تاریخ : 1404,سه شنبه 21 بهمن16:00
کد خبر : 123686 - سرویس خبری : مقاومت اسلامی

بسیجی‌های دهه هشتادی معتکف


بسیجی‌های دهه هشتادی معتکف

اعتکاف تمام شد، اما اثرش نه… چیزی در دل‌ها ماند که هنوز هم دارد نفس می‌کشد....

جعفری

فاش نیوز - در روزهایی که عده‌ای با کینه، دست به آتش بردند و مسجد را نشانه گرفتند، چند دهه‌هشتادی در گوشه‌ای از همان خانه خدا، آرام و عاشقانه زانو زدند و تا خدا پرواز کردند؛ نسلی که آمد تا بگوید هشتادی با هشتادی فرق دارد، یکی با شعله و هیاهو می‌آید و می‌سوزاند، و دیگری با دل، اشک و بندگی، نور می‌شود و مسجد را دوباره زنده می‌کند. دهه هشتادی که دوست دارد عضو بسیج شود و برای فرمانده شدن به جلا دادن نفس خود می پردازد.

بسیجی های دهه هشتادی معتکف بسیج دانش آموزی خوزستان ناحیه ۲ اهواز چهار روز در مراسم اعتکاف شرکت کردند. چهار روزی که مسجد، حال‌وهوای دیگری داشت…
چهار روزی که دل‌های نوجوان، مهمان خدا شد. از همان لحظه‌ای که جمع‌مان جمع شد، معلوم بود قرار است اتفاق خاصی بیفتد. دخترهایی که با شوق آمده بودند، با دل‌هایی پر از سؤال، امید، اشک و لبخند…اعتکافی که فقط نشستن در مسجد نبود؛ سفری بود از شلوغی‌ها به آرامش. جلسه‌های صمیمی، حرف‌های خودمانی، احکام اعتکاف که آرام‌آرام جا می‌افتاد، هدیه‌هایی که فقط «هدیه» نبود، یادگاریِ این روزهای ناب بود.

برای آن‌هایی که اولین بار طعم اعتکاف را می‌چشیدند، همه‌چیز رنگ دیگری داشت. روایت شهدا که می‌رسید، دل‌ها می‌لرزید…قصه‌ها فقط شنیده نمی‌شد، حس می‌شد. سخنرانی‌های شبانه، چراغ فکرها را روشن می‌کرد و آدم را با خودش می‌برد به درون. سرودها فضا را پر می‌کرد، غرفه کتاب، آرام و بی‌ادعا گوشه‌ای منتظر بود، مسابقه‌ها، بازی‌ها، حلقه‌های معرفتی…همه‌چیز کنار هم، شبیه یک خانواده. جشن میلاد امیرالمؤمنین(ع) با لبخند و نور و سفره‌ای که با نام حضرت رقیه(س) دل‌ها را آرام می‌کرد. محفل قرآن، نشست‌های گفت‌وگو، حرف زدن از جهاد تبیین و مهم‌تر از همه، یاد گرفتن اینکه چطور حالِ خوبِ این روزها را با خودمان ببریم.

اعتکاف تمام شد، اما اثرش نه… چیزی در دل‌ها ماند که هنوز هم دارد نفس می‌کشد.

|| جعفری