
فاش نیوز - احساساتی شدن کار یک خبرنگار خوب را خراب میکند، اما واقعینویسی نه؛ امتیازی برای اوست. آنچه مینویسم گزارشهای واقعی خبرنگاری است که هشت سال است ساکن مشهد شده و در همه راهپیماییها شرکت داشته است.

قبل از آنکه راه بیفتیم، به همسرم میگویم تماس بگیر که اگر مادر هم میآید او را هم ببریم. دیدهام گاهی که او را نبردهایم، گلایه کرده است. همسر کمی اکراه دارد که با بچه و پرچم و حالا در شلوغی همیشگی راهپیماییها بردن مادر با ویلچر دستوپاگیر میشود. بهخصوص که هانیه پایش را توی یک کفش کرده است که امسال باید مرا با کالسکه ببریم؛ هرچه میگوییم تو دیگر خرس گنده شدهای به خرجش نمیرود!
باورمان نمیشود. سابقه نداشته است که این موقع صبح، هنگام راهپیماییها چنین جمعیتی از این فاصله با خیابان اصلی راهپیمایی ببینیم. معمولاً نزدیکیهای فلکه بسیج یا همان فلکه برق، جمعیت به هم میرسند و ترافیک انسانی میشود نه اینجا.
نزدیک فلکه بسیج دیگر متوقف میشویم. دیگر نمیتوانیم قدم برداریم. با نوک پا مرتب کمی خودمان را جلوتر میبریم اما انصافاً حرکت خیلی مشکل است. دقایقی را به همین ترتیب سر میکنیم. دیگر حرکت بهخصوص با کالسکه بچه غیرممکن میشود. لاین سمت راست، لاین سمت چپ، حتی گوشه پیادهرو، امکان رسیدن به فلکه برق را از ما سلب کرده است. مستأصل میشویم. بانو میگوید همینجا بمانیم تا حادثه روز تشییع حاج قاسم برای هانیه پیش نیاید؛ اما من احساس خسارت میکنم اگر نتوانم ده - بیست متر دیگر حرکت نکنم و به میدان و خیابان امام رضا نرسم.
از ده متر مانده به میدان تا رسیدن به میدان و دیدن گنبد و گلدسته حرم و سلام به امام، چیزی حدود 20 دقیقه طول میکشد! حتماً برای کسانی که این متن را میخوانند این عدد اغراقآمیز میآید اما اگر از یک مشهدی ساکن آن اطراف بپرسید، حتماً حرف مرا تأیید میکند.
از دیشب تا حالا این «اللهاکبر» برایم خیلی بامعناتر شده است، از آن زمانی که کلیپ امام خمینی را دیدم که گفت: «خیال میکنید شاه با توپ و تانک رفت؟ شاه با همین اللهاکبرهای مردم رفت.» یاد دیشب میافتم که خیل کسانی که برای تکبیر گفتن در ساعت 21 در سه طرف چهارراه لشکر جمع شده بودند، هم چندبرابر سالهای پیش بودند و هم تکبیرها را با قدرت بیشتر فریاد میکردند. همان دیشب گفتم مردمی که شب 22بهمن اینطور تجمع کنند و اللهاکبر بگویند، حتماً فردا کولاک میکنند.
چیزی که هم دیشب دیدم و هم امروز در خیابانها میبینم، علاوه بر حضور بسیار بیشتر مردم، دو تفاوت دیگر هم با سالهای پیش و راهپیماییهای دیگر داشت و دارد: حضور فراوانتر جوانان و نوجوانان، و نشاط و سرزندگی بیشتر در بین آنان. چهرهها شادتر، سرزندهتر و باطراوتتر از همیشه است.

تعداد خانمهای کمحجاب و شلحجابی که تصاویر رهبر عزیز انقلاب را بالا آوردهاند و با قدرت شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل میدهند، بیشتر از راهپیماییهای دیگر است. یکی از آنها عکس آقا را با یک قرآن جیبی به هم چسبانده و بالا گرفته و شعار میدهد. با زحمت از بین خانمها خودم را به نزدیک او میرسانم و از او عکس میگیرم.
باید بپذیریم که دیگر تقسیمبندی مردم براساس حجاب یا سلایق سیاسی اصولگرا و اصلاحطلب و جوانان و نسل قدیم مدتهاست بیاعتبار شده است. الان تقسیمبندی درست در جبهه حق بودن یا نبودن، انقلابی بودن یا نبودن و وطندوست بودن یا بیگانهپرست بودن است. برای منِ خبرنگار، خانم شلحجابی که تصویر آقای خامنهای را بالا گرفته است، از آنکه زیارت نجف و کربلایش ترک نمیشود اما حاضر نیست مرگ بر آمریکا بگوید یا شعار سیاسی بدهد یا در راهپیمایی برای تقویت قدرت ایران شرکت کند بسیار بیشتر است.
طولانی شد، اما دوست دارم این نکته را که بارها در صفحات مجازی نوشتهام تکرار کنم. من شخصاً هیچ امیدی به نمازها و روزهها و عبادتها و کارهای خیر پر از نقص و اشتباه و آلوده به آفتهایم ندارم. اما این را میدانم که آنچه آن دنیا انشاءالله به لطف خدا دستگیر من شود، حضور در همین راهپیماییهایی است که صددرصد خداوند متعال و امام زمان و نایب امام زمان، رهبر عزیز انقلاب را خوشحال میکند و لبخند رضایت را بر لبان آنها مینشاند. اگر از من بخواهند فقط یک عمل زندگیات را برای آخرتت انتخاب کن، من راهپیماییهایم را انتخاب میکنم؛ بهخصوص راهپیمایی 22 بهمن امسال را. و خیالم راحت است...
|| تقی دژاکام