکتر عمادی و دکتر کاردان و تیم همراه و هنرنمایی تیم فیلمبرداری بهسرپرستی جناب دکتر خسروی، بیشتر شبیه یک سکانس سینمایی بود. خودروهایی که به همت ایمان حسینی و تیم همراه حبیب عاشوری، هادی صدیقی فر، رامین نانوابر، حسین بنیانی به پوستر مسابقات مزین شده، یکییکی از دل صخرههای عجیب مکسر عبور کردند و به ساحل گردنه عشاق رسیدند؛ با کمی فشار روانی، کمی هیجان و کلی لبخند.
گردنه عشاق جایی است که صخرهها صبورند و دریا بیقرار. جادهای که هم زیباست، هم سخت و اسمش را هم دقیقاً به همین دلیل گذاشتهاند گردنه عشاق. اینجا به آدم یاد میدهند برای رسیدن به هر مقصد دوستداشتنی، باید پیچوخم را تحمل کرد؛ درست مثل زندگی ما جانبازان که اگرچه مسیرش آسان نبود، اما با عشق به وطن معنا پیدا کرد.
۶. لبخند کودکان در ساحل صدفها.
در ساحل، سکوت دریا خیلی زود قربانی یک مسابقه هیجانانگیز شد؛ مسابقه جمعآوری صدف و حلزون برای بچهها. کیسهها پر شد، رقابت بالا گرفت و داوری بین صدفهای ریزودرشت تبدیل شد به یک معضل جدی مدیریتی. بچهها هم که کوتاهبیا نبودند و محکم پای جایزه ایستادند. خلاصه جوگیر شدیم و با الطاف شیرینچ تیم فرهنگی آقایان حیدری و منظم، خرجی روی دستمان گذاشتیم که هنوز هم لبخندش مانده است.
۷. رونق گردشگری و صفای بومی
بندر مقام، زیارت، شیو و مغدان با خانههای محلی و بوی خوش غذاهای دریایی، مزه خاصی به سفر داد. اما مهمتر از همه، مهربانی و صفای مردم بومی بود که با لبخند و مهماننوازی، حس غریبی را از دلها بردند. منطقهای با ظرفیت بالای گردشگری که حضور کاروان جانبازان، کمی شور و جان تازه به فضای اقتصادی و اجتماعیاش بخشید.
پایان روز دوم، به امید سفرهای شیرینتر و خاطرهسازتر در مراحل بعدی...
|| محمدرضا الهی (۱۶ بهمن ۱۴۰۴)